به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، مقاومت بی نظیر ایران در برابر حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی، توجه بسیاری از تحلیلگران را به سوی خود جلب کرده است.
حتی آن دسته از روزنامه ها و شبکه های تلویزیونی منطقه که قبلاً منکر نقش ایران بودند و با رویکردی سلبی و سرشار از تردید و گمان به میزان قدرت ایران می نگریستند، حالا نظرشان عوض شده است.
در این میان، به نظر می رسد رسانه های ترکیه بیش از دیگر کشورهای منطقه بر روی این صحنه زوم کرده اند. چرا که اولاً جنگ ایران در برابر ائتلاف شوم آمریکا – اسرائیل بر موازنات منطقه و بازار انرژی تاثیر گذاشته و ترکیه را نیز به طور مستقیم تحت تاثیر قرار می دهد؛ دوم این که اساساً ترکیه کشوری است که با داشتن شمار بالایی از شبکه های تلویزیونی، رسانه ها، پایگاه های تحلیلی اینترنتی و اندیشکده های فراوان، محلی برای فعالیت صدها تن از کارشناسان و مفسرین سیاسی است.

مرور یادداشت ها و تحلیل های اغلب نویسندگان و مفسرین سیاسی ترکیه، نشان دهنده این است که اغلب آنان، با دیدی واقعبینانه به صحنه جنگ کنونی می نگرند و به طور صریح و آشکار، شکست ها و خطاهای بزرگ ترامپ – نتانیاهو را دسته بندی می کنند.
در همین حال، تحلیلگران ترکیه معتقدند که اقدام ایران برای کنترل هرمز، معادلات قدرت در منطقه و جهان را تغییر داد.
ارجان توتار مفسر سیاسی روزنامه صبح و از تحلیلگرانی که رابطه نزدیکی با هاکان فیدان و معاون او پرفسور برهان الدین دوران دارد، به بررسی اهمیت نقش منطقه ای ایران و تاثیر وضعیت جدید تنگه هرمز بر موازنات قدرت بین الملل پرداخته است. نظرات این مفسر سیاسی ترکیه را با هم مرور می کنیم:
از آشوب در تنگه تا موازنه جهانی
جنگ بین ایران و آمریکا – اسرائیل در پنجمین هفته، بسیاری از معادلات قدیمی را تغییر داده است. حالا به جرات می توان گفت: بخش غالبی از هر آن چه که درباره موازنات بین المللی قدرت می دانستیم و همه آنها را به خاطر سپرده و حفظ کرده بودیم، تغییر کرده و تغییرات دیگری نیز در راه است. البته قبل از این که به بررسی تغییر موازنات قدرت بین الملل بپردازیم؛ لازم است به این واقعیت اشاره کنیم؛ جنگی که آمریکا و اسرائیل علیه ایران آغاز کردند، به غیرنظامیان، زیرساخت ها و شهرها آسیب زده و تلفات و خسارات فراوانی به بار آورده و جنگی بزرگ علیه کل بشریت است.
در شرایطی که این اقدام مشترک آمریکا و اسرائیل به بحرانی جهانی تبدیل شده، باید سخنان روی آمارا دانشمند مشهور دهه 70 قرن بیستم را به خاطر بیاوریم که بعدها در سیلیکون ولی، او را به عنوان دانشمندِ علم آینده شناسی شناختند.
او درباره ابداعات و اختراعات علمی، بر این باور بود که «دست کم گرفتن اهمیت اختراعات علمی جدید از یک سو و اغراق افراطی در مورد اهمیت آن اختراعات در دیگر سو، هر دو اشتباهات و خطاهای شناختی بزرگی هستند و باید درباره تاثیر فن آوری و پیشرفت های تکنولوژیکی نوین، حد اعتدال را نگه داریم و تاثیرات آنها را به درستی و با نگاهی واقعبینانه ارزسابی کنیم».
این سخن آمارا از چنان اهمیت منطقی بالایی برخوردار است که بعدها بسیاری از پژوهشگران، از آن به عنوان قانون آمارا یاد کردند. چرا به این سخن مهم اشاره کردم؟ می خواهم بگویم؛ حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، با استفاده از مهمترین دستاوردهای فن آوری روز انجام شد. اما درباره تاثیرات دیرپا و ماندگار پیامدهای این حمله، سکوت کرده اند. این در حالی است که می توانیم پیشبینی کنیم که در حوزه های، بحران انرژی، محدودیت های بزرگ دنیای پتروشیمی، زنجیره تامین کودهای شیمیایی و چندین پیامد دیگر، ما با شرایطی مواجه هستیم که قطعاً یک تورم جهانی بزرگ را به وجود خواهد آورد. اقدامات آمریکا و اسرائیل، از نمونه های اقداماتی هستند که کشورها معمولاً به هزینه های جاری آنها اشاره می کنند و کسی حاضر نیست سراغ پیشبینی این موضوع برود که پیامدهای درازمدت این جنگ ها، چه خسارات سنگینی بر دست همه کشورهای منطقه و جهان خواهد گذاشت.

اگر بخواهیم علاوه بر پیامدهای بلندمدت این جنگ به تغییرات فکری – فرهنگی و تحولات سیاسی بعدی اشاره کنیم؛ می توانیم از یافته های استراتژیست کانادایی چارلی گراهان نمونه بیاوریم که گفته است: «از حالا می توان به راحتی پیشبینی کرد که حکومت ایران به حیات خود ادامه خواهد داد و با اعتماد به نفس بیشتری به فعالیت خود ادامه خواهد داد. این احتمال وجود دارد که روابط ایران با کشورهای عرب همسایه تحت تاثیر قرار بگیرد. اما مساله مهمتر، این است که یک نسل جدید و جوان ضد غرب در ایران به وجود می آید که باور و اعتمادی به وعده های غرب نخواهد داشت».
گراهان همچنین پیشبینی کرده که در کوتاه مدت، یک بار دیگر شاهد عادی شدن جریان فروش نفت و بازگشت آرامش به دنیای نفت و تجارت خواهیم بود و شاید بخشی از زنجیره تامین نیز مشکل خاصی نخواهد داشت.
اما در عین حال، باید این واقعیت را نیز بیان کنیم که در کنار عادی شدن تمام این امور مالی و اقتصادی، ما در حوزه های سیاسی و امنیتی مشکلات بزرگی خواهیم داشت.
به عنوان مثال، درگیری های بی پایان، ناامنی استراتژیک، بی ثباتی های پیدا و پنهان و ترس از آنومیِ ژئوپولیتیک همچنان پایدار خواهد بود. از حالا تا مدتی طولانی، جهانِ ما به خاطر اقدام مشترک ترامپ و نتانیاهو، با این مشکلات روبرو خواهد بود: 1.تنش در تنگه هرمز، علاوه بر اغلب کشورهای حوزه خلیج فارس، مناطق وسیعی از کل قاره آسیا را با بحران در زنجیره تامین روبرو خواهد کرد. 2.کشورهایی نظیر ترکیه، برای واردات انرژی، با مشکلات بزرگتری روبرو خواهند شد و ناچار خواهند شد به خریدارانی در مسافت های بسیار دور مراجعه کنند و در نتیجه هزینه تامین انرژی به شکل چشمگیری افزایش خواهد یافت. 3. ضمن از دست رفتن کامل هژمون آمریکا و نظام تک قطبی، در دنیای چندقطبی، بسیاری از رقابت های اقتصادی دچار ابهام و عدم قطعیت بیشتری خواهد بود. 4.سیستم آسیا – پاسفیک نیز از حیث امنیت انرژی و اقتصاد، با مشکلات بزرگی روبرو خواهد بود.
با توجه به این مشکلات، به طور طبیعی چین و روسیه، تلاش می کنند تا در همه حوزه ها اقتدار بیشتری به دست بیاورند و کشوری مانند ترکیه نیز، بیش از هر زمان دیگری به توسعه صنایع دفاعی ادامه خواهد داد.
همچنان که دیدیم، اعتبار سازمان ملل متحد باز هم آسیب دید. اما گذشته از این، پیمان نظامی ناتو و حتی ائتلاف هایی مانند بریکس، شانگهای، شورای همکاری کشورهای عرب خلیج فارس و اتحادیه اروپا نیز، دارای اختلاف نظر و مشکلات داخلی فراوانی خواهند بود.
همچنان که کشورهای اروپایی عضو ناتو حاضر نشدند با آمریکا همراهی کنند، بریکس هم کار خاصی برای ایران انجام نداد و همه به این نتیجه رسیدند که در الگوی دفاعی، باید مانند ایران به توان داخلی اتکا کرد.
در جهان جدید ما، جایی برای الگوهای امپریالیستی و اندیشه استعمار پنهانی وجود ندارد و آمریکا چنان لطمه ای به ناتو زد که مفاهیمی مانند ارتش ملی و دفاع ملی در همه کشورها، یک بار دیگر برجسته شدند.
اما باید به این نکته مهم نیز اشاره کنیم: ائتلاف پدید آمده از ترکیب صهیونیسم و مسیحیان تندرو آمریکایی، حالا به خوبی متوجه شدند که نمی توانند هر جور که دلشان می خواهد، در خاورمیانه اسب های خود را بتازانند! حالا ما در خاورمیانه، وارد مقطع پست صهیونیسم و در جهان نیز وارد مقطع پست آتلانتیک شده ایم.
انتهای پیام/