خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: جنگ تحمیلی اخیر علیه ما، ملت را متحدتر از قبل کرد و مردم با سلایق مختلف سیاسی و از قشرهای مختلف زیر پرچم ایران اسلامی قرار گرفتند. مردم در شهرها و حتی شهرستانها و روستاهای کشور حماسهای ماندگار آفریدند تا به بیگانگان این هشدار را دهند که خط قرمز آنها، وطن و غیرت ملی است.
اما این بار مرودشت شب گذشته، شبی متفاوت را تجربه کرد؛ شبی که خیابانهایش زیر نور چراغها و قدمهای آرام مردم جان تازهای گرفته بود. از ساعاتی پیش از غروب، جمعیت مثل رودی آرام اما پیوسته، از کوچهها و محلهها بهسوی نقطه مرکزی شهر روان شد و لحظهبهلحظه بر امواج انسانی افزوده میشد.
در میان جمع، تصاویر کودکان و نوجوانانی که دیگر در کنار خانوادههایشان نبودند و توسط رژیم سفاک صهیونیستی و آمریکای جنایتکار و کودککش به شهادت رسیده بودند. این تصاویر همانند شمعهایی خاموش اما پرنور، در گوشهای از خیابان بر تابلوهایی نقش بسته بود. قابها با تصاویر معصومانۀ آنها جان گرفته بودند و هر رهگذری را، هرچند برای چند لحظه، در سکوتی عمیق فرو میبردند؛ سکوتی که تنها با آوای آرامی که از بلندگوها به گوش میرسید شکسته میشد.
صدای مداحی که در هوا میپیچید، مانند نسیمی ملایم بود که بر دلهای جمعیت مینشست. برخی همراهی میکردند، برخی مکث میکردند و برخی تنها گوش میدادند؛ اما همگی در یک لحظه مشترک غرق میشدند. آن صدا، بین ساختمانها میچرخید و به آسمان میرفت، گویی قرار بود امشب، شهر را در هالهای از آرامش و اندوه پیوند بزند.
پرچمهای برافراشتهای که در دست کودکان و خانوادهها موج میخورد، منظرهای پر از حرکت و رنگ میآفرید. همینطور صف طولانی خودروها که با چراغهای روشن و با پرچمهایی که از شیشههای ماشین به بیرون موج میزدند، در مسیر پیش میرفتند، مانند رشتهای نورانی شهر را از نقطهای به نقطه دیگر پیوند میداد. همهچیز در عین ازدحام، نظمی شاعرانه داشت.
و در نهایت، حضور آن وانت ساده با مدل کوچک و نمادین یک پهپاد شاهد 136 که روی آن قرار گرفته بود، به نقطه توجه جمع تبدیل شد؛ کودکان با شوق نزدیک میشدند، بزرگترها عکس میگرفتند، و همین همهمه کوتاه، به مراسم رنگی از شگفتی و کنجکاوی میبخشید. شب مرودشت، شبی از جنس احساس بود؛ آرام، پرمعنا و سرشار از لحظاتی که در ذهن بسیاری ماندگار خواهد شد.
گزارش تصویری این رویداد را از ریحانه دُرانی مشاهده میکنید.







انتهای پیام/