گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-زینب امیدی: در ماههای اخیر جامعه ایران شاهد یکی از کمسابقهترین صحنههای حضور و ایستادگی مردمی بود؛ حضوری که در جریان تحولات موسوم به «جنگ رمضان» بیش از 50 تا 60 شب تداوم یافت و با وجود فشارهای سنگین روانی، رسانهای و امنیتی، خیابان و میدان را خالی نکرد. در این میان تقدیم حدود 7000 شهید در سه مقطع مهم یعنی جنگ 12 روزه، حوادث دیماه و جنگ رمضان، پرسشهای مهمی را در حوزه تحلیل اجتماعی و فرهنگی ایجاد کرده است: چرا جامعه ایران نهتنها عقبنشینی نکرد، بلکه حضورش را گستردهتر کرد؟
برای بررسی ریشههای این پدیده به سراغ اسماعیل نوده فراهانی، جامعهشناس و کارشناس ارشد مرکز پژوهشهای مجلس رفتیم. او در این گفتوگو تأکید میکند که ایستادگی امروز جامعه ایران صرفاً یک واکنش مقطعی نیست، بلکه ریشه در «جوهر تاریخی جامعه ایرانی»، «میراث فرهنگی فتوت» و «خرد معاصر» دارد که در کنار فرهنگ شهادت شیعی، توانسته صحنهای متفاوت در تاریخ معاصر ایران رقم بزند.
در ادامه مشروح این مصاحبه را میخوانید:
تسنیم: ما در حال بررسی ابعاد جامعهشناختی و فرهنگی اتفاقات اخیر و بهویژه آنچه از آن با عنوان «جنگ رمضان» یاد میشود هستیم. سؤالی که برای بسیاری از ناظران در داخل و خارج مطرح شده این است که چگونه جامعه ایران توانست بیش از 50 شب حضور مستمر در میدان داشته باشد؟ با وجود اینکه این جنگ از نظر فشارهای روانی و امنیتی حتی از جنگ 12 روزه هم گستردهتر بود و مردم در این میان عزیزان زیادی را از دست دادند، اما خیابان را ترک نکردند. به نظر شما ریشه این ایستادگی چیست؟
فراهانی: هر جامعهای در طول تاریخ خود یک «جوهر» و یک «سرشت فرهنگی» پیدا میکند؛ چیزی که در لحظات بحرانی و سرنوشتساز ناگهان به صحنه میآید و خود را نشان میدهد. جامعه ایران نیز چنین ویژگیای دارد. یکی از مهمترین مؤلفههای این جوهر تاریخی، روحیه ظلمستیزی و مقاومت در برابر استبداد و استعمار است.
*این ملت جوهر شجاعت دارد نه ترس/جنگ رمضان چه کرد که 50 شب مردم خیابان را رها نکردند؟
این ویژگی را میتوان در لایههای مختلف فرهنگ ایرانی مشاهده کرد؛ از ادبیات کلاسیک گرفته تا سنتهای اجتماعی و مذهبی. حتی برخی جامعهشناسان برای توضیح این موضوع به متون کهنی مانند شاهنامه رجوع میکنند. شاهنامه صرفاً یک اثر ادبی نیست؛ بلکه نوعی حافظه تاریخی و فرهنگی است که در آن داستانهای مقاومت در برابر ظلم و دفاع از سرزمین و هویت روایت شده است.
اما علاوه بر این لایه تاریخی، یک لایه بسیار مهم دیگر هم وجود دارد و آن چارچوبهای اسلامی و شیعی است. در فرهنگ شیعی، الگوی مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم بهطور بسیار عمیقی صورتبندی شده است. حادثه عاشورا و شخصیتهایی مانند سیدالشهدا(ع) در طول قرنها تبدیل به الگوی اخلاقی و اجتماعی جامعه شیعی شدهاند. مراسم عزاداری، روایتهای تاریخی و فرهنگ عاشورایی در واقع نوعی «تربیت تاریخی» برای جامعه ایجاد کردهاند که در لحظات بحرانی فعال میشود.
در تحولات اخیر ما شاهد نوعی تلاقی این دو لایه فرهنگی بودیم؛ یعنی هم میراث ایرانیِ فتوت و جوانمردی فعال شد و هم فرهنگ شیعیِ شهادت و ایثار. وقتی این دو در کنار هم قرار میگیرند، طبیعی است که جامعه واکنشی متفاوت از بسیاری از جوامع دیگر نشان دهد.
تسنیم: برخی تحلیلگران معتقدند رفتار دشمن در این جنگ به نوعی در تضاد با این روحیه قرار گرفت و همین مسئله واکنش اجتماعی را تشدید کرد. نظر شما چیست؟
فراهانی: دقیقاً همینطور است. در فرهنگ ایرانی یک مفهوم مهم وجود دارد به نام فتوت یا جوانمردی. این مفهوم در ادبیات، عرفان و سنتهای اجتماعی ما ریشه دارد و به نوعی اخلاق پهلوانی اشاره میکند؛ اخلاقی که بر انصاف، شرافت و رعایت اصول انسانی حتی در شرایط جنگ تأکید دارد.
*شهادت رهبر معظم انقلاب و عزیزانشان بازسازیکننده پیوند تاریخی مردم با میدان بود
در اتفاقات اخیر مردم احساس کردند که رفتار دشمن کاملاً در تضاد با این اخلاق قرار دارد. شهادت رهبر انقلاب و حمله به مناطق مسکونی، ایجاد رعب در میان مردم عادی و رفتارهایی از این دست در ذهن جامعه بهعنوان رفتارهایی ناجوانمردانه ثبت شد. وقتی چنین احساسی در جامعه شکل میگیرد، واکنش طبیعی آن افزایش همبستگی و ایستادگی است.

از سوی دیگر نحوه شهادت رهبر انقلاب نیز یک تصویر بسیار عمیق فرهنگی و مذهبی در ذهن جامعه ایجاد کرد. بسیاری از مردم این واقعه را بهنوعی یادآور دو تصویر تاریخی میدانستند: از یک سو غربت و مظلومیت سیدالشهدا(ع) در میان یارانشان و از سوی دیگر شهادت امیرالمؤمنین(ع) در ماه رمضان در حالی که مشغول عبادت بودند. این شباهتهای نمادین در ذهن جامعه بسیار اثرگذار است و نوعی پیوند عاطفی و معنوی میان مردم و میدان ایجاد میکند.
تسنیم: در کنار این عوامل فرهنگی، به نظر میرسد مسئله رسانهها و روایتهای خبری هم نقش مهمی داشت. بسیاری از رسانههای خارجی روایت خاصی از این تحولات ارائه میکردند. آیا این مسئله در رفتار اجتماعی مردم تأثیر داشت؟
فراهانی: بله، اما شاید نه به آن شکلی که خود این رسانهها تصور میکردند. در واقع در این مقطع نوعی آزمون بزرگ برای روایتهای رسانهای شکل گرفت. برخی رسانههای خارجی تلاش میکردند این تصویر را القا کنند که ساختار سیاسی کشور فروپاشیده یا مسئولان از صحنه خارج شدهاند. اما مردم در واقعیت چیز دیگری میدیدند.
*افشای دروغ رسانههای خارجی/حضور واقعی مسئولین در صحنه نوعی بازسازی اعتماد اجتماعی بود
وقتی فاصله میان روایت رسانهای و واقعیت عینی زیاد شود، اعتماد عمومی نسبت به آن روایت کاهش پیدا میکند. در اینجا هم دقیقاً همین اتفاق افتاد. مردم دیدند که بسیاری از خبرها و تحلیلهایی که در رسانههای خارجی منتشر میشود با واقعیت میدان همخوانی ندارد. همین مسئله باعث شد بخش قابل توجهی از جامعه نسبت به آن روایتها بدبینتر شود.
در مقابل، حضور واقعی مسئولان و نیروهای مختلف در صحنه باعث شد نوعی بازسازی اعتماد اجتماعی شکل بگیرد. این مسئله به تقویت روحیه عمومی و استمرار حضور مردم کمک کرد.
تسنیم: شما در صحبتهایتان به «عقلانیت معاصر» هم اشاره کردید. برخی معتقدند بخشی از جامعه که شاید تعلقات مذهبی کمتری دارد، بیشتر از زاویه تجربههای سیاسی معاصر به این مسئله نگاه میکند. آیا این تحلیل را قبول دارید؟
فراهانی: بله، این نکته بسیار مهمی است. نباید تصور کنیم که همه واکنشهای اجتماعی صرفاً از یک منبع فرهنگی ناشی میشود. جامعه امروز ایران جامعهای پیچیده است و لایههای مختلفی دارد. بخشی از جامعه ممکن است از منظر فرهنگی و مذهبی به مسئله نگاه کند، اما بخشی دیگر بیشتر با عقلانیت سیاسی و تجربه تاریخی معاصر به موضوع مینگرد.
برای مثال مردم در سالهای اخیر نمونههای متعددی از مداخلات قدرتهای بزرگ در کشورهای دیگر را دیدهاند؛ از عراق و افغانستان گرفته تا سوریه و اوکراین. در بسیاری از این موارد نتیجه نهایی چیزی جز ویرانی کشورها و قربانی شدن ملتها نبوده است.
*مردم فهمیدند تکیه بر قدرتهای خارجی یعنی قربانی شدن
تجربه تاریخی نشان میدهد که قدرتهای بزرگ، بهویژه آمریکا و همپیمانانش، بارها منافع ملتهای دیگر را قربانی اهداف خود کردهاند. جنگ جهانی اول و دوم نمونههای دورتر این واقعیتاند که چه خسارتهایی بر ایران و منطقه وارد شد. اما نمونههای نزدیکتر نیز پیش چشم ماست؛ از سرنوشت مردم سوریه گرفته تا بحرانهای اوکراین. در چنین شرایطی معمولاً مسئله اصلی این نیست که چه کسی آغازگر جنگ بوده است؛ آنچه در عمل رخ میدهد این است که مردم یک کشور قربانی رقابتها و منافع قدرتهای بزرگ میشوند، و حتی همان قدرتهایی که زمینهساز بحران بودهاند، در ادامه خود را کنار میکشند و مسئولیتی نمیپذیرند.

*عقلانیت امروز ثابت کرده ایستادگی تنها راه نجات ملتهاست
نکته مهم این است که هنگامی که یک دولت وارد بازیهایی میشود که عقلانیت ملی را نادیده میگیرد و اراده خود را ذیل خواستههای قدرتهای مسلط جهانی تعریف میکند، نتیجه آن آسیبپذیری ملت است؛ واقعیتی که تجربه معاصر ما نیز بهوضوح نشان داده است.
*چرا قدرت ایران برای ایرانیان خارج از کشور و آزادگان جهان وجدآفرین شد؟
در عین حال، بخش دیگری از واقعیت امروز این است که حتی بسیاری از ایرانیانی که از کشور مهاجرت کردهاند یا تعلق خاطر ملی کمتری دارند، و حتّی گروههایی که خود را «آزادگان جهان» میدانند، از قدرت و ایستادگی ایران در برابر فشارهای خارجی متأثر شده و آن را عامل امید و انگیزش میبینند. همین حس همراهی نیز در میان بخشهایی از جامعه داخل کشور جریان دارد و مجموعه این عوامل است که توان و زمینه ایستادگی امروز را فراهم کرده است.

وقتی مردم این تجربهها را میبینند، به این نتیجه میرسند که تکیه بر قدرتهای خارجی یا تسلیم شدن در برابر فشارهای آنها الزاماً به بهبود وضعیت یک کشور منجر نمیشود. در بسیاری از موارد حتی میتواند شرایط را بدتر کند. این نوع نگاه در واقع نوعی خرد جمعی مبتنی بر تجربه تاریخی است که در جامعه شکل گرفته است.
به همین دلیل حتی کسانی که ممکن است ارتباط عاطفی عمیقی با برخی نمادهای فرهنگی یا مذهبی نداشته باشند، از منظر عقلانی به این نتیجه میرسند که ایستادگی و حفظ استقلال ملی برای آینده کشور ضروری است.
تسنیم: اجازه بدهید به مسئله مهم دیگری هم بپردازیم. در یک سال اخیر جامعه ایران حدود 7000 شهید را در سه مقطع مختلف تقدیم کرده است. در بسیاری از جوامع چنین هزینهای میتواند باعث ترس و عقبنشینی شود، اما در ایران ظاهراً نتیجه معکوس داشته است. از منظر جامعهشناختی این مسئله چگونه قابل توضیح است؟
فراهانی: این نکته به تفاوتهای عمیق فرهنگی میان جوامع برمیگردد. در برخی فرهنگهای سیاسی غربی، همانطور که در نظریههای علوم سیاسی هم دیده میشود، دو عنصر اصلی یعنی ترس و منفعت نقش تعیینکنندهای در رفتار سیاسی دارند. بسیاری از سیاستها بر اساس مدیریت ترس یا تأمین منافع شکل میگیرد.
*هر قطره خون، مردم را به میدان نزدیکتر کرد نه دورتر
اما در جامعه ایرانی، علاوه بر این عوامل، یک عنصر مهم دیگر هم وجود دارد و آن ایثار و فداکاری است. در فرهنگ ما شهادت صرفاً یک مرگ تراژیک تلقی نمیشود، بلکه نوعی پیام اخلاقی و معنوی دارد. خون شهید در ذهن جامعه حامل پیام حقانیت است.
به همین دلیل وقتی چنین اتفاقاتی رخ میدهد، واکنش جامعه لزوماً ترس و عقبنشینی نیست. در بسیاری از موارد حتی میتواند باعث تقویت اراده جمعی شود. ما این موضوع را در دوران انقلاب اسلامی و همچنین در دوران دفاع مقدس هم مشاهده کردیم.
*شکلگیری «فداکاری سیاسی» در فرهنگ سیاسی کشور
در واقع میتوان گفت در فرهنگ سیاسی ما نوعی مفهوم وجود دارد که برخی آن را «فداکاری سیاسی» مینامند؛ یعنی آمادگی برای پرداخت هزینه در مسیر حفظ یک ارزش یا یک آرمان. این مفهوم در سخنان امام خمینی(ره) هم بهوضوح دیده میشود؛ همان جمله معروف که فرمودند: «بکشید ما را، ملت ما بیدارتر میشود.»
امروز وقتی با مردم در کوچه و خیابان صحبت میکنید، میبینید که همین مضمون به شکلهای مختلف در گفتار آنها تکرار میشود. یعنی خون شهدا نهتنها باعث تضعیف روحیه عمومی نشده، بلکه در بسیاری از موارد باعث افزایش همبستگی و اراده ملی شده است.
بهویژه در شرایطی که مردم احساس میکنند مسئله صرفاً یک اختلاف سیاسی ساده نیست، بلکه نوعی تهدید نسبت به هویت و موجودیت تمدنی آنها مطرح است. در چنین شرایطی طبیعی است که جامعه واکنشی جدیتر نشان دهد.
انتهای پیام/