به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دکتر فاطمه محمدی، محقق علوم قرآنی در یادداشتی به بررسی اهمیت گفتمانسازی قرآنی در شرایط امروز جهان پرداخته است.
متن یادداشت به این شرح است:
تاریخ اسلام گواهی میدهد که هرگاه جوامع مؤمن در محاصره تهدیدهای وجودی قرار گرفتند، قرآن به عنوان نقشه راه بقا و پویایی عمل کرده است. در دوران صدر اسلام، وقتی جامعه نوپای مدینه با ائتلافهای نظامی، محاصره اقتصادی و جنگ روانی روبهرو شد، آیات مربوط به صبر، توکل و وحدت، ستون فقرات مقاومت را شکل دادند. امروز هم در مواجهه با تهاجمات گسترده رژیم صهیونیستی و سیاستهای خصمانه آمریکا، بازخوانی این آیات قرآن، یک الزام تمدنی است که نشان میدهد چگونه میتوان در اوج فشار، از فروپاشی سیاسی، فرهنگی و اجتماعی جلوگیری کرد.
ماهیت جنگهای معاصر دیگر محدود به میدانهای نظامی نیست، بلکه به عرصههای شناختی، رسانهای و روانشناختی گسترش یافته است. در چنین شرایطی، گفتمان قرآنی به مثابه یک لنگرگاه معنوی-راهبردی عمل میکند که از دچار شدن جامعه به دو قطبیهای خطرناک «ترس فلجکننده» یا «خشم کور» جلوگیری میکند.
آیاتی که بر تدبیر، صبر استراتژیک و پرهیز از شتابزدگی تأکید دارند، دقیقاً همان ابزاری هستند که در برابر عملیاتهای روانی دشمن، ذهنیت عمومی را مصون نگه میدارند و از تبدیل بحرانها به فرصتهای خودویرانگر جلوگیری میکنند.
قرآن کریم تنها مجموعهای از دستورات فقهی نیست، بلکه چارچوبی تحلیلی برای فهم ساختار قدرت، عدالت و مقاومت ارائه میدهد. وقتی آیاتی مانند «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» یا «وَإِن تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لَا یَضُرُّكُمْ كَیْدُهُمْ شَیْئًا» به درستی گفتمانسازی شوند، به جامعه میآموزند که آمادگی دفاعی باید با عقلانیت، تقوای راهبردی و پرهیز از انفعال همراه باشد. این نگاه، مقاومت را به یک کنش برنامهریزیشده و پایدار تبدیل میکند که در بلندمدت، هزینههای تهاجم دشمن را به سطحی غیرقابل تحمل افزایش میدهد.
در مقایسه با الگوهای مادیگرا که بقای جامعه را تنها به شاخصهای اقتصادی یا نظامی تقلیل میدهند، گفتمان قرآنی بعد اخلاقی و معنوی مقاومت را احیا میکند.
تجربیات تاریخی نشان داده است که جوامعی که تنها بر محاسبات متمرکزند، در برابر فشارهای فرسایشی و جنگهای ترکیبی به سرعت دچار فرسایش انگیزه و تفرقه میشوند. قرآن با پیوند دادن مبارزه به مفاهیمی مانند قسط، کرامت انسانی و مسئولیتپذیری جمعی، به شهروندان دلیل میدهد که چرا باید ایستادگی کنند، حتی زمانی که موازنه قدرت ظاهراً به نفع دشمن است.
وضعیت ژئوپلیتیک امروز، به ویژه تشدید تهاجمات رژیم صهیونیستی و مداخلات آمریکا در منطقه، آزمون سختی برای تابآوری ملی و تمدنی است. در چنین بزنگاهی، گفتمانسازی آیات قرآن یک فعالیت حاشیهای یا تبلیغاتی نیست، بلکه ستون اصلی بازدارندگی نرم و انسجام داخلی به شمار میرود.
جامعهای که آیات مقاومت، عدالت و امید را در گفتار روزمره، تحلیلهای سیاسی و برنامههای کلان خود نهادینه کند، در برابر هرگونه عملیات تغییر رفتار یا تجزیه روانی، به صورت خودکار ایمن میشود و میتواند مسیر بحران را به سمت بازآفرینی تمدنی هدایت کند.
بهرهمندی از آیات قرآن در راستای مقاومت و همبستگی ملی
یکی از چالشهای اساسی در مسیر گفتمانسازی قرآنی، فاصله میان آموزشهای سنتی دینی و نیازهای ارتباطی جامعه معاصر است. بسیاری از مفاهیم عمیق قرآنی در قالبهای تکراری یا صرفاً مناسبتی ارائه میشوند و به همین دلیل، ظرفیت تأثیرگذاری آنها در لحظات بحران کاهش مییابد. برای پر کردن این شکاف، لازم است آیات مرتبط با مقاومت، وحدت و عدالت، با زبانی روشن، مستند به واقعیتهای میدانی و متناسب با دغدغههای مردم بازآفرینی شوند تا از حالت انتزاع خارج شده و به ابزاری برای تصمیمگیری روزمره تبدیل شوند.
گفتمانسازی موفق زمانی رخ میدهد که مخاطب عام، بدون نیاز به تخصص فقهی یا کلامی، بتواند پیام آیه را در رفتار همسایه، تصمیم مدیر محله یا موضع کشور در برابر تحریمها مشاهده کند. این پیوند عینی، قرآن را از کتابخانهها به کف خیابان و اتاقهای فکر میکشاند.
بررسی آیات مشخصی مانند «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» یا «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ» که رهبر شهید ما بر آن تأکید کردند، نشان میدهد که چگونه میتوان آنها را به چارچوبی برای مدیریت بحرانهای اقتصادی، امنیتی و اجتماعی تبدیل کرد. در شرایطی که حملات رژیم صهیونیستی و فشارهای آمریکا سعی در ایجاد گسلهای قومی، مذهبی یا طبقاتی دارند، این آیات میتوانند به عنوان مبنای همبستگی ملی و پرهیز از بازیسازی دشمن عمل کنند. گفتمانسازی مؤثر یعنی نشان دادن اینکه اتحاد، یک شعار اخلاقی صرف نیست، بلکه یک محاسبه راهبردی برای حفظ کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی است.
خطر اصلی در این مسیر، تقلیل گفتمان قرآنی به سطح شعارهای کوتاهمدت یا استفاده ابزاری از آیات برای توجیه سیاستهای ناکارآمد است. مخاطب امروز به سرعت تمایز میان روایت اصیل و روایت نمایشی را تشخیص میدهد.
بنابراین، گفتمانسازی باید همزمان با اشاره به آیات مقاومت، بر عدالت داخلی و شفافیت نیز تأکید کند. وقتی جامعه ببیند که مفاهیم قرآنی در توزیع عادلانه منابع، برخورد با فساد و صیانت از کرامت شهروندان تجلی عینی یافتهاند، پذیرش گفتمان از یک انتخاب احساسی به یک باور پایدار تبدیل میشود.
از طرف دیگر، گفتمان قرآنی در شرایط تهدید، کارکردی درمانی و توانمندساز دارد. آیات مربوط به امید پس از سختی، وعده پیروزی برای صابران و هشدار درباره غفلت، به جای القای یأس یا انفعال، حس عاملیت و مسئولیتپذیری را در مردم بیدار میکنند. این تحول درونی، ترس از ناشناختهها را به آمادگی برای مواجهه آگاهانه تبدیل میکند و از سقوط جامعه در دام اخبار جعلی، شایعات فرساینده و تصمیمات هیجانی جلوگیری میکند.
مسئولان در خط مقدم گفتمانسازی
نقش مسئولان و تصمیمگیران در شکلدهی به گفتمان ملی، نقشی تعیینکننده و غیرقابل واگذاری است. کلام، تصمیم و رفتار مدیران ارشد، سریعتر از هر رسانهای در ذهنیت عمومی رسوب و الگوسازی میکند.
وقتی مسئولان در سخنرانیها، بیانیهها و مصوبات خود، آیات قرآنی را نه به عنوان تزئین کلام، بلکه به عنوان معیار سنجش سیاستها به کار میگیرند، در واقع به کل ساختار اداری و اجتماعی پیام میدهند که مقاومت و عدالت، خط قرمز حکمرانی است. این همسویی، مشروعیت اخلاقی تصمیمات را در روزهای بحرانی تضمین میکند.
در عین حال، حکمرانی قرآنی در عمل به معنای نهادینه کردن اصولی مانند شفافیت، پرهیز از اسراف، حمایت از مستضعفان و اولویتدهی به منافع بلندمدت ملی بر منافع کوتاهمدت گروهی است. آیاتی مانند «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَخُونُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ وَتَخُونُوا أَمَانَاتِكُمْ» مستقیماً به کارآمدی اداری، پرهیز از فساد و حفظ امانتهای عمومی اشاره دارند. وقتی مسئولان این مفاهیم را در مدیریت بحرانها، توزیع منابع و پاسخ به مطالبات مردم پیاده کنند، گفتمان قرآنی از سطح گفتار به سطح تجربه زیسته تبدیل میشود و در برابر حملات تبلیغاتی دشمن، مصونیت طبیعی پیدا میکند.
یکی از بزرگترین تهدیدها برای گفتمانسازی قرآنی، شکاف میان شعار و عملکرد است. وقتی در شرایطی که کشور تحت فشار تهاجمات رژیم صهیونیستی و تحریمهای آمریکاست، رفتار برخی مدیران با مفاهیمی مانند ایثار، سادهزیستی و اولویتدهی به منافع ملی همخوانی نداشته باشد، اعتماد عمومی به کل گفتمان دچار فرسایش میشود. دشمن دقیقاً بر همین گسلها سرمایهگذاری میکند و سعی دارد ناهماهنگیهای داخلی را به عنوان نشانه شکست اخلاقی و راهبردی جلوه دهد. بنابراین، مسئولان باید بدانند که هر تصمیم اداری، هر بیانیه و هر تخصیص بودجه، پیامی گفتمانی به همراه دارد.
چگونه گفتمان قرآنی را به میراث ماندگار تبدیل کنیم؟
گفتمانسازی قرآنی نباید پروژهای مقطعی یا واکنشی به بحرانهای روز باشد، بلکه نیازمند سرمایهگذاری بلندمدت در زیرساختهای فکری، آموزشی و رسانهای است.
نسل جوان و فعالان فضای دیجیتال، کلید انتقال گفتمان قرآنی به عصر جدید هستند. امروز، روایتگرانی که با زبان تصویر، انیمیشن، پادکست و بازیهای تعاملی مفاهیم قرآنی را بازآفرینی میکنند، تأثیری به مراتب فراتر از سخنرانیهای رسمی دارند. حمایت از این گروه، به معنای ترجمه عمق راهبردی آنها به قالبهای قابل مصرف برای نسلهای دیجیتال است. وقتی یک جوان بتواند آیهای درباره مقاومت را در قالب یک روایت مستند یا یک تحلیل دادهمحور ببیند، گفتمان قرآنی از حالت مصرفکننده منفعل به تولیدکننده فعال تبدیل میشود.
گفتمان قرآنی ظرفیت تبدیل شدن به یک ابزار دیپلماسی فرهنگی مؤثر را دارد. در حالی که رژیم صهیونیستی و آمریکا سعی در ارائه چهرهای خشن و غیراخلاقی از منطقه دارند، بازخوانی آیات مرتبط با صلح عادلانه، پناه دادن به ستمدیدگان، و مقابله با اشغالگری میتواند پیامی جهانی و فراآیینی ارسال کند.
از سوی دیگر گفتمانسازی آیات قرآن در شرایط مواجهه با تهاجمات رژیم صهیونیستی و فشارهای آمریکا محور اصلی بازآفرینی اقتدار ملی و تمدنی است. این مسیر نیازمند پیوند میان اصالت قرآنی و نوآوری ارتباطی، میان مسئولیت حاکمیتی و مشارکت مردمی، و میان صبر راهبردی و کنش هوشمندانه است.
جامعهای که بتواند آیات مقاومت، عدالت و امید را به میراثی زنده در ذهن، رسانه و حکمرانی تبدیل کند، نه تنها در برابر هر تهاجمی ایمن میماند، بلکه الگویی ماندگار برای جوامع در حال مبارزه با ستم ارائه خواهد داد. تاریخ ثابت کرده است که گفتمانهای ریشهدار، از دل طوفانها بیرون میآیند و تمدنها را بازسازی میکنند؛ قرآن، دقیقاً همان ریشهای است که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم.
انتهای پیام/