به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان، در بسیاری از ادارهها و سازمانها، چراغ آخرین اتاقی که خاموش میشود، معمولاً اتاق روابط عمومی است؛ جایی میان فشار خبر، توقع مدیر، مطالبه رسانه، بحران افکار عمومی و انبوه تماسهایی که پایان ندارند. جایی که اگر بهترین عملکرد را هم داشته باشد، کمتر دیده میشود، اما کوچکترین خطا یا تأخیر، به سرعت زیر ذرهبین میرود!
امروز 27 اردیبهشت ماه، روز روابط عمومی و ارتباطات، بیش از آنکه مناسبتی تشریفاتی برای تبریکهای کلیشهای باشد، فرصتی است برای فهمیدن یکی از سختترین و در عین حال کمدیدهترین مشاغل مدیریتی و رسانهای کشور؛ حوزهای که بسیاری هنوز آن را صرفاً «ارسال خبر» یا «عکاسی مراسم» میدانند، در حالی که روابط عمومی، قلب تپنده ارتباط یک سازمان با افکار عمومی است.
روابط عمومی یعنی ایستادن در خط مقدم بحران؛ یعنی پاسخ دادن به رسانهها در زمانی که مدیر تلفنش را خاموش کرده، یعنی آرام کردن افکار عمومی وقتی یک تصمیم اشتباه، موجی از انتقاد ایجاد کرده و یعنی تلاش برای حفظ اعتبار یک مجموعه، حتی وقتی امکانات، اختیارات و حمایت کافی وجود ندارد.
فعالان این حوزه، اغلب نه ساعت کاری مشخص دارند، نه تعطیلی واقعی. صبح با خبر شروع میشود، ظهر با جلسه ادامه پیدا میکند و شب با تنظیم پاسخ، تولید محتوا، هماهنگی رسانهای و مدیریت حاشیهها تمام میشود. اما با همه این فشارها، کمتر کسی از بیرون، حجم استرس و حساسیت این کار را میبیند.
تلختر آنجاست که در بسیاری از دستگاهها، روابط عمومی هنوز بهعنوان یک تخصص جدی شناخته نمیشود. گاهی هر مدیری که بخواهد فردی را جابهجا کند یا پست خالی برای آن فرد نباشد، سادهترین تصمیمش فرستادن او به روابط عمومی است؛ انگار این حوزه، محل آزمون و خطا یا پارکینگ نیروهای مازاد اداری است!
این در حالی است که روابط عمومی، ترکیبی از دانش رسانه، مدیریت بحران، شناخت افکار عمومی، فن بیان، نگارش حرفهای، سواد اجتماعی و قدرت تحلیل میخواهد؛ مهارتی که بدون تجربه میدانی در خبر و رسانه، عملاً ناقص خواهد بود.
امروز در برخی دستگاههای استان کردستان، مسئولیت روابط عمومی بر عهده افرادی است که حتی یک روز سابقه خبرنویسی، روزنامهنگاری یا فعالیت رسانهای ندارند؛ افرادی که شاید شناختی از قواعد ابتدایی خبر، ادبیات رسانه یا نحوه تعامل حرفهای با خبرنگار هم نداشته باشند. نتیجه چنین نگاه غیرتخصصی، چیزی جز تضعیف ارتباط سازمان با مردم و افزایش شکاف میان دستگاهها و افکار عمومی نیست.
روابط عمومی را نمیتوان صرفاً با عنوان اداری اداره کرد. کسی که قرار است سخنگوی غیررسمی یک دستگاه باشد، باید زبان رسانه را بشناسد، نبض جامعه را درک کند و قدرت مدیریت روایت را داشته باشد؛ چراکه در عصر رسانه، ضعف در ارتباطات، مستقیماً به بحران اعتماد عمومی منتهی میشود.
با این حال، هنوز هم در میان تمام این بیمهریها، هستند نیروهایی زحمتکش که عاشقانه کار میکنند؛ کسانی که شاید نامشان جایی مطرح نشود اما شبانهروز برای حفظ اعتبار یک مجموعه، پوشش اخبار، پاسخگویی به رسانهها و انعکاس خدمات تلاش میکنند که به همه آنان تبریک میگوییم. همانهایی که اگر همه چیز خوب پیش برود، کسی از آنها یاد نمیکند اما اگر کوچکترین نقصی پیش بیاید، اولین متهم ماجرا میشوند.
روابط عمومی، فقط یک شغل نیست؛ زیستن میان فشار، سکوت و مسئولیت است. حرفهای که گاهی تلخیهایش بیشتر از شیرینیهایش است اما هنوز کسانی هستند که با عشق، پای آن ماندهاند؛ چون باور دارند ارتباط صادقانه با مردم، بخشی از سرمایه اجتماعی هر جامعه است.
شاید وقت آن رسیده باشد مدیران، بیش از گذشته قدر این خط مقدم بیصدای سازمانها را بدانند؛ حوزهای که اگر تخصص، امنیت شغلی، حمایت مدیریتی و نگاه حرفهای نداشته باشد، نهتنها خود آسیب میبیند بلکه اعتماد عمومی به دستگاهها نیز فرسوده خواهد شد.
27 اردیبهشت، فقط روز تبریک گفتن نیست؛ روز بازنگری در نگاهی است که هنوز روابط عمومی را جدی نگرفته است.
یادداشت از: رامیار غفاری
انتهای پیام/481