به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، عید قربان، در ظاهر یادمان یک واقعه تاریخی در سرزمین وحی است، اما در باطن، نمایشگر یکی از پیچیدهترین و والاترین بزنگاههای وجودی انسان در مواجهه با آفریدگار خویش است. این روز، نقطه تلاقی «عشق» و «عقل»، و تجلیگاه گذار از «منِ طبیعی» به «منِ الهی» است. در جهان امروز که فردگرایی و اصالت لذت به بنبستهای اخلاقی و انزوای اجتماعی انجامیده، بازخوانی فلسفه قربان میتواند به عنوان یک داروی شفابخش برای دردهای جامعه معاصر عمل کند.
قلبِ تپنده عید قربان، داستان حضرت ابراهیم (ع) است؛ مردی که لقب خلیلالله را با خود یدک میکشید و در دوران پیری، صاحب فرزندی شد که مایه روشنی چشم و ثمره جانش بود. فرمان ذبح اسماعیل، نه یک حکم برای ریختن خون، بلکه امتحانی برای سنجش «اولویتها» بود.
هر انسان در مسیر زندگی خود با «اسماعیلهایی» مواجه است؛ دلبستگیهایی که گاه به بت تبدیل میشوند و مانع از حرکت به سوی کمال میگردند. عید قربان به ما میآموزد که کمالِ بشری در گرو تواناییِ «چشمپوشی» است. ابراهیم (ع) با بریدن از عزیزترین داشتهی خود، نشان داد که حقیقتِ مطلق، فراتر از هر عاطفه و دلبستگیِ گذراست. این درسِ بزرگ، زیربنای «شجاعت مدیریتی» و «اخلاق سیاسی» است؛ جایی که مسئول باید بتواند منافع شخصی و گروهی خود (اسماعیل خویش) را قربانیِ مصلحتِ مردم و حقِ مطلق کند.
اگر از منظر روانشناسی اجتماعی به قربان بنگریم، «ذبح کردن» نمادی از سرکوب غرایزدسرکشی است که ریشه در «نفس اماره» دارند. خشم، کبر، بخل و خودخواهی، چهار ستونی هستند که دیوارهای انزوای انسان را میسازند. انسانی که اسیرِ خودخواهی است، جامعه را ابزاری برای تأمین منافع خود میبیند و همین نگاه، منشأ اصطکاک و خشم طبقاتی میشود.
عید قربان، فراخوانی است برای ذبح این رذایل. وقتی فرد در ساحت درون، «منیت» خود را قربانی میکند، فضایی برای «دیگری» در قلب او باز میشود. اینجاست که معنویت به خدمت اجتماع درمیآید. انسانی که از بندِ خود رها شده، دیگر منزوی نیست؛ چرا که پیوند او با خالق، او را به مهربانی با مخلوق سوق میدهد.
اسلام همواره عبادات فردی را به مصالح اجتماعی گره زده است. در عید قربان، دستور به تقسیمِ قربانی به سه قسمت (اهل خانه، همسایگان و نیازمندان)، یک مدل کوچکشده از «اقتصادِ همدلی» است. این سنت، پیام صریحی دارد: «شادیِ تو وقتی مشروع است که همسایهات نیز در آن سهمی داشته باشد.» در لایههای عمیقتر، این اقدام به معنای مبارزه با فقر و توزیع ثروت در سطوح خرد جامعه است. عید قربان با شکستنِ انحصار برخورداری، پلهایی میان دیوارهای بلند طبقاتی میسازد. در واقع، گوشتِ قربانی ابزاری است برای بازسازی «سرمایه اجتماعی»؛ بویژه برای کسانی که به واسطه فقر، دچار انزوای اجتماعی شدهاند. این ضیافت بزرگ، آنها را دوباره به متن جامعه بازمیگرداند.
عید قربان یادآور این است که «قدرت» زمانی قداست مییابد که به «قربانگاهِ خدمت» برده شود. مدیر تراز قربان، کسی است که آسایشِ خود را فدای آرامش مردم میکند. همانگونه که در سیره بزرگانِ نظام و شهیدان راه خدمت (همچون شهید رئیسی) دیدیم، خطشکنی و عبور از موانع، نیازمند روحیهی ایثارگری است که ریشه در فلسفه قربان دارد. کسی که توانسته باشد در درونِ خود از «نام و نان» بگذرد، در بیرون میتواند از میان شعلههای بحران عبور کند تا باری از دوشِ محرومان بردارد.
قربان، عیدِ «بله» گفتن به ارادهی الهی و «نه» گفتن به وسوسههای تردید است. اسماعیل (ع) نیز در این میان، الگوی تسلیم آگاهانه است. او با تمام وجود، انتخاب کرد که بخشی از یک طرح الهی بزرگ باشد. این درس بزرگ برای جوانان ماست که بدانند هویت انسانی، در سایهی «انتخابهای سخت» شکل میگیرد. بندگی، نه یک اسارت، بلکه آزادی از زنجیرهای حقارتآمیزِ مادی است.
عید قربان، جریانی است که از قلب تاریخ میگذرد و در رگهای زمان حال جاری میشود. ما امروز بیش از هر زمان دیگری به «اخلاق قربانی» نیاز داریم؛ اخلاقی که در آن «ایثار» بر «استثمار» پیشی بگیرد و «عشق به همنوع» بر «رقابت حذفی» غلبه کند.
یادداشت از زهرا فرزام
انتهای پیام/