به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «میخائیل شرشفسکی» روزنامهنگار و تحلیلگر مسائل بینالملل، در یادداشتی که در پایگاه تحلیلی «کالیبر» جمهوری آذربایجان منتشر شده، به بررسی ابعاد جهانی جنگافروزی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پرداخته است.
وی در این یادداشت تحلیلی با تشریح مقاومت هوشمندانه تهران، تاکید میکند که چگونه اهرمهای ژئوپلیتیک ایران، ماشین جنگی و اقتصاد غرب را در منگنه قرار داده است.
تسلط بلامنازع ایران بر تنگه هرمز و استیصال ائتلاف متجاوز
این تحلیلگر روس در ابتدای یادداشت خود مینویسد: جنگ با ایران آنطور که آمریکا تصور میکرد، با موفقیت پیش نمیرود. اگرچه نیروی هوایی ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی هزاران هدف از جمله مقرها، کارخانههای دفاعی و زیرساختها را هدف قرار داده و حتی بمباران صنایع غیرنظامی و پلها را آغاز کرده است، اما با وجود تمام این تجاوزات، ایران همچنان کنترل کامل خود بر تنگه هرمز را حفظ کرده است. تهران با این اقدام، ابزاری قدرتمند برای اعمال نفوذ بر اقتصاد و سیاست جهانی به دست آورده است. این ناکامی باعث شده تا دونالد ترامپ فشارها را افزایش دهد تا شاید ایران را از تداوم انسداد این تنگه منصرف کند، اما درگیریها تنها رو به وخامت میرود.
علیرغم نارضایتیهای فزاینده در میان رایدهندگان آمریکایی، رئیسجمهور این کشور از مسیر تشدید تنش عقبنشینی نمیکند. با این حال، واقعیت میدان نشان داد که حفظ کنترل بر این آبراهه راهبردی برای ایران با تلاش نسبتاً کمی همراه بوده است. کافی است تنها هفتهای یک بار یک پهپاد یا موشک به سمت نفتکشهایی که قصد عبور از این تنگه باریک را دارند شلیک شود، تا این شریان آبی که برای اقتصاد جهانی اهمیتی حیاتی دارد، کاملاً فلج شود. در نتیجه این اقدام، حدود 15 میلیون بشکه نفت و حجم عظیمی از گاز مایع (LNG) از بازارهای جهانی قطع شده است. این امر به جهش قیمت نفت و در نتیجه افزایش بهای سوخت در آمریکا منجر شده و خشم و نارضایتی شهروندان آمریکایی را به شدت برانگیخته است.
پیروزی اقتصادی ایران در دل جنگ و تحریم
شرشفسکی در ادامه یادداشت خود خاطرنشان میکند: اگرچه ایران در پی حملات بیوقفه ائتلاف آمریکایی-اسرائیلی متحمل خساراتی شده است، اما نفوذ اقتصادی و سیاسی آن در سطح جهانی نه تنها کاهش نیافته، بلکه تقویت نیز شده است. تهران به هیچ وجه قصد ندارد از کنترل خود بر تنگه هرمز دست بکشد؛ این کشور اکنون از هر نفتکش مبلغ 2 میلیون دلار به عنوان حق ترانزیت دریافت میکند و تنها به کشتیهایی اجازه عبور میدهد که خود صلاح بداند.
در واقع، ایران در حالی که گلوی بازار جهانی را فشرده و آن را با خطر رکود مواجه کرده است، همچنان به صادرات نفت خود ادامه میدهد و حتی به لطف افزایش قیمتها، درآمدهای خود را به طرز چشمگیری بالا برده است. نتیجه شگفتانگیز این است که ایران امروز بیش از دوران پیش از جنگ، و آن هم با قیمتهای بالاتر، نفت میفروشد. این وضعیت، در کنار گرانی ملموس سوخت در داخل آمریکا، واشنگتن را در یک تنگنای شدید سیاسی گرفتار کرده است.
سیاست زمین سوخته و تقابل بلوکهای قدرت
نویسنده میافزاید: در واکنش به این استیصال، ائتلاف واشنگتن-تلآویو در حال تدارک یک عملیات زمینی است و همزمان فشار بر تهران را تشدید میکند. پالایشگاهها میسوزند و صنایع متالورژی ویران میشوند؛ آمریکا و رژیم صهیونیستی عملاً در حال نابودی زنجیرههای تولیدی ایران هستند و با این کار، مستقیماً معیشت و مشاغل طبقه کارگر ایران را هدف گرفتهاند.
با این حال، محبوبیت ترامپ در حال سقوط است و امروز تنها حدود 35 درصد از آمریکاییها از او حمایت میکنند. ایده عملیات زمینی که ترامپ دائماً تهران را با آن تهدید میکند، تنها 12 درصد موافق دارد و 65 درصد از مردم قاطعانه با آن مخالفند. اما چرا او با وجود این مخالفتها همچنان به این سیاست منفور ادامه میدهد؟
اولین دلیل، تقابل جهانی بلوکهای قدرت است. در یک سو آمریکا، ناتو، غرب جهانی و رژیم صهیونیستی (به عنوان ابزار نظامی واشنگتن در خاورمیانه) قرار دارند و در سوی دیگر، بلوکی تحت فشارهای تحریمی شامل چین، روسیه و ایران که خواهان بازنگری در نظم تحمیلی غرب هستند. واشنگتن با اقداماتی نظیر ربایش «نیکلاس مادورو» رئیسجمهور ونزوئلا و اکنون تجاوز به ایران، به صورت سیستماتیک در تلاش است تا ضعیفترین حلقههای این ائتلاف نوظهور را در هم بشکند. در این میان، روسیه از فرصت محاصره تنگه هرمز و قطع شدن 40 درصد از نیاز نفتی چین استفاده کرده تا خود را به عنوان پایگاه اصلی تامین انرژی پکن تثبیت کند.
کاسبان خون؛ سودهای نجومی کارتلهای آمریکایی
در بخش دیگری از این تحلیل به پشتپردههای اقتصادی جنگ در واشنگتن اشاره شده و آمده است: دلیل دوم تداوم جنگ، نفوذ ابرشرکتها و کارتلهای لابیگر مرتبط با دولت واشنگتن است. کمپین ترامپ توسط 52 میلیاردر تامین مالی شد که بدیهی است این سرمایهگذاریها از روی نوعدوستی نبوده و اکنون منتظر سود سهام سیاسی و اقتصادی خود هستند. شرکتهای انرژی سنتی آمریکا در سایه گرانی جهانی نفت در حال پارو کردن سودهای نجومیاند و نفت غارتشده ونزوئلا (روزانه یک میلیون بشکه) نیز به پالایشگاههای نزدیک به جمهوریخواهان سرازیر میشود.
مجتمع نظامی-صنعتی آمریکا نیز ذینفع اصلی این جنگ است. ترامپ بودجه نظامی را به رقم افسانهای 1.5 تریلیون دلار افزایش داده که معنای آن سرازیر شدن صدها میلیارد دلار به جیب شرکتهای تسلیحاتی و مقامات مرتبط با آنهاست. غولهای فناوری «دره سیلیکون» نظیر «ایلان ماسک» و «پیتر تیل» نیز با دریافت قراردادهای کلان از پنتاگون در حال ثروتاندوزیاند؛ به طوری که ثروت ماسک به 839 میلیارد دلار (تقریبا 2.5 برابر سال گذشته) رسیده است. بخش بزرگی از نخبگان سیاسی و اقتصادی آمریکا در نوعی سرخوشی ناشی از این سودهای بینظیر و خونین به سر میبرند.
«میخائیل شرشفسکی» در پایان یادداشت خود نتیجهگیری میکند: با وجود این سودآوری برای کارتلها، جنگ چهرهای به شدت نامطلوب به خود گرفته و تلفات در حال افزایش است. نارضایتی عمومی در آمریکا در آستانه انتخابات میاندورهای پاییز، همحزبیهای بلندپایه ترامپ را به وحشت انداخته است. وضعیت برای رئیسجمهور آمریکا هر روز پیچیدهتر میشود، اما با تکیه بر هسته سخت رایدهندگان جمهوریخواه و منابع مالی بیکران کارتلها، او فعلاً این امکان را دارد که به مسیر خطرناک خود و گسترش ابعاد جنگ با ایران ادامه دهد.
انتهای پیام/