به گزارش خبرگزاری تسنیم، اکنون نقطه کانونی منفینگری در فوتبال جهان، آرسنال است. لندنیها پس از شکست دادن اتلتیکو یک قدم با دو جام بزرگ لیگ برتر و لیگ قهرمانان اروپا فاصله دارند.
از یک طرف، به راحتی میتوان فهمید که چرا اینقدر نفرت نسبت به این تیم وجود دارد. توضیح را میتوان در چند کلمه خلاصه کرد: فوتبال کسلکننده، ضد فوتبال. از طرف دیگر، روشن نیست که چگونه سبک آرسنال را تعریف کنیم. برخی به اشتباه میگویند که تیم آرتتا "اتوبوس" را در محوطه جریمه خود پارک میکند. با تماشای بازیها، مشخص میشود که این کاملاً درست نیست یا حتی اصلاً درست نیست. لندنیها به همراه سیتی در این فصل به طور مشترک بالاترین آمار پرسینگ را در لیگ برتر دارند.
در عین حال، این باور وجود دارد که فوتبال آرسنال کسلکننده است. درست است که خیلی هیجانانگیز نیست اما صحبت کردن در مورد "بازی شلوغ" بیربط است. مسابقات به دلایل دیگری کسلکننده هستند. انتقاد از تیم به دلیل احتیاط و اتلاف وقت دقیقتر است. آرسنال بازیکنان خلاق زیادی دارد اما آنها اغلب از ریسک کردن اجتناب میکنند. اگر مادوئکه در زمین باشد، به داخل نفوذ نمیکند، جایی که نفوذ خطرناکتر است، بلکه ترجیح میدهد به خط کناری برود تا سانتر کند و یک کرنر به دست آورد.

در اینجا یک قسمت نسبتاً جدید از بازی مقابل نیوکاسل را تشریح میکنیم: یک حمله امیدوار کننده آرسنال. اودگارد،،کاپیتان تیم توپ را در اختیار دارد. اکثر هافبکهای تهاجمی در این موقعیت به مهاجم پاس میدهند. علاوه بر این، گوکرش موقعیت عالی ایجاد کرد و در آفساید قرار نگرفت. با این حال، اودگارد توپ را در زمین به سوبیمندی پاس داد و حمله از سرعت افتاد و به سرعت پایان یافت. بسیار محتمل است که اودگارد در تیم ملی در موقعیتی مشابه به هالند پاس میداد که به سمت محوطه جریمه هجوم آورده بود اما در اینجا، مهاجم تهاجمی متواضعتر است و ظاهراً مربی دستورالعملهای متفاوتی دارد.
اگر آرسنال پیشرو باشد، تیم دقیقاً مانند یک آرمادیلو از ترس نمیلرزد. بلکه، آنها با حریف به طور قدرتمند بازی میکنند، مانند گربهای با مار. آنها فرار نمیکنند یا پنهان نمیشوند، بلکه صبر میکنند و واکنش خود را محاسبه میکنند. حمله در فضا آسانتر است. شاید هیچکس در اروپا از یک سناریوی مطلوب به این خوبی استفاده نمیکند. وقتی آرسنال پیش میافتد، انجام کاری در مورد آنها بسیار دشوار است. به همین دلیل است که رایا در این فصل در تمام مسابقات 30 کلین شیت داشته است. هیچکس دیگری در جهان چنین چیزی ندارد.
آرسنال همچنین از نظر اتلاف وقت پیشرفت بیشتری داشته است. وقتی میتوانید بیش از یک دقیقه برای ضربه کرنر یا پنالتی وقت بگذارید، دیگر نیازی به تظاهر به مصدومیت نیست: با داور، همتیمیها و حریفانتان صحبت کنید و تنها پس از آن به آرامی به سمت توپ حرکت کنید. پایان بازی برگشت مقابل اتلتیکو همه چیز را روشن کرد. در وقتهای اضافه، اسپانیاییها فرصت پرتاب اوت نداشتند. درگیریهایی رخ داد و آرتتا و دروازهبان جایگزین، کپا در دقایق پایانی کارت زرد گرفتند. مالکیت توپ آرسنال نیز در این مسابقه قابل توجه بود. 68 درصد در نیمه اول، 36 در صد در نیمه دوم، زیرا حریف به گل نیاز داشت.

شایان ذکر است که آرسنال گاهی اوقات ناگهان به فوتبال تهاجمی روی میآورد. به عنوان مثال، در آخرین بازی لیگ برتر مقابل فولام، نیمه اول فوقالعادهای داشتیم. تیم آرتتا سه گل به ثمر رساند و میتوانست قبل از استراحت دو برابر گل بزند. با این حال، این بیشتر یک استثنا است تا یک قاعده. در لیگ برتر فعلی انگلیس، درصد پاسهای آرسنال در یک سوم تهاجمی نه تنها از سیتی، بلکه از لیورپول، چلسی و استون ویلا نیز پایینتر است. وقتی آرتتا در دقیقه 58 تعویض سهگانه انجام میدهد و مسلماً خلاقترین بازیکنان یعنی ساکا، ازه و کالافیوری که اغلب به خط حمله میپیوندد را از زمین خارج میکند، خیلی چیزها مشخص میشود. فوتبال به خاطر تنوعش عالی است. باید مربیانی مانند آرتتا یا آلگری وجود داشته باشند. به خصوص در جهانی که فوتبال تهاجمی سیستماتیک به وضوح بر آن حاکم است. جایی که گواردیولا، یک مربی شیفته ساختار، برترین مربی جهان است. جایی که پاریسنژرمن قدرتمند لیگ قهرمانان اروپا را میبرد. یکی از بزرگترین شگفتیهای سالهای اخیر، فصل بدون شکست بایر در بوندسلیگا به لطف مالکیت توپ خفقانآورشان بود و در لیگ اروپا، تنها آتالانتا با پرسینگ بیرحمانه نفر به نفر گاسپرینی توانست لورکوزن را شکست دهد. ساختارهای موقعیتی و قوانین سختگیرانه در همه جا وجود دارد. کار به جایی رسیده که رئال مادرید برای پیدا کردن کسی که به بازیکنانش اجازه خلق موقعیت بدهد، به جای اینکه به سیستم بچسبد، تقلا میکند.

از طرف دیگر، آرتتا تیمی بسیار بدبینانه را هدایت میکند که برای فوتبال پرانرژی یا خلق لحظههای خطرناک زیاد تلاش نمیکند. در عوض، تمرکز آن بر متوقف کردن حریف است. برای چنین نمایشی، اکنون بایرن، پاریسنژرمن و بارسلونا نیز حضور دارند. جدال بین پاریس و مونیخ گویای همه چیز است. کمپانی اساساً هیچ برنامه جایگزینی ندارد و نه به این دلیل که مربی ضعیفی است، بلکه به این دلیل که نیازی به آن ندارد. در واقع، انریکه از نظر تاریخی به عنوان طرفدار مالکیت توپ شناخته میشود.
در چنین شرایطی است که آرسنال، که مدتهاست جام بزرگی نبرده، نام خود را مطرح میکند. این تیم بیش از هر باشگاه برتر دیگری به این عنوان به ویژه پس از نقلوانتقالات سالهای اخیر نیاز دارد، لندنیها عملاً هیچ درآمدی در مقایسه با سیتی، چلسی و لیورپول از فروش بازیکنان ندارند. این دلیل عینی دیگری برای انتقاد از آرسنال است. با این حال، این امر به باشگاه اجازه داده است تا دو تیم قدرتمند تشکیل دهد، یا چیزی نزدیک به آن. تنها نقطه ضعف در دفاع راست نمایان است، جایی که وایت به طور قابل توجهی از سطح تیم پایینتر است اما اگر آرسنال اکنون به موفقیتی دست نیابد، پس چه زمانی به موفقیت خواهد رسید؟
فشار احتمالاً بر تمایل تیم به ریسکپذیری نیز تأثیر میگذارد. آنها قبلاً فوتبال تهاجمی را امتحان کردهاند اما نتایج ناامیدکننده بوده است. بنابراین، آشکار میشود که آرسنال حق دارد فوتبالی دقیق و حتی کسلکننده بازی کند. به همین ترتیب، هواداران نیز حق دارند علایق و عدم علایق خود را بیان کنند. واضح است که بسیاری یک بازی پر جنب و جوش میخواهند، نه یک کشمکش تاکتیکی که فوتبال را با شطرنج مقایسه میکند. قابل درک است که مردم معتقدند از تماشای مسابقات آرسنال لذت نمیبرند. برای برخی، این حتی مفهوم خیر در مقابل شر را تداعی میکند.
انتهای پیام/