به گزارش خبرگزاری تسنیم از کردستان - رامیار غفاری، خبرنگار|بعضی آدمها را پیش از آنکه بشناسی، نامشان هیبت دارد. وقتی از دور میآیند، پیش از آنکه صدایشان شنیده شود، اقتدارشان دیده میشود؛ اما بزرگیِ واقعی آنجاست که پشت آن صلابت و ابهت، قلبی مهربان، رئوف و رفتاری پدرانه پنهان باشد. شهید سلامی برای من دقیقاً چنین شخصیتی داشت؛ فرماندهی که نامش با اقتدار، صلابت و جسارت گره خورده بود، اما وقتی از نزدیک دیدمش، بیش از هر چیز، تواضع و مردمیبودنش در ذهنم ماندگار شد.
22 شهریورماه 1403، در یادواره شهدای عملیات «جاسوسان» ارومیه، بهعنوان خبرنگار در مراسم حضور داشتم، پیشتر نیز در سوم تیرماه سال 1399 در رزمایش سالانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با عنوان "اقتدار شهدای کُرد مسلمان" توفیق حضور و همراهی با او را داشتم اما فضای این مراسم، فضایی متفاوت بود؛ مراسمی در دل کوهستانها و ارتفاعات استان آذربایجان غربی با پروتکل و با حضور خانوادههای معظم شهدا و ازدحام جمعیتی که برای دیدن و شنیدن فرماندهان آمده بودند. در آن میان، حضور شهید سلامی بیش از هر چیز نگاهها را به خود جلب میکرد. چهرهای آرام اما مقتدر، قامتی استوار و نگاهی که تجربه سالها میدان و مسئولیت را با خود داشت.
راستش را بخواهم، با وجود تمام محدودیتها، امید به انجام گفتوگو با او داشتم اما تیم حفاظت با جدیت تأکید میکردند که «سردار مصاحبه نمیکنند» و شرایط مراسم هم بهگونهای بود که نزدیکشدن به او کار سادهای نبود. اما غریزه خبرنگاری و شاید هم شوق گفتوگو با فرماندهای که سالها نامش را در اخبار و روایتهای امنیت و مقاومت شنیده بودم، باعث شد تلاشم را بکنم.
خودم را به او رساندم؛ در میان ازدحام و حلقههای حفاظتی. تصورم این بود که نهایتاً با یک عذرخواهی محترمانه یا بیتوجهی مواجه شوم. اما برخلاف همه تصورات، وقتی درخواست گفتوگو را مطرح کردم، با همان آرامش، مهربانی و خوشرویی همیشگیاش ایستاد. نه اخمی، نه تکلفی و نه آن فاصلهای که گاهی میان مسئولان و مردم شکل میگیرد! با لبخند پاسخ داد و اجازه داد گفتوگو انجام شود؛ آن هم در شرایطی که اطرافیانش همچنان تأکید داشتند زمان و شرایط مصاحبه وجود ندارد.

اما چیزی که آن دیدار کوتاه را برای من ماندگار کرد، فقط انجام یک گفتوگوی خبری نبود؛ رفتار انسانی و صمیمیتی بود که از او دیدم. پس از گفتوگو، با مهربانی سرم را بوسید؛ رفتاری پدرانه و صادقانه که شاید در ظاهر ساده باشد، اما برای یک خبرنگار جوان، معنایی فراتر از یک برخورد معمولی داشت. آن لحظه فهمیدم برخی فرماندهان، پیش از آنکه با درجه و جایگاهشان بزرگ شوند، با اخلاق و مردمداریشان در دلها جا باز کردهاند.
شهید سلامی از آن دست فرماندهانی بود که ابهتشان فاصله نمیساخت. قاطع بود، صریح بود، شجاع بود و در میدان، بیتردید فرماندهی مقتدر به شمار میرفت؛ اما همین مرد، در مواجهه با یک خبرنگار ساده، چنان متواضع و صمیمی رفتار میکرد که گویی سالهاست او را میشناسد. این همان ویژگیای است که بسیاری از فرماندهان بزرگ را ماندگار میکند؛ اینکه در اوج قدرت، مردم را فراموش نمیکنند.
امروز که خبر شهادتش را مرور میکنم، بیش از هر چیز همان تصویر کوتاه در ذهنم زنده میشود؛ فرماندهای میان حلقهها و ازدحام جمعیت که میتوانست بهسادگی بیتفاوت عبور کند، اما ایستاد، وقت گذاشت، پاسخ داد و با مهربانی رفتار کرد. شاید برای خیلیها این فقط یک خاطره کوتاه باشد، اما برای من، روایتی عینی از شخصیت مردی است که اقتدار را با اخلاق و فرماندهی را با انسانیت درآمیخته بود.
در روزگاری که بسیاری از مسئولان پشت دیوارهای تشریفات و فاصلهها پنهان میشوند، مردانی چون شهید سلامی یادآور این حقیقتاند که بزرگیِ واقعی، در مردمیبودن است. فرماندهی که میتوانست صرفاً یک چهره نظامی مقتدر باشد، اما با تواضع و سادگیاش، تصویری انسانی و ماندگار از خود در ذهنها به جا گذاشت.
شاید شهادت، پایان زندگی زمینی چنین مردانی باشد؛ اما خاطره رفتار، منش و اخلاقشان، سالها در ذهن کسانی که حتی دیداری کوتاه با آنان داشتهاند، زنده میماند. و من، شهید سلامی را بیش از آنکه با عنوانها و مسئولیتهایش به یاد بیاورم، با همان لبخند آرام، پاسخ صمیمانه و بوسه پدرانهاش به خاطر خواهم سپرد.
بر اساس این یادداشت؛ شهید سپهبد حسین سلامی، از جمله فرماندهانی بود که تمام عمر خود را در مسیر دفاع از انقلاب، امنیت کشور و تقویت توان بازدارندگی ایران سپری کرد. او متولد سال 1339 در گلپایگان بود و از نخستین سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست؛ نهادی که با روحیه انقلابی و مجاهدت نسل نخست فرماندهانش شکل گرفت و سلامی نیز بهسرعت به یکی از چهرههای برجسته آن بدل شد. حضور مستمر در دوران دفاع مقدس، نقطه آغاز مسیری بود که او را به یکی از تأثیرگذارترین فرماندهان نظامی کشور تبدیل کرد.
شهید سلامی در طول سالهای جنگ تحمیلی، مسئولیتهای مختلف عملیاتی و فرماندهی را تجربه کرد و بهواسطه حضور مستقیم در میدان، شناخت دقیقی از تهدیدات امنیتی و نظامی به دست آورد. او از آن فرماندهانی نبود که صرفاً پشت میزهای مدیریتی رشد کرده باشند؛ بخش مهمی از شخصیت نظامیاش در متن عملیاتها، سختیها و میدانهای واقعی نبرد شکل گرفت. همین تجربه میدانی، بعدها در تصمیمگیریها و مواضع قاطع او در حوزه دفاعی و امنیتی کشور کاملاً مشهود بود.
پس از جنگ نیز شهید سلامی در مسئولیتهای کلیدی متعددی ایفای نقش کرد؛ از فرماندهی در نیروی هوایی سپاه گرفته تا جانشینی فرمانده کل سپاه و در نهایت فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. در تمام این سالها، او یکی از چهرههای اصلی در توسعه توان موشکی، تقویت قدرت بازدارندگی و تثبیت جایگاه منطقهای ایران به شمار میرفت. بسیاری او را فرماندهای میشناختند که در عین صراحت و اقتدار، تسلط بالایی بر مسائل راهبردی و تحولات منطقهای داشت و با ادبیاتی روشن و قاطع از مواضع جمهوری اسلامی دفاع میکرد.
اما آنچه شهید سلامی را فراتر از یک فرمانده نظامی صرف قرار میداد، ویژگیهای شخصیتی و اخلاقی او بود. او با وجود جایگاه بسیار مهم و حساسش، رفتاری مردمی، متواضع و صمیمی داشت. در برخورد با مردم، خانواده شهدا، خبرنگاران و نیروهای جوان، تکلفی در رفتار او دیده نمیشد و همین ویژگی باعث میشد بسیاری از کسانی که حتی دیداری کوتاه با او داشتند، تصویری متفاوت و ماندگار از شخصیتش در ذهن نگه دارند. او بهخوبی نشان داده بود که اقتدار واقعی، الزاماً با فاصلهگرفتن از مردم معنا پیدا نمیکند.
از دیگر ویژگیهای بارز شهید سلامی، شجاعت در موضعگیری و صراحت در بیان بود. او در سالهایی که کشور با تهدیدهای مختلف منطقهای و بینالمللی مواجه بود، همواره با قاطعیت از امنیت و منافع ملی دفاع میکرد و باور داشت که حفظ اقتدار دفاعی، مهمترین سد در برابر تهدید دشمنان است. همین روحیه جسور و انقلابی، او را به یکی از چهرههای شاخص و اثرگذار در میان نسل فرماندهان سپاه تبدیل کرده بود؛ فرماندهی که هم در میدان عمل و هم در عرصه تبیین، حضوری فعال و مؤثر داشت.
امروز با مرور زندگی و منش شهید سلامی، بیش از هر چیز میتوان از تلفیق کمنظیر «اقتدار» و «اخلاق» در شخصیت او سخن گفت. مردی که سالها در حساسترین مسئولیتهای نظامی کشور حضور داشت، اما در عین حال، سادگی، تواضع و مردمداری را هرگز فراموش نکرد. شاید راز ماندگاری چنین فرماندهانی نیز همین باشد؛ اینکه در کنار کارنامه نظامی و مسئولیتهای بزرگ، ردپای انسانیت و مهربانیشان در ذهن مردم باقی میماند و آنان را به شخصیتی فراتر از یک فرمانده نظامی تبدیل میکند.
انتها پیام/481