به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، در گیرودار نبردی که مثلث شوم صهیونیستی-آمریکایی و هم پیمانانشان علیه کیان ایران اسلامی به راه انداخته است، اقتدار نه در غرش موشکها، که در آرامش مردانی تجلی مییابد که بر خاک نشستهاند اما سر بر آستان عزت دارند، این گزارش، روایتی است از یک قاب ماندگار که در آن، سادگی یک هموطن به سنگری تسخیرناپذیر در برابر هجمههای دشمن بدل شده است.
در تاریکی یک از همین شبها با دستهای که از میدان فرهنگ رشت، حرکت کردیم به ابتدای خیابان شریعتی میرسیم و مثل همیشه تصاویر مردم ایستاده در خیابانهای شهر را با دوربینم ثبت میکنم که در گوشهای تصویری در قاب دوربینم قرار میگیرد که به یاد جملهای از امام خمینی کبیر میافتم که فرمودند: «کسانی که بیشترین کشتهها را دادند و با نیروی ایمان واقعی و اعتقاد راسخ، باعث پیروزی انقلاب شدند همان کسانی بودند که به هیچ وجه اشرافی و مرفه نبودند و از طبقۀ پابرهنه بودند». صحیفه امام، ج 6، ص: 297
تصویری از جایی که سنگفرشهای سرد خیابان، میزبان گرمای وجود مردی شدهاند که گویی پاسبان بیدار ارزشهای یک ملت است، او در کنار کرکرههای بسته مغازهای نشسته است و با سازش، آهنگی غمگین را نت به نت مینوازد در حالی که پرچم ایران را روی بساط کوچکش آویخته، گویی میخواهد بگوید، هر شهروند، خود یک سرباز خط مقدم است.

این پرچم، تنها یک پارچه نیست، بلکه سندی است زنده بر تداومِ آرمانی که بادهای مسموم غربی هرگز توان لرزاندن آن را ندارند، در کنارِ این بیرق مقدس، ایران مردی از تبار آرش و رستم نتهای غم را مینوازد و عکس رهبر شهیدش را گذاشته که ریشه در باورهای عمیق این مرز و بوم دارند.
او نمادی از تودههای میلیونی مردمی است که در برابر تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی و حامیان آمریکاییاش، حتی ذرهای تردید به دل راه ندادهاند، او در خیابان است تا لرزه بر اندام استکبار و مزدور داخلی بیندازد و دشمنی که با بمب و موشک به میدان آمده، در برابر این حجم از آرامش و ثبات قدم، درمانده و مستأصل است.
دشمنان صهیونیستی آمریکایی خیال میکردند با شهادت مظلومانه مقتدایمان در اسفندماه گذشته، شعله این چراغ خاموش خواهد شد، اما این مرد و هزاران چون او، ثابت کردند که این راه، با خونی تازهتر و ارادهای پولادینتر تحت هدایت رهبری جدید، پرقدرتتر ادامه دارد.
این قاب، پاسخی دندانشکن به بوقهای تبلیغاتی غرب است، آنها که مدعی جدایی مردم از آرمانها هستند، حال باید در برابر این شکوه ساده و بیادعا، سر تعظیم فرود آورند و شکست پروژههای نفوذ خود را نظارهگر باشند.
در چشمان پر امید این هموطن، هراسی از تهدیدهای پوشالی کاخ سفید و تلآویو دیده نمیشود، او به خوبی میداند که در این جنگ ارادهها، پیروزی نهایی متعلق به کسانی است که بر حقانیت خود ایمان دارند و تا آخرین نفس در میدان میمانند.
او خود ستونی است استوار که بار سنگین دفاع از هویت ایرانی را بر دوش میکشد و اجازه نمیدهد غبار نسیان بر چهره ارزشهایش بنشیند، هر رهگذری که از کنار او عبور میکند، ناخودآگاه پیامی از اقتدار را دریافت میکند. پیامی که میگوید: «ایران، بیش از آنکه یک جغرافیا باشد، یک تفکر است، تفکری که در مقابل ظلم، قد خم نمیکند».
این تصویر، سندی است برای تاریخ، تا آیندگان بدانند در روزگاری که جهان در برابر جنایات صهیونیسم سکوت کرده بود، مردم مقتدر ایران چگونه با تکیه بر ایمان و اتحاد، پشت دشمن را به خاک مالیدند.
این ایرانمرد نشسته بر سنگفرش خیابان، فاتح واقعی این میدان است، او با پرچمکوچکش، به وسعت تمام جهان، فریاد آزادی و استقلال سر میدهد و به ما یادآور میشود که پیروزی، پاداش کسانی است که در دل طوفان، چراغ امید و اقتدار را روشن نگاه میدارند.
سارا ناصری
انتهای پیام/