به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، سنندج این روزها حالوهوای دیگری دارد؛ شهری که سالها است نامش با مقاومت، نجابت و ایستادگی گره خورده، این بار میزبان عطر دیگری شد؛ عطر حرم، بیرقی که از صحنهای نورانی مشهد برخاسته بر شانههای خادمانی نشسته که پیامآور پیوند دلها هستند؛ پیوندی میان زیارت و شهادت.
در دیاری که مجاهدتهایش کمتر روایت شده و رشادتهایش در هیاهوی اخبار گم مانده، حضور خادمان امام رضا(ع) فقط یک برنامه مناسبتی نیست؛ این حضور یادآوری یک حقیقت عمیق است، اینجا هنوز هم سنگرها خاموش نشدهاند، فقط شکلشان عوض شده است.
دهه کرامت هر سال فرصتی است برای بازگشت به معنویت، اما در کردستان این بازگشت رنگ دیگری دارد. اینجا، کرامت با خون شهدا معنا شده و زیارت، بدون یاد شهید کامل نیست. وقتی خادمان حرم قدم به این خاک میگذارند، در واقع به زیارت کسانی آمدهاند که بیهیاهو، مسیر عزت این سرزمین را هموار کردند.
مردم سنندج نیز به خوبی میدانند که این بیرق فقط یک نماد نیست، حامل پیامی است از حرم تا حاشیه، از مرکز تا مرز. پیامی که میگوید فاصلهها در دلها معنا ندارد، وقتی ایمان و ارادت مشترک است.
حضور خانوادههای شهدا در این مراسم، صحنه را از یک آیین رسمی فراتر برد؛ اشکهایی که بیصدا جاری شد، دستهایی که به بیرق گره خورد و نگاههایی که میان آسمان و خاطره سرگردان بود، همه نشان از یک حقیقت داشت، شهدا هنوز زندهاند.
در این میان آنچه بیش از همه به چشم میآید، نیاز به روایت این لحظات است، لحظاتی که نه در قاب خشک خبر میگنجند و نه در گزارشهای معمولی، بلکه باید آنها را حس کرد، لمس کرد و به زبان دل نوشت.
همزمان با آغاز دهه کرامت، جمعی از خادمان آستان قدس رضوی وارد سنندج شدند، سفری که با استقبال مردم، خانوادههای شهدا و جمعی از مسئولان همراه بود. آیین استقبال، بیش از آن که یک مراسم رسمی باشد، به یک دیدار صمیمی میان دلهای مشتاق تبدیل شد.
حضور خادمان با بیرق متبرک حرم امام رضا(ع)، فضای شهر را دگرگون کرد. مردمی که شاید سالها فرصت زیارت نداشتهاند، حالا زیارت را به شهر خود آورده بودند. این همان فلسفهای است که کاروانهای زیر سایه خورشید دنبال میکنند؛ رساندن حالوهوای حرم به دلهایی که دور ماندهاند.
پس از مراسم استقبال در سنندج، کاروان خادمان راهی گلزار شهدای بهشت محمدی شدند؛ جایی که سکوتش از هزار فریاد بلندتر است. در این مکان، خادمان نه به عنوان میزبان، بلکه به عنوان زائر حضور یافتند؛ زائرانی که آمده بودند به صاحبان اصلی این سرزمین ادای احترام کنند.
ادای احترام به شهدا، تنها با قرائت فاتحه و اهدای گل خلاصه نشد. لحظههایی شکل گرفت که روایتپذیر نیست؛ بوسه بر مزارها، زمزمههای زیر لب، و اشکهایی که بیاجازه جاری میشد. اینها نشانههایی از پیوند عمیق میان فرهنگ رضوی و فرهنگ شهادت است.
خانوادههای شهدا نیز در این آیین حضور پررنگی داشتند. مادرانی که سالهاست داغ فرزند را با صبوری تحمل کردهاند، در کنار بیرق رضوی آرام گرفتند؛ گویی این بیرق، تسکینی بود بر دلهای صبورشان.
این حضور تنها یک برنامه نمادین نیست، بلکه پیامی روشن دارد: قدردانی از ایثار، زنده نگه داشتن یاد شهدا و تقویت پیوند میان نسلها. در شرایطی که جامعه بیش از هر زمان دیگری به الگوهای واقعی نیاز دارد، چنین برنامههایی میتواند نقش مهمی در بازتولید ارزشها ایفا کند.
با این حال نکتهای که نباید از آن غافل شد، ضرورت استمرار این ارتباطها است. حضورهایی که اگر به جریان فرهنگی مستمر تبدیل شود، اثرگذاری عمیق خواهد داشت.
سفر خادمان حرم رضوی به کردستان، تنها یک رویداد مناسبتی نبود؛ این حضور، بیانگر آن است که ظرفیتهای معنوی و هویتی این مناطق، نیازمند توجه جدیتر است. کردستان فقط یک استان مرزی نیست؛ گنجینهای از ایمان، ایثار و سرمایههای انسانی است که سالها کمتر دیده شده است.
انتظار میرود آستان قدس رضوی و دستگاههای فرهنگی، این مسیر را بهصورت هدفمند و مستمر ادامه دهند؛ در قالب یک جریان فرهنگی عمیق و ماندگار. اگر قرار است فرهنگ رضوی در کشور نهادینه شود، باید از همین نقاطی آغاز شود که بیشترین پیوند را با مفهوم ایثار و شهادت دارند.
.
گزارش: رامیار غفاری
انتهای پیام/481/