خبرگزاری تسنیم، یادداشت؛ حسین پایینمحلی، کارشناس ارشد علوم سیاسی| سال 1404برای ایران اسلامی سالی حماسی بود اگر چه تراژدی راهم تجربه کرد اما به تعبیر داهیانه فرانسوا توال پژوهشگر شیعهشناس فرانسوی، تشیع، هنر تبدیل تراژدی به حماسه را دارد چنانکه با عاشورا کرد.
جنگ رمضان با اعلام آتش بس یکطرفه این پیام را داشت که دشمن در تحقق اهداف اولیه و ثانویه خود به نتیجه نرسید واعلام آتش بس کرد.
اما اعلام آتش بس توسط دشمن به معنی پایان عداوت، خصومت و انتقام نبود. بلکه درصدد این بود که با عده وعده بیشتر ووبا استراتژی، تاکتیک و تکنیک بهتر به سراغ ما بیایید. همچنان که زمان شروع جنگ توسط جبهه باطل و اعلام آتش بس در زمانهای خاص بیانگر ارتباطات ماورایی در حوزه اعداد و صور فلکی نیز بوده که بیان آن فرصت مبسوط میطلبد.
لذا پس از جنگ تحمیلی دوم به اغتشاشات داخلی همت گماردند و باز با انسداد مواجه شدند. طبیعتا در جنگ ترکیبی تمدنی _حمله بیرونی و اغتشاشات داخلی_ دشمن نتوانست ایران اسلامی را چنانکه در جنگ جهانی _باوجود اعلام بیطرفی_ و حمله محمود افغان وحمله مغول و اسکندر فلج کند لذا با اعلام آتش بس به دنبال خرید زمان برای اجرای مرحله دوم اهداف خود است.
در عین حال تلاش او مبنی بر قطع شریانهای حیاتی اعم از نظامی_ جریان مقاومت در لبنان_ و حتی اقتصادی و انرژی_ محاصره دریایی و تحریم و افزایش قیمت در داخل توسط جریان سرمایه داری وابسته_ می باشد. به عبارتی زنجیره جنگ فعال بوده و تنها بعد حمله نطامی به دلیل شکست در حالت ابهام قرار گرفته است.
غرب همواره در موزه تاریخی اسطورهای خود صندوقی مهمی داشته که از آن برای شرایط مختلف داخلی و به خصوص تمدنی آنهم در شرایط جنگی استفاده کرده است. این صندوق شامل اسطورههایی است که هریک به مقتضای زمان، مکان و شرایط مورد استفاده تک منظوره و گاه چندمنظوره قرار میگرفتند که البته به گواه تاریخ این صندوق درحال خالی شدن است.
از این استراتژیهای تمدنی میتوان به اسب تروی، نظریه تایفون (بینظمی و آشوب)، همچنین استراتژیهایی چون فالانکس (قدرت حاصل از نظم جمعی)، تقدسگرایی جنگ (بحث ارماگدون)، زمین سوخته (از بین بردن امکانات) ،هیولا، ژانوس و نهایتا شمشیر داموکلس نام برد.
یکی از این استراتژی ها شمشیر داموکلس هست. خواننده گرامی بایک کلیک در فضای مجازی میتواند اطلاعاتی مشابهی از ویکی پدیا تا هوش مصنوعی دریافت کند اما تحلیل این اسطورهها و استراتژیهای مهم منوط به خرد انسانی و فکر جمعی متخصصان حوزه جنگ و امنیت ملی است که یقینا باید از اسطورهشناسان تا زبانشناسان و ادیبان مدد جویند.
راهکار ما در برابر شمشیر داموکلس بهره از ظرفیتهای مختلف تمدنی است تا انسداد غرب به رهبری آمریکا در تاریخ ثبت و ضبط شود.
به زعم نگارنده لیستی از این ظرفیتها میتواند هرکدام در پازل جنگ ترکیبی نقش بیبدیلی ایفا کند که عبارتند از: 1_ بستن کامل تنگه هرمز 2_ رونمایی از موشکهای با برد فرامنطقهای. 3_ تغییر دکترین هستهای 4_بستن تگه باب المندب که از آن به هرمز 2 یاد شده. 5_اخطار کامل و مجدد به کشورهای همسایه و کشورهایی که از خاک آنها به عنوان پایگاه کشور متخاصم در جنگ علیه مااستفاده میشود. 6_ پیگیری حقوقی در نظام بین الملل جهت محکومیت آمریکا و رژیم اشغالگر و دریافت غرامت. 7_خروج از ان پی تی و تعهدات بین المللی که باوجود پایبندی و شفافیت ایران در پاسخگویی به پلی برای جاسوسی و انتقال دادههای مهم در حوزههای مختلف امنیتی، اطلاعاتی و نظامی که میتواند در جنگ مورد بهره برداری دشمن قرار بگیرد توسط این نهادها صورت گرفته است.
8_ تغییرات سریع و مهم ساختاری در حوزه امنیتی، اطلاعاتی، رسانهای و مجازی که کشور را در شرایط خاص جنگی در حالت آمادگی حفظ کند. به عنوان مثال فضای مجازی کشور نیازمند بومیسازی و امنیت سایبر است. درحوزه جنگ اقلیمی نیازمند کارهای زیرساختی هستیم.
همچنین کمیسیون امنیت ملی، شعام و برخی ارگانهای دیگر باید در اتاق مشترکی پروژههای کلان ملی و منطقهای را تعریف کنند. به عنوان مثال مجلس شورای اسلامی میتواند باابطال مصوبه مجلس شورای ملی در دورانی که بحرین واگذار گردید به بازگشت بحرین به ایران رای دهد.
9_همچنین تغییر ارز تجاری از دلار به طلا یا هرپولی که صلاح دیده میشود چرا که بخش قابل ملاحظهای از جنگ ما با امریکا در حوزه تجارت و اقتصاد است که با تحریم توسط وزارت خزانهداری، ما دچار کاهش ارزش پول ملی و چالشهای دیگر میشویم.
انتهای پیام/