به گزارش خبرگزاری تسنیم از بانه، بعضی روزها در تاریخ، تنها یک تاریخ نیستند؛ زخمی هستند که بر حافظه یک شهر میمانند. 15 خرداد برای مردم بانه از همین جنس است؛ روزی که قرار بود یادآور قیام مردم ایران علیه ظلم باشد، اما خود به یکی از خونبارترین و تلخترین روزهای تاریخ این شهر مرزی تبدیل شد.
بیش از چهار دهه از آن حادثه گذشته است، اما هنوز بسیاری از شهروندان بانه وقتی نام 15 خرداد را میشنوند، پیش از آنکه به سال 1342 و قیام مردم قم فکر کنند، به صدای هواپیماهایی میاندیشند که در ظهر یک روز بهاری، مرگ را بر سر مردمی بیدفاع فرود آوردند!
15 خرداد 1363، بانه نه در خط مقدم نبرد بود و نه صحنه یک درگیری نظامی. مردم این شهر مرزی برای مراسم بزرگداشت سالروز قیام 15 خرداد به خیابانها و پارک شهر آمده بودند؛ همان پارکی که امروز به نام «پارک 15 خرداد» شناخته میشود. خانوادهها در کنار هم بودند، کودکان در میان جمعیت دیده میشدند و شهر حال و هوای یک مراسم مردمی را داشت.

بانه در آن سالها به دلیل موقعیت مرزی خود همواره در معرض تهدیدات رژیم بعث عراق قرار داشت. با این حال مردم زندگی را متوقف نکرده بودند. بازارها فعال بود، کودکان به مدرسه میرفتند و مناسبتهای ملی و مذهبی با حضور گسترده مردم برگزار میشد.

اما در چند دقیقه، همه چیز تغییر کرد.
چهار فروند جنگنده رژیم بعث عراق وارد آسمان بانه شدند و در کوتاهترین زمان ممکن، بارانی از بمبهای آتشزا، راکتها و گلولههای مرگبار را بر سر مردم فرو ریختند. حملهای که نه یک پادگان نظامی، نه یک مرکز عملیاتی و نه یک موضع رزمی، بلکه قلب یک شهر و تجمع شهروندان عادی را هدف قرار داده بود.
هیچکس تصور نمیکرد ساعاتی بعد، همین اجتماع مردمی به یکی از تلخترین صحنههای تاریخ بانه تبدیل شود؛ حادثهای که هنوز پس از گذشت دههها، زخم آن بر حافظه جمعی مردم این شهر باقی مانده است.

ظهری که آسمان بانه آتش گرفت
شاهدان آن روز هنوز از صدای انفجارهایی سخن میگویند که سکوت شهر را در هم شکست.
حمله هوایی در 10 نقطه مختلف شهر انجام شد. شدت انفجارها به حدی بود که بسیاری از ساختمانها، خودروها و اماکن عمومی آسیب دیدند. دود غلیظ و آتش، بخشهایی از شهر را فرا گرفت و مردم وحشتزده در جستوجوی عزیزان خود بودند.
دقایقی قبل از حمله، پارک شهر محل حضور خانوادههایی بود که برای شرکت در مراسم آمده بودند، اما پس از بمباران، همان محل به صحنهای از شهادت، مجروحیت و فریادهای کمکخواهی تبدیل شد.
بسیاری از قربانیان این جنایت را کودکان، دانشآموزان و اعضای یک خانواده تشکیل میدادند. خانوادههایی که آمده بودند در کنار هم روزی تاریخی را گرامی بدارند، اما در چشم برهم زدنی عزادار شدند.

بیش از 600 شهید و جانباز؛ سندی از یک جنایت آشکار
بر اساس آمارهای ثبتشده، بیش از 600 نفر در این حمله شهید و جانباز شدند؛ آماری که بهتنهایی عمق فاجعه را نشان میدهد.
شدت حادثه به اندازهای بود که امکانات امدادی و درمانی موجود در شهر پاسخگوی حجم بالای مجروحان و پیکرهای شهدا نبود. شاهدان آن روز روایت میکنند که خودروهای موجود برای انتقال مجروحان و جانباختگان کافی نبود و مردم با هر وسیلهای که در اختیار داشتند به کمک آسیبدیدگان میشتافتند.
بسیاری از خانوادههای بانه در آن روز بیش از یک عزیز خود را از دست دادند. برخی خانوادهها چندین شهید تقدیم کردند و نام آنان برای همیشه در حافظه تاریخی این شهر ثبت شد.

خانوادهای که 14 عزیز خود را از دست داد
در میان دهها روایت تلخ آن روز، سرگذشت خانواده شهیدان قادرخانزاده از دردناکترین آنهاست.
این خانواده در جریان بمباران 15 خرداد، 14 نفر از بستگان و نزدیکان خود را از دست دادند؛ فاجعهای که کمتر خانوادهای توان تحمل آن را دارد.
قادرخانزاده، از بازماندگان این حادثه، به تسنیم میگوید: قیام خونین 15 خرداد سال 42 مردم قم و حادثه بمباران بانه در 15 خرداد سال 63 هر دو توسط انسانهای مزدور رقم خورد و منجر به خاک و خون کشیده شدن مردم مظلوم و بیدفاع شد.
وی با یادآوری آن روز تلخ میافزاید: در این بمباران، شهروندان و اعضای خانواده ما ناجوانمردانه و به طرز فجیعی به شهادت رسیدند. هنوز هم با گذشت سالها، خاطره آن روز از ذهن بازماندگان پاک نشده است.
روایت خانواده قادرخانزاده تنها یک نمونه از دهها خانوادهای است که در آن روز داغدار شدند و تا امروز با یاد و خاطره عزیزان خود زندگی میکنند.

شهروندان بانه؛ حافظان یک خاطره جمعی
یکی از شهروندان سالخورده بانه در گفتوگو با خبرنگار تسنیم میگوید: هنوز صدای هواپیماها را فراموش نکردهایم. مردم برای مراسم آمده بودند و کسی تصور نمیکرد شهر هدف حمله قرار بگیرد. چند دقیقه همه چیز تغییر کرد.
شهروند دیگری که آن زمان نوجوان بوده است، میگوید: آن روز فقط یک حمله نظامی نبود؛ حمله به مردمی بود که هیچ سلاحی نداشتند. بسیاری از خانوادهها عزیزان خود را از دست دادند و این داغ هنوز در دل مردم باقی مانده است.
یکی از کسبه قدیمی بازار بانه نیز اظهار میکند: نسل جوان باید بداند امنیت و آرامش امروز به آسانی به دست نیامده است. بانه روزهای سختی را پشت سر گذاشته و 15 خرداد 63 یکی از تلخترین آن روزهاست.

انتقام از مردم؛ پس از شکست در دشت شیلر
بسیاری از تحلیلگران و رزمندگان دوران دفاع مقدس معتقدند بمباران 15 خرداد بانه، واکنشی به شکستهای نظامی ارتش بعث عراق در منطقه دشت شیلر بود.
رژیم بعث که در جبهههای نبرد با ناکامی مواجه شده بود، این بار خشم خود را متوجه مردم غیرنظامی کرد؛ اقدامی که نه تنها هیچ ارزش نظامی نداشت، بلکه نمونه آشکاری از هدف قرار دادن عمدی شهروندان بیدفاع محسوب میشد.
همین مسئله سبب شد حادثه 15 خرداد بانه به عنوان یکی از تلخترین جنایات علیه غیرنظامیان در دوران جنگ تحمیلی شناخته شود.

تأیید سازمان ملل؛ حقیقتی که قابل انکار نبود
ابعاد گسترده این فاجعه تنها در روایت مردم و اسناد داخلی باقی نماند.
هیئت اعزامی سازمان ملل متحد که برای بررسی حادثه به منطقه سفر کرده بود، پس از ارزیابیهای میدانی و بررسی شواهد موجود، در گزارش خود حمله هوایی به شهر بانه را تأیید و منشأ آن را هواپیماهای عراقی اعلام کرد.
این گزارش، سندی بینالمللی بر مظلومیت مردم بانه و جنایتی بود که علیه شهروندان غیرنظامی صورت گرفت؛ جنایتی که آثار آن هنوز در خاطره جمعی مردم منطقه باقی مانده است.

زخمی که هنوز التیام نیافته است
امروز وقتی در پارک 15 خرداد قدم میزنید، شاید آرامش و سرسبزی آن اجازه ندهد تصور کنید روزی این مکان شاهد یکی از خونینترین صحنههای تاریخ بانه بوده است.
اما برای خانوادههای شهدا، جانبازان و بازماندگان حادثه، 15 خرداد هرگز تنها یک روز در تقویم نیست. این روز یادآور عزیزانی است که در میان آتش و دود پرپر شدند و یادآور مردمی است که تنها به جرم حضور در یک مراسم مردمی هدف حمله قرار گرفتند.

نمادی از مظلومیت مردمی
15 خرداد 1363 بانه فقط یک حادثه جنگی نبود؛ نمادی از مظلومیت مردمی بود که هیچ سلاحی در دست نداشتند اما آماج بمبها و راکتهای دشمن قرار گرفتند. بیش از 600 شهید و جانباز، دهها خانواده داغدار و شهری که هنوز خاطرات آن روز را با خود حمل میکند، گواهی روشن بر عمق این فاجعه است.
با وجود عمق فاجعه، مردم بانه تسلیم نشدند. حملات مکرر دشمن در سالهای دفاع مقدس نتوانست اراده مردم این منطقه را در حمایت از کشور و حفظ امنیت مرزها تضعیف کند. بانه در طول جنگ تحمیلی بارها هدف حملات هوایی و توپخانهای قرار گرفت، اما مردم این شهر مرزی با وجود همه سختیها در سرزمین خود ماندند و اجازه ندادند اهداف دشمن محقق شود.
همین ایستادگی سبب شد نام بانه در تاریخ دفاع مقدس به عنوان یکی از شهرهای مقاوم کشور ثبت شود؛ شهری که هم زخم جنگ را بر تن دارد و هم افتخار مقاومت را.

امروز بیش از چهار دهه از آن حادثه گذشته است، اما اهمیت بازخوانی آن کمتر نشده است. 15 خرداد بانه تنها یک یادبود تاریخی نیست؛ سندی از مظلومیت مردمی است که قربانی جنگ و تجاوز شدند.
یک مطالبه هم همچنان باقی است؛ روایت مستمر این جنایت برای نسل جوان. حادثه 15 خرداد بانه نباید تنها در سالگردها یادآوری شود. نسلی که شاید صدای آژیر خطر و هواپیماهای جنگی را نشنیده باشد، اما باید بداند امنیت امروز حاصل چه رنجها و فداکاریهایی بوده است. این واقعه بخشی از حافظه تاریخی کردستان و ایران است و انتظار میرود نهادهای فرهنگی، آموزشی و رسانهای با ثبت خاطرات شاهدان، مستندسازی روایتها و معرفی ابعاد این جنایت، مانع فراموشی یکی از تلخترین صفحات تاریخ معاصر کشور شوند.
انتهای پیام/481