به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «میشل دوکلو» تحلیلگر برجسته اندیشکده فرانسوی «مونتنی» در مقالهای با عنوان «وضعیت قدرتهای میانی چیست؟»، قزاقستان را به عنوان یک نمونه آزمایشی کلیدی برای بررسی توانمندی قدرتهای میانی در اعمال نفوذ بر تحولات بینالمللی، آن هم در دوران تشدید رقابت قدرتهای بزرگ، معرفی کرده است.
دوکلو با اشاره به برگزاری نشست اخیر منطقهای محیط زیست در آستانه که با حضور 9 رئیس کشور به میزبانی «قاسم جومارت توکایف» برگزار شد، تاکید میکند که قزاقستان نقش رهبری پویایی را در میان کشورهای منطقه برای ناوبری در میان فشارهای ژئوپلیتیک چین و روسیه ایفا میکند.
به باور وی، توکایف با تکیه بر تجربیات گذشته خود به عنوان یک مقام ارشد سازمان ملل متحد، به دنبال ارتقای جایگاه قزاقستان به یک قدرت واسطه در موضوعات چندجانبه است؛ لنزی کارآمد برای درک سیاست خارجی نوین آستانه که به جای تهدید پنداشتن موقعیت جغرافیایی خود بین قدرتهای بزرگ، آن را به یک مزیت و فرصت راهبردی تبدیل کرده است.
سیاست خارجی توکایف؛ گذار از موازنهگری سنتی به نظمدهی منطقهای
این ارزیابی، سیاست خارجی توکایف را در مقولهای فراتر از توازنبخشی سنتی قرار میدهد. اهمیت قزاقستان صرفاً متکی بر داراییهای خام آن نظیر اورانیوم، نفت، مواد معدنی، لجستیک یا موقعیت آن در مسیرهای زمینی آسیای مرکزی نیست، بلکه بیشتر معطوف به نحوه بهرهبرداری آستانه از این داراییها به عنوان یک شریک قابل اعتماد و سازماندهنده عملی همکاریهای منطقهای است.
تحت هدایت توکایف، دیپلماسی چندوجهی از یک موضع دفاعی به یک استراتژی عملیاتی تبدیل شده است که هدف آن باز نگه داشتن درهای قزاقستان به روی شرکای متعدد و در عین حال ایجاد پلتفرمهایی است که دیگر بازیگران انگیزه بالایی برای استفاده از آنها داشته باشند.
در واقع، قزاقستان دیگر نه فقط کشوری محصور میان قدرتهای بزرگ، بلکه بازیگری است که به فضای بین آنها ساختار و جهت میدهد.
جهش چشمگیر ترافیک ریلی در کریدور میانی
حرکت از نقش «موازنهگر» به «سازماندهنده منطقهای» تنها زمانی ممکن است که قزاقستان بتواند جغرافیا، منابع و دیپلماسی خود را به سیستمهای کاربردی تبدیل کند. آشکارترین نشانه عملیاتی این تغییر رویکرد را میتوان در بخش حملونقل دید.
جغرافیای قزاقستان پیش از این همواره به عنوان یک محدودیت توصیف میشد؛ کشوری محصور در خشکی، پهناور و واقعشده در میان قدرتهای بزرگتر. اما توسعه «کریدور بینالمللی حملونقل ترانس کاسپین» یا همان «کریدور میانی»، به آستانه این امکان را داده تا جغرافیای خود را به عنوان یک مزیت استراتژیک بازتعریف کند.
آمارهای رسمی نشان میدهند که در سه ماهه نخست سال جاری میلادی (2026)، 125 قطار کانتینری از طریق کریدور میانی از قزاقستان عبور کردهاند که رشد 34.4 درصدی را نسبت به مدت مشابه سال 2025 نشان میدهد.
همچنین حجم بار در این مسیر طی هفت سال گذشته بیش از پنج برابر شده و از 0.8 میلیون تن به 4.5 میلیون تن در سال رسیده است؛ ارقامی که ثابت میکند قزاقستان صرفاً در حال فروش پتانسیلهای تئوریک خود نیست، بلکه ارزش عملیاتی کریدور را ارتقا میدهد.
ایجاد بافتهای پیوندی ژئواکونومیک میان قدرتهای جهانی
این دقیقاً همان نقطهای است که ایده قزاقستان به عنوان یک سازماندهنده منطقهای ملموس میشود. یک دولت موازنهگر تلاش میکند از وابستگی شدید به هر یک از قدرتها اجتناب کند، اما یک دولت سازماندهنده، سیستمهایی را میسازد که دیگران تمایل به استفاده از آن داشته باشند.
اگر قزاقستان بتواند کریدور میانی را سریعتر، قابل پیشبینیتر، دیجیتالیتر و از نظر تجاری قابل اعتمادتر کند، دیگر صرفاً در حال ایجاد موازنه میان روسیه، چین، اروپا، ترکیه و قفقاز جنوبی نیست، بلکه در حال ایجاد یک بافت پیوندی میان آنهاست.
تحلیلهای بانک جهانی نشان میدهد که سرمایهگذاری در زیرساختها و بهبود کارایی میتواند به کاهش زمان ترانزیت در کریدور میانی و افزایش جریانهای تجاری تا سال 2030 کمک کند و پروژههایی مانند خط ریلی «موئینتی-قیزیلژار» بخشی از این تلاش گستردهتر هستند.
دیپلماسی محیط زیست و میزبانی از گفتگوهای حساس بینالمللی
نقش سازماندهی قزاقستان در حوزههایی مانند دیپلماسی محیط زیست نیز مشهود است. نشست منطقهای محیط زیست در آستانه نمونهای از این الگو است که طی آن، توکایف تلاش دارد آسیبپذیریهای مشترک منطقهای مانند کمبود آب، تنشهای اقلیمی، آلودگی و مدیریت منابع را به پلتفرمهایی برای همکاری تبدیل کند.
همین الگو در معماری دیپلماتیک گستردهتر قزاقستان نیز دیده میشود؛ «مجمع بینالمللی آستانه» بستری برای گردهمایی دولتها، سازمانهای بینالمللی و سرمایهگذاران پیرامون چالشهای جهانی است و حضور نهادی «سیکا» (CICA) نقش آستانه را به عنوان میزبان گفتگوهای امنیتی آسیا تقویت میکند.
قزاقستان همچنین بستری بیطرف برای مذاکرات دشوار بینالمللی از جمله دورهای آلماتی در دیپلماسی هستهای ایران، فرمت آستانه درباره سوریه و گفتگوهای ارمنستان و جمهوری آذربایجان فراهم کرده است و میزبانی از بانک اورانیوم با غنای پایین آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بعد دیگری از اعتبار عدم اشاعه آن را نشان میدهد.
چالشهای پیشرو؛ از گلوگاههای خزر تا فشارهای ژئوپلیتیک
با این حال، چالشهای پیشروی آستانه همچنان بزرگ هستند. نخستین آزمون، حوزه «اجرا» است. آسیای مرکزی بیانیههای جاهطلبانه بسیاری به خود دیده، اما نهادهای پایدار کمتری ایجاد کرده است.
اگرچه قزاقستان سرمایهگذاریهای کلانی انجام داده، اما ظرفیت کشتیرانی دریای خزر همچنان یک گلوگاه است. موفقیت این کریدور به هماهنگی سیستمهای ریلی، بندری، گمرکی و تعرفهای چندین کشور وابسته است و نه فقط قزاقستان.
چالش دوم، «اعتماد منطقهای» است؛ به عنوان مثال در دیپلماسی آب، کشورهای بالادست (قرقیزستان و تاجیکستان) خواهان سرمایهگذاری برای سیستمهای آبی خود هستند و کشورهای پاییندست به جریانهای پیشبینیپذیر برای کشاورزی نیاز دارند که حل آن نیازمند مکانیسمهای جبرانی و قوانین مشروع است.
چالش سوم، «فشارهای ژئوپلیتیک» است. قدرت قزاقستان در داراییهای استراتژیک آن نهفته است؛ این کشور وزنه اقتصادی آسیای مرکزی، تامینکننده مهم نفت غیرروسی برای اروپا و بزرگترین تولیدکننده اورانیوم جهان است.
با تشدید رقابت میان روسیه، چین، آمریکا، اروپا، ترکیه و کشورهای حاشیه خلیج فارس، موضوعاتی چون مواد معدنی حیاتی، پایبندی به تحریمها و کریدورهای ترانزیتی به شدت سیاسی میشوند.
وظیفه آستانه این است که مشارکتها را متکثر، کاربردی و همسو با حاکمیت ملی خود حفظ کند. در نهایت، موفقیت قزاقستان نه با تعداد اجلاسهایی که میزبانی میکند، بلکه با توانایی آن در تبدیل قدرت اجماعسازی به نهادها، زیرساختها و قوانین مشترک منطقهای سنجیده خواهد شد.
انتهای پیام/