به گزارش خبرگزاری تسنیم در قم، رهبر شهید انقلاب اسلامی، آیتالله سید علی خامنهای را باید ادامهدهنده و تثبیتکننده مسیری دانست که رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی(ره) در پیوند فلسفه اسلامی با انقلاب و نظامسازی آغاز کردند. ایشان فلسفه اسلامی و بهویژه حکمت متعالیه را از یک دانش حاشیهای و صرفاً نظری به متن گفتمان انقلاب اسلامی و تمدنسازی نوین اسلامی آوردند.
از ویژگیهای برجسته نظام فکری رهبری میتوان به سه خصوصیت نگاه جهانی، نگاه مستمر و نگاه تحولی اشاره کرد که در اندیشه ایشان درباره تمدنسازی اسلامی تجلی یافته است. این نظام فکری بر پایه تربیت متعالی در سه بعد اخلاقی، اعتقادی و فقهی استوار است که از مکتب امام خمینی(ره) نشأت گرفته است.
رهبر معظم انقلاب با تأکید بر جایگاه فلسفه به عنوان «علم دینی محض» و اشاره به تدریس آن در مسجد، در واقع در پی آن بودند که فلسفه را از انزوای دانشگاهی خارج کرده و به متن حیات دینی و معنوی جامعه بازگردانند.
ایشان در یکی از سخنرانیهای خود با اشاره به سیره امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی که در مسجد سلماسی فلسفه تدریس میکردند، فرمودند: «فلسفه را باید بهعنوان یک علم دینی محض به حساب آورد. خوب، جایش کجاست؟ جایش در مسجد است». (بیانات در جمع اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، 23 بهمن 1391)
بسط نگاه راهبردی آیتالله خامنهای به نهادهای فلسفی
رهبر معظم شهید انقلاب در تأسیس و تقویت نهادهای فلسفی نگاهی راهبردی و تمدنی داشتند. حمایت از تأسیس بنیاد حکمت اسلامی صدرا و مجمع عالی حکمت اسلامی، تنها دو نمونه از این نگاه راهبردی است، اما آنچه این حمایتها را متمایز میکند، نگاه ایشان به این نهادها به عنوان پایگاههایی برای تمدنسازی اسلامی است، نه صرفاً مراکزی علمی و پژوهشی.
در دیدار با اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی در 23 بهمن 1391، ایشان با تأکید بر تقویت این نهاد فرمودند: «هر چه میتوانید، در استحکام و پایداری این مرکز و این کانون اصلی تلاش کنید؛ این اساس قضیه است. نگذارید این مجمع عالی حکمت به نحوی از انحا ضعیف شود؛ روزبهروز در تقویت این سعی کنید. این یک بنای مبارکی است که الحمدلله شماها همت کردید و این کار را راه انداختید؛ واقعاً کشجرهٍ طیّبهٍ». این نگاه راهبردی نشان میدهد که ایشان این نهادها را به مثابه درخت طیبهای میدانند که باید ریشهدار و پربار شود و ثمرات آن به جامعه اسلامی برسد.
همچنین تأکید ایشان بر «گسترش گفتمان فلسفه اسلامی در دنیا» نشان از افق جهانی این نگاه دارد.
امتداد فلسفه در عرصههای حکمرانی و تمدنسازی
یکی از برجستهترین ویژگیهای نگاه رهبر معظم انقلاب به فلسفه اسلامی تأکید بر امتداد آن در عرصه حکمرانی و تمدنسازی است. ایشان فلسفه را نه دانشی صرفاً ذهنی و فردی، بلکه زیربنای نظامسازی در عرصههای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی میدانند.
در سخنرانی در جمع اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، ایشان با تأکید بر این نکته فرمودند: «تکیه اساسی را باید بگذارید روی مسائل کلان جامعه اسلامی؛ مثل حکومت. ما وقتی به فلسفههای غرب نگاه میکنیم، میبینیم مسائلی مثل حکومت، اقتصاد، شأن مردم، شأن انسان، طبق نظرات آنها، حل میشود. اینها مسائل بنیادی شاخههای اصلی زندگی و جامعه است؛ اینها باید در فلسفه پاسخ پیدا کند».
ایشان همچنین بر این نکته تأکید دارند که فلسفه اسلامی باید بتواند پاسخگوی مسائل اساسی جامعه باشد: «واقعاً برویم ببینیم بر اساس فلسفه ما، شکل جامعه، بنیان سیاسی جامعه، حکومت در جامعه، به چه شکلی خواهد بود؛ یعنی ما برای مسئله حکومت، در فلسفه چه پاسخی داریم. نمیشود بگوئیم آقا فلسفه ذهنیات محض است و به مسائل زندگی و جامعه ارتباطی ندارد؛ این معنی ندارد».
در نظام فکری رهبری، مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی دارای مراحل پنجگانه است: 1. تحقق اصل انقلاب اسلامی، 2. تکمیل نظام اسلامی، 3. شکوفایی دولت مطلوب اسلامی، 4. شکلگیری کشور اسلامی، و 5. تشکیل تمدن نوین اسلامی.
در این مسیر، فلسفه اسلامی به عنوان زیربنای فکری و معرفتی، نقش بیبدیلی ایفا میکند.
فلسفه و مسجد؛ احیای سنت اصیل
تأکید رهبر معظم انقلاب بر تدریس فلسفه در مسجد، احیای سنتی اصیل در حوزههای علمیه است که نشاندهندهی پیوند ناگسستنی حکمت و دیانت است. ایشان با اشاره به سیره علمی امام خمینی (ره) و علامه طباطبایی که در مسجد سلماسی به تدریس فلسفه اشتغال داشتند، این پرسش را مطرح میکنند: «واقعاً چه اشکالی دارد که ما درس فلسفه را در مسجد آقای بروجردی بگوئیم؟ بزرگان فلسفه ما – آقای جوادی، آقای مصباح، آقایان دیگر – آنجا فلسفه بگویند؟» (بیانات در جمع اعضای مجمع عالی حکمت اسلامی، 23 بهمن 1391).
این تأکید رهبری، پیامی مهم برای حوزههای علمیه دارد: فلسفه اسلامی همواره در دل دیانت و عبودیت معنا یافته و باید در همان فضای معنوی مسجد و در کنار فقه و اصول تدریس شود. فلسفه به عنوان «علم دینی محض» نباید از متن زندگی دینی جامعه جدا شود. همچنین این رویکرد میتواند الگویی برای نسل جدید حوزویان و دانشگاهیان باشد تا پیوند میان حکمت نظری و زندگی عملی را درک کنند. همانطور که علامه طباطبایی و امام خمینی(ره) در مسجد، فلسفه میآموختند و این آموزهها را در متن مبارزه و انقلاب و نظامسازی به کار میبستند.
بیانات کلیدی رهبری درباره ملاصدرا و حکمت متعالیه
مقام معظم رهبری در مناسبتهای متعدد، از جمله در پیام به کنگرههای بزرگداشت ملاصدرا، به تبیین جایگاه حکمت متعالیه پرداختهاند. ایشان در پیام خود به کنگره ملاصدرا در یکم خرداد 1378 فرمودند: «مکتب فلسفی صدرالمتألهین همچون همه فلسفهها در محدودهی ملیت و جغرافیا نمیگنجد و متعلق به همه انسانها و جامعهها است. همواره همه بشریت به یک چارچوب و استخوانبندی متقن عقلایی برای فهم و تفسیر هستی نیازمندند. هیچ فرهنگ و تمدنی بدون چنین پایه مستحکم و قابل قبولی نمیتواند بشریت را به فلاح و استقامت و طمأنینه روحی برساند و زندگی او را از هدفی متعالی برخوردار سازد و چنین است که به گمان ما فلسفه اسلامی، بهویژه در اسلوب و محتوای حکمت صدرایی، جای خالی خویش را در اندیشه انسان این روزگار میجوید و سرانجام آن را خواهد یافت و در آن پابرجا خواهد گشت».
ایشان در این بیانات، حکمت متعالیه را نه یک فلسفه محدود به زمان و مکان خاص، بلکه میراثی جهانی برای همه بشریت معرفی میکنند که میتواند پاسخگوی نیازهای فکری و معنوی انسان معاصر باشد.
جمعبندی
نقش رهبر معظم انقلاب در احیای فلسفه اسلامی و حکمت متعالیه را نمیتوان تنها در حمایتهای نهادی خلاصه کرد. ایشان با نگاه راهبردی خود، فلسفه را از یک دانش حاشیهای به متن تمدنسازی اسلامی آوردند. با تأکید بر امتداد سیاسی و اجتماعی حکمت، زمینهساز ورود فلسفه به عرصه حکمرانی شدند و با احیای سنت تدریس فلسفه در مسجد، پیوند ناگسستنی حکمت و دیانت را به نمایش گذاشتند.
در نظام فکری ایشان، پنج مرحله برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی ترسیم شده است: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی و تمدن نوین اسلامی. در این مسیر، فلسفه اسلامی – و بهویژه حکمت متعالیه – به عنوان زیربنای معرفتی، نقش بیبدیلی در تحقق دولت مطلوب اسلامی و تمدنسازی ایفا میکند.
از منظر تربیت متعالی که امام خمینی(ره) بر آن تأکید داشتند، انسان در سه لایه وجودی «عقل»، «قلب» و «ظاهر» تربیت مییابد و این تربیت سهبعدی زمینهساز شکلگیری «عناصر خاص سازنده دولت مطلوب اسلامی» میشود.
رهبر معظم انقلاب با تأکید بر این نگاه، فلسفه را از متن کتابها به متن زندگی و حکمرانی آوردند. آنچه امروز به عنوان «حکمرانی متعالیه» و «تمدنسازی نوین اسلامی» دنبال میشود، وامدار این نگاه عمیق و بنیادین است. راهی که رهبر معظم انقلاب با تکیه بر میراث فلسفی ملاصدرا و مکتب حکمت متعالیه ترسیم کردهاند، مسیر تمدنی است که میتواند پاسخگوی نیازهای فکری و معنوی انسان معاصر باشد و بشریت را از بحرانهای فکری و اخلاقی رهایی بخشد.
یادداشت از: شریف لکزایی، دانشیار گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
انتهای پیام/