به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «گیورگی گوالیا» (استاد روابط بینالملل) و «ایوانه لومیدزه» (دانشیار جامعهشناسی) در دانشگاه دولتی «ایلیا» در تفلیس، طی یک یادداشت تحلیلی به بررسی تحولات عمیق و بنیادین در دکترین سیاست خارجی گرجستان پرداختهاند.
به باور این دو تحلیلگر ارشد، نخبگان حاکم بر تفلیس پس از دو دهه دلخوش کردن به شعارهای ائتلاف با ساختارهای غربی و همگرایی با ناتو، اکنون به یک «عقلانیت ژئوپلیتیک» دست یافتهاند که اولویت آن نه ارزشهای ادعایی غرب، بلکه حفظ بقا، مدیریت مخاطرات امنیتی و محاسبات واقعگرایانه در محیطی بسیار شکننده است.
تکیه بر توهمات غربی و درسهای سخت جنگ 2008
در طول دو دهه گذشته، زبان حاکم بر سیاست خارجی گرجستان مملو از واژگانی چون اصلاحات دموکراتیک، پیوستن به نهادهای غربی و هویت مبتنی بر ارزشهای غربی بود.
اما گوالیا و لومیدزه فاش میکنند که این ادبیات آرمانگرایانه، دیگر اصل سازماندهنده در پیامهای عمومی حزب حاکم «رویای گرجستان» نیست. بهویژه پس از آغاز جنگ تمامعیار روسیه علیه اوکراین، مقامات ارشد تفلیس با لحنی صریحتر از واقعیتهای ژئوپلیتیک سخن میگویند: کشور باید از هرگونه اقدامی که بازتولیدکننده خشم نظامی روسیه باشد، پرهیز کند.
ریشه این چرخش ملموس در واقعیتهای سخت محیط امنیتی گرجستان نهفته است. مسکو همچنان بر مناطق آبخازیا و اوستیای جنوبی تسلط دارد و قدرت نظامی بلامنازع منطقه است.
نویسندگان مقاله تاکید میکنند که تجربه تلخ جنگ 2008 با روسیه، درس بزرگی به نخبگان تفلیس داد؛ اینکه لفاظیها و حمایتهای سیاسی پرطمطراق غرب، در زمان بحران هرگز بهمعنای حفاظت امنیتی مستقیم و نجاتبخش در میدان نبرد نخواهد بود. از همین رو، دولت گرجستان به این نتیجه رسیده که نباید هزینه اقدامات نمادینی را بپردازد که سود آن مبهم و زیان آن نقد و فاجعهبار است.
تحریمهای روسیه؛ خط قرمز تفلیس برای اجتناب از درگیری
نمود عینی این عقلانیت ژئوپلیتیک، مخالفت قاطع تفلیس با اعمال تحریمهای یکجانبه علیه روسیه پس از بحران اوکراین بود. مقامات گرجستان اگرچه بر عدم دور زدن تحریمهای بینالمللی از خاک خود نظارت دارند، اما در برابر فشارهای واشنگتن و بروکسل برای اتخاذ گامهای تقابلآمیز مقاومت کردهاند.
گوالیا و لومیدزه اشاره میکنند که از نظر ساختار قدرت در تفلیس، این رویکرد ناشی از ایدئولوژی یا همسویی با مسکو نیست، بلکه یک پاسخ کاملاً عملگرایانه به موقعیت آسیبپذیر گرجستان است. منطق حاکم بر تفلیس ساده است: یک کشور کوچک با اراضی اشغالی و بدون تضمینهای امنیتی رسمی، نباید خود را وارد یک رویارویی غیرضروری با همسایه قدرتمند و مجهز به سلاح هستهای کند.
این رویکرد محتاطانه، در داخل گرجستان نیز با استقبال افکار عمومی مواجه شده است. گرچه بخش بزرگی از جامعه گرجستان همچنان تمایلات غربی دارند، اما ترس از جنگ و بیثباتی، آنها را با سیاست خویشتنداری دولت همراه کرده است. حزب حاکم نیز با پیوند زدن خویشتنداری در عرصه خارجی به ثبات در عرصه داخلی، مشروعیت خود را تقویت کرده و واژگان دفاعی و ژئوپلیتیک را جایگزین شعارهای توخالی ائتلاف با غرب کرده است.
هشدار تحلیلگران گرجی؛ خطرات ناشی از تخریب روابط با شرکای غربی
با این حال، گیورگی گوالیا و ایوانه لومیدزه در بخش دیگری از تحلیل خود به آسیبپذیریهای این استراتژی تکبعدی اشاره میکنند. به باور آنها، مشکل سیاست فعلی تفلیس، درک واقعیتهای قدرت روسیه نیست، بلکه افراط در این مسیر و دستکم گرفتن هزینههای سنگین بیگانهسازی با غرب است. برای کشورهای کوچک، بقا تنها به معنای مدیریت تهدیدات فوری نیست، بلکه حفظ روابط خارجی متوازن برای افزایش حاشیه مانور نیز حیاتی است.
نویسندگان معتقدند که پافشاری مفرط بر راضی نگه داشتن مسکو، اعتماد راهبردی غربیها را خدشهدار کرده است. تنشهای شدید پیرامون روند نامزدی گرجستان در اتحادیه اروپا و جنجالهای مربوط به قانون «عوامل خارجی»، گواه این مدعاست.
اگرچه تفلیس مقصر این تیرگی روابط را فشارهای غرب برای ورود به جنگ با روسیه میداند، اما نویسندگان استدلال میکنند که مدیریت دیپلماتیک ضعیف و عدم تبیین درست دغدغههای امنیتی تفلیس برای شرکای غربی، به این بیاعتمادی دامن زده است. تضعیف پیوندهای اقتصادی و نهادی با اتحادیه اروپا و کاهش همکاریهای دفاعی با آمریکا، گرجستان را در میانمدت در برابر فشارهای منطقهای تنهاتر و آسیبپذیرتر خواهد کرد.
کریدورهای جایگزین و خطر انزوای ژئوپلیتیک تفلیس
یکی دیگر از چالشهای جدی که گوالیا و لومیدزه به آن اشاره میکنند، تغییرات سریع در جغرافیای ترانزیتی قفقاز جنوبی است. تفلیس همواره خود را به عنوان پل اصلی ارتباطی میان اروپا و آسیا معرفی کرده است. اما با پیشرفت روند صلح میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان و مطرح شدن مسیرهای ترانزیتی جایگزین، مزیت استراتژیک گرجستان به عنوان تنها پل ترانزیتی منطقه در حال افول است. در چنین شرایطی، گرجستان بیش از هر زمان دیگری به کیفیت پیوندهای سیاسی خود با بازیگران بینالمللی نیاز دارد.
در نهایت، این دو استاد دانشگاه گرجستان نتیجه میگیرند که تفلیس وارد فاز جدیدی از سیاست خارجی شده که در آن آرمانگرایی جای خود را به زبان بقا و محدودیت داده است. هرچند اجتناب از تقابل فوری با روسیه عقلانی است، اما تکیه صرف بر این استراتژی و رها کردن طناب تعادل با غرب، خطر معاوضه یک نوع وابستگی با وابستگی خطرناکتر دیگر را به همراه دارد. هنر دولتمردان تفلیس در آینده، حفظ این توازن حیاتی میان مدیریت تهدیدات خرس شمالی و حفظ اهرمهای غربی خواهد بود.
انتهای پیام/