گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم (روز 34 - گزارش شماره 201)
نکته مهمی که میتوان آن را نوعی خطای راهبردی از سوی اسرائیل تلقی کرد، کشاندن دامنه درگیری به حوزههایی مانند صنایع دارویی و شیمیایی است؛ بهویژه از طریق حمله به برخی شرکتهای فعال در این حوزهها در ایران حتی اگر این حملات محدود بوده باشند. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که این دو بخش، یعنی صنایع دارویی و صنایع شیمیایی، سهم قابلتوجهی در اقتصاد اسرائیل دارند.
برآوردها نشان میدهد که این دو حوزه در مجموع حدود یکپنجم تولید ناخالص داخلی (GDP) اسرائیل را تشکیل میدهند و علاوه بر آن، نقش مهمی در صادرات این کشور ایفا میکنند. برای مثال، در حوزه داروسازی، بخشی از صادرات اسرائیل به کشورهایی مانند آلمان و هلند انجام میشود—کشورهایی که خود از بازیگران اصلی تولید دارو و مواد اولیه دارویی در جهان بهشمار میروند. در واقع، بخشی از زنجیره تولید جهانی دارو به مواد اولیهای وابسته است که توسط شرکتهای اسرائیلی تأمین میشود.
از این منظر، ورود جنگ به عرصه مواد شیمیایی و مواد اولیه دارویی حتی در مقیاس محدود میتواند تبعاتی فراتر از سطح نظامی داشته باشد. چراکه در صورت شکلگیری واکنش متقابل، این بخشها به دلیل وزن بالای اقتصادی و پیوندهای گسترده صنعتی، در معرض آسیبهای جدی قرار خواهند گرفت.
برای نمونه، شرکت «ICL» بهعنوان یکی از بزرگترین مجموعههای فعال در حوزه مواد شیمیایی و منابع طبیعی در اسرائیل، نقش محوری در تولید مواد اولیهای دارد که در طیف وسیعی از صنایع کاربرد دارند؛ از کودهای کشاورزی گرفته تا صنایع الکترونیک، مخابرات، هوانوردی و حتی داروسازی. بنابراین، هرگونه اختلال در این بخش، اثرات زنجیرهای در بخشهای مختلف اقتصاد ایجاد میکند.
بهطور کلی، اگر برای اقتصاد اسرائیل چند ستون اصلی در نظر بگیریم که بیش از 80 درصد GDP این کشور را تشکیل میدهند، صنایع شیمیایی و دارویی بدون تردید یکی از این ارکان هستند. در مقابل، در ایران، صنعت داروسازی عمدتاً کارکرد تأمین نیاز داخلی را دارد و بهعنوان یک بخش عمده ارزآور در اقتصاد تعریف نمیشود. همین عدم تقارن، اهمیت راهبردی این حوزه را در معادلات کنونی دوچندان میکند.
.
انتهای پیام/