«احمدرضا روح الله زاد» در گفتوگو با خبرنگار بینالملل خبرگزاری تسنیم با اشاره به افزایش حملات شهرکنشینان و نظامیان صهیونیستی به کرانه باختری درباره هدف صهیونیستها از این اقدام گفت: هدف راهبردی رژیم صهیونیستی از این حملات، فراتر از عملیات نظامی صرف است. صهیونیستها به دنبال تحقق سه هدف اصلی هستند. اول، تغییر دموگرافیک (جمعیتی) و الحاق تدریجی کرانه باختری به فلسطین اشغالی است؛ لذا با تشدید فشار بر جمعیت فلسطینی از طریق تخریب منازل، مصادره زمینها و خشونت شهرکنشینان، تلاش میکند تا فلسطینیها مجبور به ترک مناطق استراتژیک مانند دره اردن و اطراف الخلیل کند. این سیاست، زمین را برای الحاق رسمی این مناطق به رژیم آماده میکند، چیزی که کابینه نتانیاهو رسماً به دنبال آن است.
دبیر کمیسیون سیاسی جمعیت دفاع از ملت فلسطین دومین هدف صهیونیستها را جلوگیری از تشکیل دولت فلسطینی دانست و اظهار داشت: طرح دو دولتی (فلسطینی- صهیونیستی ) به دلیل تحمیل شرایط جدید جغرافیایی و دموگرافیکی جایی برای پیگیری نخواهد داشت و اصطلاحا از موضوعیت میافتد. با قطع پیوستگی جغرافیایی مناطق فلسطینی از طریق جادههای مخصوص شهرکنشینان و ایستگاههای بازرسی، امکان تشکیل یک دولت فلسطینی به هم پیوسته که دوام داشته باشد، از بین میرود. در حال حاضر هم شهرکهای صهیونیستی به صورت حلقههای زنجیرهای بیت المقدس شرقی را از شمال و جنوب قطع کردهاند.
وی افزود: سومین هدف هم تغییر ماهیت درگیری از سیاسی به مذهبی-قومی میتواند باشد. به منظور نیل به این هدف حملاتی را با حمایت از شهرکنشینان تندرو مانند گروه «هیلل یارون»،در حال انجام است که این موضوع نبرد کرانه باختری را به یک «جنگ هویتی» تبدیل میکنند که در آن هیچ راه حلی جز اخراج یا اطاعت فلسطینیان تعریف نشدهاست.
این کارشناس حوزه فلسطین در پاسخ به این پرسش «آیا حملات صهیونیستها به کرانه باختری در راستای اظهارات اسموتریچ وزیر دارایی رژیم صهیونیستی (احداث 103 شهرک جدید) است؟» گفت: تشدید حملات برنامه ریزی شده این رژیم به کرانه باختری کاملا با احداث شهرکهای جدید در این منطقه همراه است و به عنوان بازوی اجرایی اظهارات وزیر جنایتکار اسرائیلی عمل میشود. این هدف به دو صورت در حال دنبال شدن توسط رژیم است.
وی افزود: حملات نظامی مانند عملیات «دیوار آهنین» در جنین و طولکرم ابتدا حضور تشکیلات خودگردان را تضعیف و خلأ امنیتی ایجاد میکنند. سپس، شهرکنشینان تحت حفاظت ارتش وارد شده و زمینهای پاکسازی شده از فلسطینیان را برای شهرکهای جدید مصادره میکنند.
وی گفت: از سوی دیگر این حملات میتواند پاسخی به شکست رژیم در غزه باشد. اسموتریچ صراحتاً گفت که عقبنشینی از غزه، در سال 2005 میلادی یک ننگ بود. بنابراین، حمله به کرانه باختری و ساخت شهرکهای جدید، یک عملیات انتقامی برای اثبات این است که «بار دیگر عقبنشینی نخواهیم کرد» و هر حمله در کرانه باختری، پیام «ما هرگز ترک نمیکنیم» را مخابره میکند.
دبیرکمیسیون سیاسی جمعیت دفاع از ملت فلسطین تاکید کرد: این حملات به نوعی تلاش برای از بین بردن راهکار دو دولتی است. احداث 103 شهرک جدید در عمل، کرانه باختری را به جزایر کوچک و غیر قابل وصل تبدیل میکند. حملات نظامی نیز برای پاکسازی مناطق اطراف این شهرکها از ساکنان فلسطینی انجام میشود. بنابراین حمله و شهرکسازی، دو روی یک سکه هستند.
روح الله زاد در پاسخ به سئوال دیگری مبنی بر این که «آیا صهیونیستها در حملات خود از همراهی ضمنی تشکیلات خودگردان فلسطین بهرهمند هستند یا ارزشی برای آن قائل نیستند؟» گفت: نگاه رژیم اسرائیل به تشکیلات خودگردان فلسطین به رهبری «محمود عباس» ابزاری، تحقیرآمیز و البته در حال پایان است. با این حال، بین رژیم صهیونیستی و تشکیلات خودگردان فلسطین همراهی ضمنی وجود دارد اما این همراهی یکجانبه است. تشکیلات خودگران فلسطین هماهنگی امنیتی را انجام میدهد مثلاً اطلاعاتی درباره حماس که آن را به عنوان یک رقیب جدی برای خود میداند و نیز دیگر جریانها و اشخاص مقاومتی را به رژیم اسرائیل میدهد. رژیم نیز از این هماهنگی برای سرکوب مردم مانند آنچه در جنین و طولکرم جاری است، استفاده میکند؛ اما صهیونیستها هیچ ارزش استراتژیکی برای تشکیلات قائل نیستند.
این کارشناس حوزه فلسطین با تاکید بر اینکه رژیم صهیونیستی تشکیلات خودگردان را «ناکارآمد و مرده» میداند، اظهار داشت: به همین دلیل مقامات این رژیم از نتانیاهو تا اسموتریچ آشکارا میگویند «تشکیلات خودگردان شریک صلح نیست» و آن را یک نهاد فاسد، ضعیف و وابسته میدانند که حتی قادر به کنترل مقاومت پراکنده فلسطینی نیست.
در اینجا باید گفت حملات رژیم صهیونیستی به کرانه باختری مستقیماً به تشکیلات خودگردان فلسطین ضربه میزند. رژیم اسرائیل در حملات خود به این منطقه، بعضا مقرهای امنیتی تشکیلات خودگردان را هدف قرار داده و توافق اسلو را در باره منطقه «الف» که به طور رسمی تحت کنترل کامل سلطه فلسطینی قرار دارد، نقض کردهاست. این یعنی اینکه رژیم تل آویو نه تنها ارزشی برای حاکمیت تشکیلات قائل نیست، بلکه عمداً آن را در افکار عمومی فلسطین «تحقیر و بیاعتبار» میکند تا شانس هرگونه راه حل سیاسی مبتنی بر تشکیلات را نابود سازد.
این تحلیلگر تاکید کرد: تردیدی نیست که رژیم صهیونیستی از تشکیلات «استفاده ابزاری» میکند اما در عین حال آن را «فاقد کارایی» و یک «سربار» میداند و در حال طراحی سناریوی جایگزینی مانند شوراهای محلی قبیلهای برای آن است. لغو قرارداد اسلو توسط کنست (پارلمان رژیم) نقطه عطفی در الحاق تدریجی کرانه باختری محسوب میشود. این اقدامات سهگانه یعنی لغو اسلو، حملات نظامی و شهرکسازی، سه ضلع یک مثلث را تشکیل میدهند که هدف نهایی آن نابودی کامل راهکار دو دولتی و اعمال حاکمیت دائمی رژیم صهیونیستی بر کل اراضی فلسطینی است.
وی در پاسخ به این سئوال«چگونه میتوان از این حملات جلوگیری کرد؟» گفت: جلوگیری از این حملات نیازمند ترکیبی از فشار سخت بیرونی و شکست پروژه داخلی رژیم است. یکی از مهمترین راهکارها افزایش عملیات نظامی علیه صهیونیستها در کل جغرافیای فلسطین است. هم به صورت سازمان یافته توسط گروههای مقاومتی - اعم از گروه های کوچک جدید الاسم و یا گروههای بزرگ مانند حماس - هم از سوی هر یک از شهروندان فلسطین که اصطلاحا آن را عملیات "گرگ های تنها" می گویند.
روح الله زاد تحریم تسلیحاتی توسط غرب به ویژه آمریکا و آلمان را دیگر راهکار برای توقف حملات صهیونیستها دانست و گفت: تنها ابزار اثباتشده برای پایان دادن به حملات صهیونیستها تحریم تسلیحاتی است مشابه آنچه در دهه 1990 برای جلوگیری از شهرکسازی اعمال شد. اگر آمریکا ارسال مهمات و بولدوزرهای مورد استفاده در تخریب منازل را قطع کند، هزینه شهرکسازی برای اسرائیل بالا میرود.
به گفته این کارشناس، فعالسازی مکانیزمهای قضایی و حقوقی بینالمللی هم میتواند در این ارتباط موثر باشد. صدور حکم جلب برای شهرکنشینان خشونتگرا توسط دیوان کیفری بینالمللی (ICC) و قراردادن شهرکها در فهرست تحریمهای سازمان ملل (مانند قطعنامه 2334) همچنین اعمال تحریمهای شخصی علیه اسموتریچ و سایر وزیران دولت صهیونیستی توسط اتحادیه اروپا مؤثر است.
وی پایان دادن به همکاری امنیتی بین تشکیلات خودگردان فلسطین و رژیم صهیونیستی را راهکاری دیگر برشمرد و اظهار داشت: هرچند که پایان دادن به این همکاری بعید به نظر میرسد اما چنانچه تشکیلات خودگردان رسماً هماهنگی امنیتی با رژیم اسرائیل را لغو کند و نیروهایش به ایستگاههای بازرسی هجوم ببرند، فشار داخلی و بینالمللی بر اسرائیل برای متوقف کردن حملات به کرانه باختری بسیار شدت مییابد ولی تا زمانی که تشکیلات خودگردان به این همکاری ادامه دهد، صهیونیستها با خیال راحت به حملات خود ادامه میدهند.
در اینجا باید گفت که مقاومت مردمی سازمانیافته غیرخشونتآمیز کارآمد است. الگوبرداری از روستاهایی مانند «بیتا» و «سیریس» که با تجمعات مردمی مانع از تخریبشده و شهرکسازی را متوقف کردند. این روش با پوشش رسانهای، هزینه سیاسی حملات را بالا میبرد.
این تحلیلگر تحولات فلسطین درباره راهکار فشار از درون جامعه صهیونیستی گفت: فشار از درون اسرائیل را هم باید مورد توجه قرار داد. تنها بخش کوچکی از جامعه صهیونیستی با شهرکسازی مخالفند. تقویت جنبشهایی مانند «صلحاکنون»برای برگزاری تظاهرات علیه حملات کرانه باختری و تحریم اقتصادی کالاهای شهرکها، میتواند دولت نتانیاهو را که در انتخابات ضعیف شده، به چالش بکشد.
وی در پایان تصریح کرد: تا زمانی که جامعه جهانی صرفاً به صدور بیانیههای محکومکننده اکتفا کند و اهرمهای فشار واقعی مانند تحریم و قطع تسلیحات و نیز پیگرد حقوقی و صدور احکام کیفری بینالمللی و... را به کار نگیرد، حملات متوقف نخواهد شد چرا که رژیم اسرائیل هزینه چندانی برای این اقدامات نمیپردازد.
انتهای پیام/