به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، پیام پرمحتوای آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران در اربعین امام شهیدمان، بازتاب زیادی در رسانهها و محافل منطقهای و بینالمللی داشت و در این زمینه المیادین در مقالهای به تحلیل این پیام در ابعاد مختلف پرداخته که شرح آن به شکل زیر است.
سخنرانیهای بزرگ در دوران آسایش صادر نمیشوند، بلکه در لحظاتی ایراد میشوند که مرثیهسرایی به منبری تبدیل میشود که در آن نسلهای بعدی معادلات جدیدی را برای جهانی که از پیشینیان به ارث بردهاند، ترسیم میکنند. هنگامی که سید مجتبی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی ایران، پیام خود را در چهلمین سالگرد شهادت پدرش، رهبر امت، شهید امام سید علی خامنهای صادر کرد، موقعیت جمهوری اسلامی را روی نقشه مرحله جدید منطقه و جهان با ویژگیهای روشن مشخص و با زبان پیروزی مقتدرانه، آنچه را که بیانیههای رسمی نمیتوانند با زبان سیاست نشان دهند، ترسیم کرد.
این سخنان رهبر انقلاب شایسته تحلیل است؛ نه فقط بخاطر محتوای آن بلکه به دلیل ساختار، زمان بندی و انتخاب واژگان.
وقتی اربعین امام شهید به سلاحی نمادین تبدیل میشود
این پیام از صفحه اول مانند متون عادی آغاز نشد، بلکه از "چهل شب و روز" آغاز شد و این یک افتتاحیه گذرا نیست؛ بلکه فراخوانی دقیق از لایههای نمادین انباشته شده در ضمیر تمدن اسلامی و به طور خاص و با عمق استثنایی در حافظه شیعه است.
چهلم در سنت دینی اسلامی فقط یک دوره زمانی نیست، بلکه یک مرز بین آنچه بود و آنچه خواهد بود، بین غم و موضع، بین غیبت و اعلام ادامه است.
اما در ضمیر شیعی، چهلم وزنی بینظیر و دردی بیهمتا دارد: این "چهلم" امام حسین (علیه السلام) است. هنگامی که بالا بردن سر، از عمل عزاداری به عمل اعلام انقلاب علیه ظلم و ستم تبدیل میشود، میبینید که سید مجتبی خامنهای به جدش حسین و یارانش (علیهم السلام) تأسی کرده و فاجعه کربلا را با این عدد در اولین سطر یادآور شده است.
او با این کار فقط تاریخنگاری نمیکند؛ بلکه با زبان عمهاش زینب (علیها السلام) چارچوببندی و خطاب میکند: آنچه خواهید خواند، غم یا مرثیهای از یک رهبر داغدار نیست، بلکه یک موضع و عمل است.
سپس عمق کامل چارچوببندی در این پیام آشکار میشود، و آن مقایسه با زمان غیبت حضرت موسی (علیه السلام) است. چهلمی که کلیم الله به میقات خود رفت و یارانش در غیبت او به سوی پرستیدن گوساله منحرف شدند.
اما سید مجتبی در سخنرانی خود این لحظه را یادآوری میکند تا امروز نقیض آن را اعلام کند: این بار گوساله ساخته نشد، بلکه این بار یاران رهبر و حامیان انقلاب در غیبت امامشان، مانند کوههای استوار در برابر استکبار جهانی ایستادگی کردند، و این تضاد بین دو الگو -انحراف یاران موسی (علیه السلام) و ایستادگی یاران شهید امام خامنهای- در جوهر خود یک عمل تأسیسی است که به این مرحله مشروعیت تاریخی-دینی میبخشد؛ مشروعیتی که از هیچ فرمان یا قانونی سرچشمه نمیگیرد، بلکه از عمیقترین لایههای حافظه اسلامی ناشی میشود.
دراینجا کسی که در پی تحلیل این پیام باشد میفهمد که این مفهوم چه معنایی دارد: هر سخنرانی که در چنین بستر دینی-تاریخی چارچوببندی شود، پاسخ دادن به آن با زبان سیاسی عادی دشوار است.
حماسه به عنوان یک فرمولبندی: از جنگ تحمیلی تا دفاع مقدس
در این سخنرانی یک تحول مفهومی وجود دارد که شایسته تأمل طولانی است: نامگذاری در ساخت پیروزی یک جزئیات سبکی نیست؛ بلکه نامگذاری موضع و اعلام است. هنگامی که یک رویداد را نامگذاری میکنید، هویت آن را مشخص میکنید، و به تبع آن موقعیت رهبر آن را مشخص میکنید و پیشبینی میکنید که چگونه در آینده به یاد آورده خواهد شد.
در اینجا سید مجتبی خامنهای نام جنگ را حماسه "دفاع مقدس سوم" انتخاب کرد و این انتخاب تصادفی نیست، بلکه اوج چیزی است که از نظر استراتژیک میخواهد گفته شود؛ زیرا "دفاع مقدس" در حافظه جمعی ایرانیان معانی مهم و عمیقی در فلسفه انقلاب اسلامی دارد.
هنگامی که سید مجتبی میگوید "مردم جنگ تحمیلی را به حماسه دفاع مقدس سوم تبدیل کردند"، او روایت رویداد را از درون آن بازگو میکند، و آن روایت این است که جنگ، تحمیلی بود؛ یعنی دشمن آن را آغاز کرد، اما به دلیل ایستادگی، وحدت و همبستگی مردم، از یک فاجعه به یک حماسه تبدیل شد.
تفاوت بین فاجعه و حماسه در تعداد شهدا و مجروحان و یا در مساحت زمین ویران شده نیست؛ بلکه تفاوت در روایتی است که از آن ارائه میشود و روایت در اینجا با دست فرزند رهبر امت ترسیم شده است.
تنگه هرمز: وقتی جغرافیا به یک اعلامیه تبدیل میشود
هیچ تحلیلگری هنگام بازخوانی پیام رهبر انقلاب اسلامی، از جمله "مدیریت تنگه هرمز وارد مرحله جدیدی شده است" ، بدون مکث طولانی عبور نمیکند تا در آن مواضع جمهوری اسلامی ایران را در مورد این تنگه دریایی مهم، در طول تجاوز صهیونیستی-آمریکایی بررسی کند.
این جمله زیبا در عین کوتاهی خود، شاید از نظر سنگینی کمتر از سایر مضامین در بافت گفتار نباشد، زیرا نه از گذشته سخن میگوید و نه از آینده، بلکه از جغرافیا سخن میگوید.
هنگامی که جغرافیا وارد گفتمان سیاسی میشود، منافع اقتصادی جهانی، قیمت نفت، توازن ناوگانها و قدرتها، و نگرانیهای کشورهای منطقه و جهان را با خود میآورد که به اشتباه فکر میکنند در این درگیری نه شتری دارند و نه گوسفندی! (این جنگ تاثیری بر آنها ندارد). اما تنگه هرمز - به دلیل موقعیت خود، دروازهای برای تقریباً یک پنجم نفت مبادله شده در جهان و یک نقطه فشار استراتژیک برجسته است.
جمله سید مجتبی خامنهای مبنی بر اینکه مدیریت تنگه هرمز "وارد مرحله جدیدی شده است" حاوی پیامی دوگانه است: پیامی برای واشنگتن و شرکایش مبنی بر اینکه وضعیت قبلی بدون هزینه بازگردانده نخواهد شد، و پیامی برای بازارها و پایتختهای غربی و آسیایی مبنی بر اینکه معادلهای که قبلا در تنگه هرمز وجود داشت، تغییر کرده است.
این به خودی خود یک تهدید ضمنی است که بیش از هر تهدید صریحی نگرانکننده است، زیرا ابهام حساب شده همواره برای دشمن ترسناکتر از تهدید آشکار است؛ به این معنی که هیچ کس نمیداند منظور رهبر انقلاب از "مرحله جدید" دقیقاً چیست، و این ابهام شاید برای این باشد که میزهای تصمیمگیری در پاکستان، واشنگتن، لندن، توکیو، پکن و مسکو را به یک اندازه مشغول کند. علاوه بر آن، رژیمهای خیانتکار و سازشکار عربی هم دچار نگرانی فزاینده درمورد آینده خود میشوند.
غرامتها: صورتحساب قبل از تسویه
اگر قرار بود این پیام سید مجتبی یک پیام واحد برای میزهای مذاکره آینده داشته باشد، آن، جمله مربوط به غرامتها بود. هنگامی که این پاراگراف با دید تحلیلی خوانده میشود، مشخص میشود که دو وظیفه را همزمان انجام میدهد: قیمت هر توافقی را قبل از شروع آن تعیین میکند، و مرجع اخلاقی این قیمت را مشخص میکند.
غرامتها یک عدد یا تودهای پول روی میز مذاکره نیست، بلکه "بهای خون شهدا" بوده و این عبارت، شهادت را به عنوان یک ارزش مذاکرهای به نمایندگی از اولیای خون و نه اولیای دیپلماسی وارد میکند. این چیزی است که هیچ طرفی در مذاکرات نمیتواند ارزش آن را به بهانه منافع اقتصادی یا توازنهای سیاسی کاهش دهد.
هشدار نرم و پرمعنا به شیخنشینان
سید مجتبی در این سخنان خود هشدار نرم و در عین حال قاطع و دقیقی به کشورهای حوزه خلیج فارس داد و دعوت به "ایستادن در جایگاه صحیح" و دوری از "وعدههای دروغین شیاطین" نیازی به مترجم یا تحلیلگر ندارد؛ بلکه بیانی صریح است مبنی بر اینکه کشورهای همسایه جنوبی تسهیلاتی برای متجاوزان به این فراهم و یا حتی با آنها همکاری کردهاند که قابل چشمپوشی نیست.
این بخش از سخنان سید مجتبی، این موضع را تثبیت و اعلام میکند که مرحلهای که در آن فرار ممکن بود، دیگر به پایان رسیده است. اما جالبترین جنبه از نظر رسانهای این است که این پیام با زبان نصیحت و نه زبان تهدید با عنوان "ایستادن در جایگاه صحیح" نگاشته شده است، و هر کس آن را در بافتار خود بخواند میداند که پشت ادب عبارت، صلابت موضع وجود دارد. این نوسان بین نرمی نگارش و شدت محتوا، نشانه گفتار ماهرانه است.
ساختار سبکی: هنگامی که بلاغت در خدمت استراتژی اهداف قرار میگیرد
این پیام سید مجتبی را همچنین نمیتوان از نظر رسانهای بدون توجه به ساختار سبکی آن تحلیل کرد، به ویژه در موارد زیر:
-"چهل شب و روز" که در آن طعم غم آرام و یادآوری نماد تاریخی و دینی-مذهبی است.
-"مانند کوههای استوار ایستادند" که در آن تصویر ثبات و اقتدار است.
-"مانند گدازههای آتشفشانی فوران کردند" که در آن انرژی پاسخ متقابل و سوزان است.
این تصاعد سهگانه یک صنعت سبکی برای شگفتزده کردن مخاطب نیست، بلکه یک مسیر عاطفی دقیق است که خواننده را از غم به غرور هدایت میکند و اجازه نمیدهد از صحنهای که میبیند و میشنود احساس شکست کند، بلکه احساس تعلق به یک حادثه بزرگ را به او میدهد که برایش عزت و کرامت میآفریند.
همچنین این پیام به دوگانگی "مرثیه و رجز" اشاره میکند که از بلیغترین بخشهای گفتار است. مرثیه هنر غم شاعرانه است، و رجز ریتم نبرد و دریای شور و هیجان در شعر کلاسیک عربی.
گفتن اینکه مردم "از مرثیه، رجز ساختند" در اختصار برای هر آنچه سخنران به طور ضمنی میخواهد بگوید، زیباست: آنچه با مصیبت آغاز شد، به حماسه انجامید، و انرژی که میتوانست در گریه هدر رود، به سوخت برای مقابله با دشمن تبدیل شد.
فصل جدید از طلوع قدرت ایران
سید مجتبی در پیام خود جملهای ا ستثنایی را ذکر میکند که شایسته است با تأمل خوانده شود: "جهالت و حماقت مستکبران باعث شد که ماه مارس سال 2026 آغاز فصل جدیدی از طلوع قدرت ایران باشد."
این جمله یک عمل تاریخی را یادآوری میکند؛ زیرا در آن یک ماه خاص به یک نقطه عطف در روایت تمدنی بزرگ ایران تبدیل میشود. این کاری است که روایتهای بزرگ همیشه انجام میدهند؛ وقتی نقطه عطف را برای اندازهگیری قبل و بعد از آن تعیین میکنند.
اما آنچه واقعاً در این جمله در پیام بسیار شایسته توجه است؛ این است که رهبر انقلاب، دشمن را تنها مسئول جنگ ندانست؛ بلکه مسئول پیامدهای آن نیز دانست که منجر به صعود ایران شد. به این معنی؛ اگر مستکبران در "حماسه دفاع مقدس سوم ایران" اشتباه نمیکردند، ایران فرصت نمییافت تا تولدی جاودانه برای جمهوری اسلامی خود بنویسد.
انتهای پیام/