گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم (روز 38 - گزارش شماره 237): تا پیش از جنگ 12روزه، ساختار پدافند هوایی کشور عمدتاً متمرکز و مبتنی بر رادارهای برد بلند بود. در این الگو، رادارها در لایه نخست وظیفه کشف اهداف را بر عهده داشتند و اطلاعات به شبکه یکپارچه پدافند (ADOC) منتقل میشد. سپس فرماندهی مرکزی، با توجه به موقعیت هدف و نوع تهدید، مأموریت درگیری را به مراکز منطقهای (SOC) واگذار میکرد تا بر اساس سامانههای در اختیار خود، اقدام لازم برای رهگیری و مقابله انجام شود. بهعبارت دیگر، مرکزیت فرماندهی نقش تعیینکننده در کل فرایند دفاع هوایی داشت.
.
اما تجربه جنگ 12روزه و آسیبهایی که به این ساختار وارد شد، ضرورت بازنگری در الگوی عملیاتی را آشکار کرد. بازسازی همان مدل پیشین ـ مبتنی بر رادارهای برد بلند و تمرکز فرماندهی ـ نهتنها زمانبر بود، بلکه با توجه به تجربه موفق دشمن در سرکوب پدافند، احتمال تکرار آسیبپذیری نیز وجود داشت؛ بهویژه در شرایطی که دامنه درگیری از یک بازیگر به چند بازیگر گسترش یافته بود.
در نتیجه، به نظر میرسد پدافند هوایی به سمت یک ساختار منعطف و غیرمتمرکز حرکت کرده است. بر اساس شواهد میدانی، اکنون سامانهها و مناطق پدافندی تا حد زیادی بهصورت مستقل عمل میکنند و هر یک دارای دستورالعملهای مشخصی برای مواجهه با تهدیدات هستند، بدون آنکه منتظر صدور فرمان از یک مرکز واحد باقی بمانند.
از سوی دیگر، با کاهش پروازهای غیرنظامی و شفافتر شدن فضای آسمان کشور، تشخیص و تفکیک اهداف نیز سادهتر شده است. در صورت حضور پرندههای خودی نیز، اطلاعات آنها در اختیار شبکه پدافندی قرار میگیرد تا از بروز خطا جلوگیری شود.
در مجموع، آنچه قابل مشاهده است، گذار از یک پدافند متمرکز به یک الگوی توزیعشده و چابک است؛ تغییری که میتواند سطح تابآوری و کارایی سامانههای دفاع هوایی را در شرایط جنگی افزایش دهد.
انتهای پیام/