به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست علمی و تخصصی نقد پیش از انتشار مجموعه ارزشمند «کتاب غدیر» با هدف عیار سنجی متون نوین امامتپژوهی به همت دانشگاه ادیان و مذاهب برگزار شد. در این کرسی تبیینی و معرفتی، محمدعلی موحدی، عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب و نویسنده اثر، به تبیین ضرورتها و کلانساختار این مجموعه چهار دفتری پرداخت و حجتالاسلام و المسلمین محمدتقی سبحانی، رئیس بنیاد بینالمللی امامت، به عنوان ناقد، زاویههای روششناختی و ساختاری اثر را به چالش کشید.
محمدعلی موحدی در ابتدا با اشاره به اینکه مباحث پیرامون واقعه عظیم غدیر نیازمند تبیینهای ژرف و تفصیلی است، از انتشار این اثر در قالب مجموعهای متشکل از چهار دفتر متمایز و مستقل خبر داد و گفت: دفتر نخست این موسوعه به کالبدشکافی مناصب، مراتب و جایگاه والای امیرمؤمنان (ع) اختصاص یافته و دفتر دوم به تحقیق سندی و طرق خطبه غدیر پرداخته است.
وی در تبیین خاستگاه نگارش این اثر، علیرغم وجود شاهکارهای بیبدیلی چون «عبقاتالانوار» میرحامد حسین و «الغدیر» علامه امینی، خاطرنشان کرد: با وجود تتبعات وسیع و شگفتآور آن استوانههای علم کلام، امروزه آثاری از متقدمین در دسترس پژوهشگران است که در آن دوران غیبت داشتهاند؛ از جمله قریب به 20 اثر از منابع عامه، نظیر کتاب مفقود الاثر «طرق من کنت مولاه» ذهبی که نشان و اثری از آنها در الغدیر و عبقات دیده نمیشود.
این استاد دانشگاه با اشاره به ردیابی برخی اخبار تا 15 طریق از منابع عامه و استناد به حدود 80 منبع لغوی و تفسیری اهلسنت (از جمله سلفیانی چون البانی) در تحلیل واژه «مولی» تصریح کرد: حجم استنادسازیهای این اثر دو برابر مطالب الغدیر و عبقات است. علاوه بر این، ما با 30 مورد از نظریات و شبهات معاصر (مانند آرای حسن بن بناء و سالوس) مواجه بودهایم که در ادوار پیشین مطرح نبودهاند. همچنین در ساحت قرائن استدلالی به پرسشهای مکتوم پاسخ دادهایم؛ از جمله اینکه چرا شخصی مانند مسلم بن حجاج نیشابوری در نقل حدیث غدیر، تمامی جزئیات را ذکر کرده اما بخش کلیدی «من کنت مولاه» را حذف نموده است؛ نکتهای که در تحلیلهای سنتی مغفول مانده بود.
در ادامه این نشست، حجتالاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی، رئیس بنیاد بینالمللی امامت، با ارجنهادن به تلاشهای صورتگرفته، زاویه نقد خود را گشود و گفت: ظرفیت کار بر روی واقعه غدیر در ابعاد تاریخی، متنشناسی و محتوایی پایانی ندارد و بازخوانی اسناد جدید در مجامع بینالمللی مرسوم است؛ اما مسئله اساسی این است که اثر جدید باید با چه مختصات، مهندسی روششناختی و مخاطبشناسی مشخصی تالیف شود. چقدر شایسته است که در این کرسیهای نقد، حتی علمای منصف و صاحبنظر اهلسنت را نیز وارد فضای گفتگو کنیم.
رئیس بنیاد بینالمللی امامت با به چالش کشیدن هویت ساختاری کتاب، سؤال بنیادینی را مطرح کرد: این اثر قرار است چه خلأ خاصی را در ترازوی علم پر کند؟ آیا ماهیتی احتجاجی دارد یا موسوعهای؟ به نظر میرسد هدف اثر در میان چند رویکرد در نوسان است؛ بهویژه آنکه دفتر اول با تمرکز بر باورهای شیعی، مخاطب درونمذهبی را هدف قرار داده و فضایی کاملاً متفاوت با جلدهای دیگر دارد که این امر بر یکدستیِ رویکرد احتجاجی اثر در برابر دیگران آسیب میزند.
این استاد و نظریهپرداز حوزه امامت یادآور شد: اگر این مجموعه با نگاهی دانشنامهای تدوین شده باشد، حجم دادههای فعلی برای اقناع مخاطب نخبگانی و دانشگاهی کافی نیست و فاقد استانداردهای ساختاریِ موسوعهای است؛ در نتیجه، اثر بین دو رویکرد احتجاجی و موسوعهای سرگردان میماند؛ چرا که برخی مطالب آن جنبه دفاعی ندارد و برخی دیگر نیز جامعیت یک دایرهالمعارف را دارا نیست. لذا شفافسازیِ هدف و شناسایی دقیق مخاطب، نخستین شرط این تالیف است.
حجتالاسلام سبحانی با آسیبشناسی روششناختی آثار کلامی معاصر، از فقدان روشمندی در حدیثپژوهی و اعتبارسنجی منابع اهلسنت انتقاد کرد و افزود: یکی از چالشهای اساسی ما این است که آیا بر اساس موازین علمی مشخص به نقد آثار آنان میپردازیم؟ گاهی مشاهده میشود که در تحلیل سند، از مسالک مختلف به صورت سلیقهای و پاندولی استفاده میشود؛ به گونهای که مطلبی در یک بخش از کتاب تضعیف و در بخشی دیگر با شواهد همان مذهب تقویت میشود، که این تهافت در روش، از وزانت علمی کار میکاهد.
وی با اشاره به جریانهای عظیم امامتپژوهی اخیر نظیر «دایرهالمعارف غدیر» (در 20 جلد زیر نظر استاد انصاری) و اثر امیر تقدمی با عنوان «المنیر فی نبی بالغدیر» (در 20 جلد)، به نقد تفکر «حجمگرایی توام با تکرار» پرداخت و گفت: همواره این تلقی ناصواب وجود داشته که اثر خوب باید واجد تمام آرای پیشینیان به اضافه یافتههای جدید باشد؛ روشی که نوآوریهای اندکِ نویسنده را در حجم انبوه مطالب تکراری دفن میکند. ما امروز به دو الگو نیازمندیم: یا همچون مرحوم شهید صدر در «الحلقات»، ساختار و ادبیات دانش را از اساس نوسازی کنیم و یا یافتههای جدید را در قالب تکمله بر آثار سترگ گذشته بنگاریم.
این پژوهشگر ارشد کلام اسلامی در پایان بیانات خود، غفلت از بررسی اعتبار نسخههای خطی (مانند قدمت نسخههای در دسترس از کتاب کافی) را از نقاط ضعف اثر دانست و تاکید کرد: مباحث حیاتی نظیر ارتباط غدیر با حدیث ثقلین، منزلت و بهویژه دکترین مهدویت، از فرازهای کلیدی خطبه غدیر هستند که کمتر به آنها پرداخته شده است. امروزه ضرورت دارد در مباحث بینالمذاهبی، از منطق تخاطب سنتی فراتر رفته و به دستاوردهای نوین در حوزههایی چون مطالعات تاریخی، زبانشناختی، معناشناسی شناختی و بینامتنیت توجه کنیم تا زبان گفتگوی ما با جهان معاصر توسعه یابد؛ در غیر این صورت، آثار ما در دایره بستهای از تکرار باقی خواهند ماند.
انتهای پیام/