به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، باوجود گذشت بیش از 2 ماه از حمله امریکا به ایران و بسته ماندن تنگه هرمز و در حالیکه نگاهها همچنان بر میدانهای درگیری متمرکز است، یک تحرک بزرگتر و کمصداتر در حال رخ دادن است؛ تحرکی که نه در خطوط تماس، بلکه در زیرساختهای انرژی، مسیرهای تجارت، ذخایر راهبردی و حتی اتاقهای تصمیمگیری سیاست پولی آغاز شده است.
اقتصاد جهان به آهستگی وارد مرحلهای میشود که بسیاری از کارشناسان آن را «فاز ژئواقتصادی» توصیف میکنند؛ مرحلهای که منشأ آن نه بحران مالی، نه رکود تقاضا، بلکه ناامنی در یکی از حیاتیترین گرههای انرژی و تجارت جهان است.
در هفتههای اخیر، افزایش تنشهای نظامی در خلیج فارس به یک زنجیره از واکنشهای پیوسته در اقتصاد جهانی منجر شده است؛ واکنشهایی که از جهش قیمت نفت آغاز شده اما اکنون به بخشهای بسیار گستردهتری سرایت کرده است. در بازار انرژی، نفت بار دیگر از مرز 120 دلار عبور کرده در حالی که بسیاری از اقتصادهای بزرگ جهان بهسختی در حال مهار تورم هستند. هر دلار افزایش قیمت نفت، مانند موجی است که لایههای زیرین اقتصاد را تا ماهها تحتتأثیر قرار میدهد؛ از حملونقل و تولید تا مصرف نهایی.
در قلب این نگرانیها، امنیت تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی که بیش از یکسوم نفت جهان از آن عبور میکند. کارشناسان انرژی بهخوبی میدانند که بازار جهانی نفت نه به کمبود واقعی، بلکه به «احساس خطر» واکنش نشان میدهد. همین احساس خطر کافی بوده تا بازارها، پیش از هر اختلال واقعی، خود را برای سناریوهای بدبینانه آماده کنند. برخی شرکتهای بزرگ واردات انرژی در آسیا اعلام کردهاند قراردادهای کوتاهمدت خود را با قیمتهای بالاتر تمدید کردهاند تا ریسکهای احتمالی را مدیریت کنند.
اما اثرگذاری تنشها فقط به نفت محدود نمانده است. بازار گاز طبیعی مایع، که در سالهای اخیر به ستون اصلی راهبرد انرژی اروپا و شرق آسیا تبدیل شده، اکنون در حال تجربه نوعی بیثباتی کمسابقه است. بخش عمدهای از ظرفیت صادرات LNG در نزدیکی مناطقی قرار دارد که هماکنون درگیر تنش هستند. برخی بنادر صادراتی، با وجود فعال بودن، تحت مراقبتهای فوقالعاده امنیتی قرار گرفتهاند. همین مسئله، بدون آنکه خطری مستقیم رخ دهد، فشار روانی بازار را افزایش داده و تقاضای زودهنگام برای ذخیرهسازی گاز در اروپا را بالا برده است.
در کنار انرژی، مواد اولیه صنعتی نیز با موج تازهای از فشار روبهرو شدهاند. هلیوم، که برای صنایع پیشرفته، از جمله تولید نیمهرساناها، ابزارهای پزشکی و فناوریهای حساس کاربرد دارد، بهتدریج کمیابتر شده است. اختلال در عرضه این ماده میتواند پیامدهای زنجیرهای داشته باشد و هرگونه وقفه در بازار نیمهرساناها، به معنای افزایش قیمت و کاهش عرضه در صنایعی است که از خودرو تا تجهیزات مخابراتی به آن وابستهاند.
بازار گوگرد و کودهای شیمیایی نیز شرایطی متفاوت از سالهای گذشته را تجربه میکند. افزایش نگرانیها درباره آینده تأمین کود، هشدارهایی را در مورد افزایش قیمت جهانی غذا تقویت کرده است؛ موضوعی که میتواند کشورهای فقیرتر را بیش از دیگران در معرض بحران قرار دهد.
همزمان، بازار آلومینیوم که یکی از پرمصرفترین فلزات صنعتی است، با افزایش هزینه تولید و رشد سریع تقاضای احتیاطی مواجه شده است. کارشناسان صنعت خودرو و ساختمانی هشدار میدهند در صورت تداوم وضعیت فعلی، برخی کارخانهها در ماههای آینده با تنش در تأمین مواد اولیه روبهرو خواهند شد.
اما شاید بیشترین فشار از میان همه بخشها، بر حملونقل دریایی وارد شده باشد. شرکتهای کشتیرانی بینالمللی در روزهای اخیر مسیرهای خود را با احتیاط بیشتری انتخاب میکنند. بعضی از آنها مسیرهای طولانیتر را جایگزین مسیرهای پرخطر کردهاند؛ اقدامی که هزینه حملونقل را افزایش میدهد و زمان تحویل را طولانیتر میکند.
بیمهگران نیز برای عبور از مناطق حساس، نرخهای جدید و سنگینی تعیین کردهاند. برخی تحلیلگران معتقدند اگر این روند ادامه یابد، قیمت کالاهای مصرفی و صنعتی در ماههای آینده جهش بیشتری را تجربه خواهد کرد.
در صنعت هواپیمایی نیز نشانههای فشار آشکار است. افزایش قیمت سوخت جت، یکی از هزینهبرترین اجزای پرواز، شرکتهای هواپیمایی را در وضعیت دشواری قرار داده است. برخی خطوط بینالمللی ناچار شدهاند مسیرهای پرخطر را حذف یا جایگزین کنند. این تغییرات علاوه بر افزایش هزینهها، موجب کاهش ظرفیت حملونقل هوایی بار در برخی مناطق شده است.
بازارهای مالی نیز بینصیب نماندهاند. شاخصهای سهام در بسیاری از کشورها با نوسانهای سنگینی روبهرو شدهاند. سرمایهگذاران در حال انتقال بخشی از داراییهای خود به بازارهای امنتر هستند؛ طلا، اوراق قرضه دولتی و ذخایر دلاری بار دیگر مقصد بخشی از سرمایههای جهانی شدهاند.
این تغییر جریان نقدینگی برای اقتصادهایی که به جذب سرمایه خارجی وابستهاند، میتواند زنگ خطری جدی باشد. بانکهای مرکزی نیز اکنون میان دو تصمیم دشوار قرار گرفتهاند: مهار تورم از طریق سیاستهای سختگیرانه یا حمایت از رشد اقتصادی در برابر فشارهای تازه.
در چنین فضایی، تصویر بزرگتر نه فقط از یک بحران کوتاهمدت، بلکه از یک بازآرایی جدی در نظم اقتصادی جهان خبر میدهد. بسیاری از تحلیلگران معتقدند وابستگی شدید جهان به گذرگاههای انرژی در خلیج فارس بار دیگر نشان داده که اقتصاد جهانی تا چه اندازه شکننده است.
اگر تنشها کنترل نشود و دامنه درگیری گستردهتر شود، اقتصاد جهان ممکن است وارد یکی از مهمترین دورههای بیثباتی چند دهه اخیر شود؛ دورهای که در آن افزایش قیمت انرژی، کمبود مواد اولیه، اختلال در زنجیره تأمین و فشار بر بازارهای مالی همزمان بروز خواهند کرد.
در پایان باید گفت آنچه این روزها در منطقه میگذرد، صرفاً بحران امنیتی نیست؛ بلکه نقطهای حساس در یکی از عمیقترین لایههای اقتصاد جهانی است. بازگشت ثبات به بازارها، در گرو آرام شدن تنشها و بازگشت اطمینان به مسیرهای تجارت و انرژی است. تا آن زمان، اقتصاد جهانی همچنان روی خط لرزش حرکت خواهد کرد؛ خطی که هر روز ادامه آن هزینهای تازه برای جهان به همراه دارد.
انتهای پیام/