به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری تسنیم، دانشگاه در ایران همواره یکی از حساسترین فضاهای اجتماعی و سیاسی کشور بوده است؛ فضایی که تحولات آن اغلب بازتابی از شرایط کلی جامعه به شمار میآید. رخدادهای ماههای گذشته نیز بار دیگر نشان داد که دانشگاه تنها یک محیط آموزشی نیست، بلکه میتواند به صحنهای برای بروز تنشها، گفتوگوها و در نهایت شکلگیری نوعی همبستگی اجتماعی تبدیل شود. مرور تحولات اخیر دانشگاهها را میتوان در چند سکانس روایت کرد؛ سکانسهایی که از التهاب آغاز میشود و به نوعی بازتعریف نقش دانشجو در بزنگاههای اجتماعی میرسد.
سکانس اول؛ دیماه و آغاز فضای ملتهب در دانشگاهها
همزمان با اغتشاشات دیماه، فضای بسیاری از دانشگاههای کشور نیز تحت تأثیر تحولات خیابان قرار گرفت. برخی تجمعات دانشجویی، بحثها و تنشهای سیاسی در محوطه دانشگاهها، و انتشار گسترده روایتهای سوگیرانه مختلف در شبکههای اجتماعی رسانههای معاند، باعث شد محیط دانشگاهی برای مدتی از وضعیت معمول فاصله بگیرد.
در پی افزایش تنشها، دانشگاهها تصمیم گرفتند برای کنترل شرایط و جلوگیری از گسترش درگیریها، کلاسها را بهطور موقت تعطیل کنند. این تعطیلی هرچند کوتاهمدت بود، اما نشانهای از سطح التهاب در فضای دانشگاهی محسوب میشد.
با بازگشایی دانشگاهها در بهمنماه، بسیاری انتظار داشتند فضای دانشگاهها به آرامش بازگردد، اما در برخی مراکز آموزشی، نشانههایی از تداوم تنش دیده شد. تجمعات پراکنده، درگیریهای لفظی میان برخی گروههای دانشجویی و بروز رفتارهای هنجارشکن و دور از عرف و شان، بخشی از این فضای ملتهب بود و جریان انقلابی فضا را در دست گرفت.

در برخی موارد گزارشهایی از آسیبزدن به نمادهای دانشگاهی یا ملی، آتشزدن پرچم ایران و توهینهای لفظی منتشر شد؛ اتفاقاتی که در مواردی حتی به درگیری فیزیکی میان دانشجویان با یکدیگر یا با نیروهای مسئول در محیط دانشگاه کشیده شد.
چنین رخدادهایی موجب شد فضای علمی دانشگاهها برای مدتی تحتالشعاع منازعات سیاسی و اجتماعی قرار گیرد. در این مقطع، دانشگاه در موقعیتی قرار گرفته بود که بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به عقلانیت گفتوگومحور و مدیریت تنش بود.
سکانس دوم؛ بحران امنیتی و تغییر میدان نقشآفرینی دانشگاه
از صبح 9 اسفند و شهادت رهبر انقلاب و شروع جنگ رمضان، اما شرایط فرق کرد. در حقیقت شرایط کشور وارد مرحلهای متفاوت شد. در جریان برخی حملات موشکی دشمن صهیونیستی-آمریکایی، بخشهایی از شهرهای بزرگ در معرض اصابت قرار گرفتند و در نزدیکی برخی دانشگاههای بزرگ کشور نیز خساراتی گزارش شد.
دانشگاههایی مانند شریف، شهید بهشتی و علم و صنعت، مورد اصابت مستقیم موشکهای اسرائیلی-آمریکایی واقع شدند و در پی این حملات دانشکده فیزیک علم و صنعت، آزمایشگاه پلاسما و لیزر بهشتی و ساختمان هوش مصنوعی شریف به طور کامل تخریب شدند. این حملات دشمن به قلب محیطهای صددرصد علمی کشور نشان داد که فضای علمی کشور نیز از پیامدهای جنگ در امان نمانده است و دشمن با پیشرفت علمی ایران نیز در جنگ است.



در چنین شرایطی، واکنش جامعه دانشگاهی نیز شکل تازهای به خود گرفت. تعدادی از استادان دانشگاه که پیشتر در حوزههای مختلف دیدگاههای انتقادی نسبت به سیاستها داشتند، در این مقطع تلاش کردند با ارائه تحلیلهای تخصصی، به تبیین شرایط جنگی و ضرورت حفظ انسجام اجتماعی بپردازند. این مواضع نشان میداد که در بزنگاههای حساس، حتی طیفهای مختلف فکری نیز میتوانند بر سر اصولی مانند امنیت ملی و ثبات اجتماعی به نقاط مشترکی برسند.
در کنار این تحرکات فکری، بخش مهمی از فعالیتهای دانشجویان در سطح میدانی و اجتماعی شکل گرفت. گروههای دانشجویی داوطلب در بسیاری از نقاط شهر به فعالیتهای کمکرسانی و پشتیبانی از مردم پرداختند. برخی از این گروهها در قالب تیمهای امدادی به مناطق آسیبدیده رفتند و برخی دیگر در کارگاههای کوچک خدماتی برای کمک به بازسازی منازل آسیبدیده راهاندازی کردند.
در یکی از این اقدامات، گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران با راهاندازی کارگاههای شیشهبری، اقدام به تأمین و نصب شیشه برای خانههایی کردند که در اثر موج انفجار آسیب دیده بودند. این فعالیتها در حالی انجام میشد که بسیاری از دانشجویان همزمان در حال پیگیری درس و امتحانات خود نیز بودند.


در همین ایام، فضای اجتماعی پیرامون دانشگاه تهران نیز به یکی از نقاط تجمع مردمی تبدیل شد. در مقابل سردر این دانشگاه، در بسیاری از شبها جمعهایی از مردم، دانشجویان و فعالان اجتماعی گرد هم میآمدند؛ برخی برای گفتوگو، برخی برای همدلی و برخی برای سازماندهی کمکهای مردمی. به این ترتیب، دانشگاه که در ماههای پیشتر صحنه تنش و اعتراض بود، در این مرحله به بستری برای فعالیتهای اجتماعی و داوطلبانه تبدیل شد.
حتی تعدادی از اساتید دانشگاههای مورد اصابت دشمن، کلاسهای خود را در محل تخریب برگزار کردند تا پیامدهنده متوقف نشدن مسیر علم و پیشرفت کشور به دشمنان این سرزمین باشند.


سکانس پایانی؛ دو تصویر از دانشجوی ایرانی
تحولات اخیر دانشگاهها در عین حال با یک رقابت روایتی در فضای رسانهای نیز همراه بود. رسانههای دشمن تلاش داشتند تصویر غالب از دانشجوی ایرانی را در قالب همان صحنههای اولیه اعتراض و تنش بازنمایی کنند؛ تصویری که دانشجو را صرفاً در نقش معترضی رادیکال یا مخالف ساختارهای نظام و کشور تا سوزاندن پرچم وطنش تقلیل و نشان میداد.

با این حال، مشاهدات میدانی و گزارشهای مختلف از فعالیتهای داوطلبانه دانشجویان در هفتههای گذشته، تصویر دیگری را نیز پیش روی افکار عمومی قرار داد. در این تصویر، دانشجو نه فقط بازیگر اعتراضات، بلکه بخشی از ظرفیت اجتماعی کشور در مواجهه با بحرانهاست. حضور در میان آحاد مردم در این بیش از چهل شب و گروههای امدادی، مشارکت در بازسازی منازل آسیبدیده، کمک به ساماندهی کمکهای مردمی و همراهی با جامعه در روزهای دشوار، جلوههایی از این نقش متفاوت بود.
بر این اساس، آنچه در ماههای اخیر در دانشگاههای کشور رخ داد را میتوان در قالب دو سکانس متفاوت فهم کرد: نخست سکانس التهاب و کشمکش، و سپس سکانس همبستگی و مسئولیت اجتماعی.

این دو تصویر در کنار یکدیگر نشان میدهد که دانشگاه همچنان یکی از مهمترین میدانهای تحولات اجتماعی در ایران است؛ میدانی که در آن، هم امکان بروز اختلافها وجود دارد و هم ظرفیت شکلگیری همدلیهای بزرگ. اما آنچه از دیدهها به دور ماند ارائه تصویر درست از دانشجوی شریفِ انقلابی است، دانشجویی که به معنای حقیقی کلمه بصیرت دارد، دانشجویی که حاضر است جانش را برای وطن فدا کند.
این دگردیسی رفتاری نشان میدهد ظرفیتهای دانشگاه محدود به کنشهای اعتراضی یا سیاسی نیست؛ بلکه در شرایط بحرانی میتواند به منبعی برای سازماندهی کنشهای سازنده، تقویت مسئولیتپذیری جمعی و ایجاد پیوند میان دانشگاه و جامعه تبدیل شود.
انتهای پیام/