خبرگزاری تسنیم ـ مرتضی نامدارزاده| در سالهایی که کشور درگیر مجموعهای از چالشهای پیچیده منطقهای، امنیتی و اقتصادی بوده، نام برخی چهرهها فراتر از یک مسئولیت سازمانی یا جایگاه نظامی، بهعنوان «نماد یک مکتب مدیریتی و فکری» مطرح شده است. یکی از این چهرهها، شهید سردار حسین سلامی است؛ شخصیتی که بهگفته بسیاری از مسئولان اجرایی و نظامی، تنها در قامت یک فرمانده تعریف نمیشد، بلکه در ساحتهای مختلفی چون اندیشه راهبردی، مدیریت کلان، تحلیل سیاسی و پیوند امنیت با توسعه نیز نقشآفرین بود.
شهادت او، بهویژه در نگاه مدیران استانی و افرادی که در سطوح اجرایی با او تعامل داشتهاند، صرفاً فقدان یک فرمانده نظامی نیست؛ بلکه از دست رفتن یک «جریان فکری» تلقی میشود؛ جریانی که تلاش داشت میان امنیت پایدار، توسعه متوازن و توجه به مناطق محروم پیوندی عملی و قابل لمس ایجاد کند.
استان لرستان بهعنوان یکی از استانهای دارای ظرفیتهای گسترده اما در عین حال مواجه با بخشی از عقبماندگیهای توسعهای، یکی از میدانهای تعامل و پیگیریهای مشترک میان مدیران استانی و مجموعههای ملی از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است. در این میان، نقش شهید سلامی در تسهیل برخی پروژههای زیرساختی، حمایت از طرحهای عمرانی و توجه ویژه به مناطق کمتر برخوردار، در حافظه مدیریتی این استان ثبت شده است.
سید سعید شاهرخی استاندار لرستان در گفتوگویی تفصیلی با خبرنگار تسنیم ابعاد کمتر گفتهشدهای از شخصیت شهید سلامی را بازخوانی کرد و گفت که از نگاه شهید سلامی، توسعه مناطق محروم و کمک به اجرای پروژههای عمرانی باید به عنوان یکی از کارهای اصلی سپاه مدنظر قرار گیرد.
آقای دکتر شاهرخی، اگر بخواهید از شهید سردار حسین سلامی یک تصویر کلی و جامع ارائه دهید، این تصویر چگونه است؟ او را در یک قاب چگونه میتوان توصیف کرد؟
اگر بخواهم از میان همه خاطرات، جلسات، دیدارها و تجربههایی که با ایشان داشتم یک تصویر جامع بسازم، باید بگویم شهید سلامی از آن جنس انسانهایی بود که نمیشود او را در یک بعد محدود کرد. او صرفاً یک فرمانده نظامی نبود، و صرفاً یک مدیر اجرایی یا یک چهره سیاسی هم محسوب نمیشد؛ بلکه ترکیبی از همه اینها در کنار هم بود.
از همان روزهای آغازین انقلاب اسلامی تا لحظهای که به شهادت رسید، یک خط ثابت در زندگی او وجود داشت: تبعیت مطلق از ولایت و حرکت خستگیناپذیر در مسیر آرمانهای انقلاب. این ثبات در مسیر، چیزی نیست که در همه افراد دیده شود. او در تمام این سالها، نه در شرایط سخت و نه در شرایط آرام، حتی یک لحظه از این مسیر فاصله نگرفت.
من معتقدم شهید سلامی از همان نسل فرماندهانی بود که در سختترین مقاطع، از جنگ تا بحرانهای منطقهای و حتی جنگهای ترکیبی و رسانهای، همواره در خط مقدم حضور داشت و به معنای واقعی کلمه، «سپر راهبردی کشور» محسوب میشد.
شما به چندوجهی بودن شخصیت ایشان اشاره کردید. این چندوجهی بودن دقیقاً در چه ابعادی خودش را نشان میداد؟
شهید سلامی را اگر بخواهیم دقیق تحلیل کنیم، باید بگوییم او در چند لایه شخصیتی همزمان فعال بود.
در لایه نخست، او یک فرمانده نظامی بسیار دقیق، مسلط و صاحبنظر در علوم دفاعی بود. نگاه او به مسائل نظامی، صرفاً عملیاتی نبود، بلکه کاملاً مبتنی بر تحلیلهای راهبردی و آیندهپژوهانه بود.
در لایه دوم، او یک تحلیلگر سیاسی عمیق بود. در جلسات مختلف، وقتی درباره تحولات منطقه یا مسائل داخلی صحبت میکرد، سخنانش نهتنها احساسی یا شعاری نبود، بلکه مبتنی بر داده، تحلیل و اشراف دقیق بود.
و در لایه سوم، که شاید کمتر دیده میشد، او یک مدیر توسعهنگر بود. یعنی صرفاً به امنیت فکر نمیکرد؛ بلکه امنیت را مقدمه توسعه میدانست. او باور داشت که امنیت زمانی پایدار است که مردم در رفاه نسبی، عدالت اجتماعی و توسعه متوازن قرار داشته باشند.
این نگاه سهلایهای باعث میشد هرجا صحبت میکرد، کلامش سنگین، اثرگذار و قابل اتکا باشد.
یکی از ویژگیهایی که درباره ایشان مطرح میشود، ترکیب صلابت و مهربانی است. این دو چگونه در شخصیت او جمع شده بود؟
این دقیقاً یکی از رازهای شخصیت شهید سلامی بود. او در مواجهه با دشمن، چهرهای کاملاً مقتدر، قاطع و صریح داشت. کلام او در برابر تهدیدها، کاملاً روشن، بدون تردید و همراه با قدرت بازدارندگی بود. همین موضوع باعث میشد دشمن بهخوبی بداند با چه سطحی از اراده و توان مواجه است.
اما وقتی از فضای تقابل خارج میشد و وارد فضای مردم میشد، کاملاً چهرهای متفاوت پیدا میکرد؛ چهرهای آرام، مهربان، صمیمی و بسیار انسانی.
در جلسات غیررسمی، در دیدار با مسئولان استانی یا حتی در مواجهه با مردم، او بسیار ساده، بیتکلف و خاکی رفتار میکرد. همین تضاد ظاهری، در واقع یک هماهنگی عمیق درونی داشت؛ او هم مقتدر بود، هم مردمی، بدون اینکه این دو ویژگی با هم تضاد پیدا کنند.
درباره ارتباط ایشان با مردم و مسائل اجتماعی چه تجربهای دارید؟
باید صریح بگویم که شهید سلامی از آن دسته مسئولانی نبود که صرفاً در سخن از مردمداری صحبت کند. او در عمل مردمدار بود.
با وجود مسئولیتهای بسیار سنگین امنیتی و نظامی، همواره بخشی از وقت خود را به مسائل مردم اختصاص میداد. برای او مهم بود که مشکلات مناطق محروم، روستاها، زیرساختها و پروژههای عمرانی بهصورت واقعی حل شود.
در جلسات متعدد، وقتی درباره پروژهها صحبت میشد، نگاه او صرفاً کلان نبود. او وارد جزئیات میشد؛ از وضعیت یک مدرسه روستایی گرفته تا مسیر یک جاده یا مشکل آب یک منطقه. این میزان دقت در یک فرمانده عالیرتبه نظامی، واقعاً کمنظیر بود.
اشاره کردید که ارتباط نزدیکی با ایشان در حوزه توسعه مناطق محروم داشتید. این نگاه چگونه شکل گرفته بود؟
بنده در دوره مسئولیت در استانهای مختلف، بهویژه همدان و لرستان، ارتباط کاری و اجرایی مستقیم با ایشان داشتم. چیزی که برای من همیشه برجسته بود، این بود که او توسعه مناطق محروم را یک «وظیفه حاشیهای» نمیدید، بلکه آن را یک «مسئله راهبردی» تلقی میکرد.
او معتقد بود که اگر در نقطهای از کشور محرومیت باقی بماند، در واقع بخشی از امنیت ملی نیز آسیبپذیر خواهد شد. بنابراین نگاه او به توسعه، یک نگاه امنیتمحور و در عین حال عدالتمحور بود.
در جلسات مختلف بارها تأکید میکرد که باید از ظرفیتهای دولت، سپاه، بسیج سازندگی و همه نهادها برای کاهش فاصلههای توسعهای استفاده شود.
آیا نمونهای از پیگیریهای مستقیم او در پروژههای عمرانی دارید؟
بله، بسیار زیاد. او بهطور مشخص روی پروژههایی مثل مدرسهسازی، راههای روستایی، آبرسانی و زیرساختهای حیاتی حساسیت داشت.
نکته مهم این بود که این پروژهها برای او صرفاً یک گزارش اداری نبود. او درباره هر پروژه سؤال میکرد: وضعیت اجرا چگونه است؟ چه مانعی وجود دارد؟ چه زمانی به بهرهبرداری میرسد؟
این سطح از پیگیری باعث میشد بسیاری از پروژهها با سرعت بیشتری پیش برود. در واقع حضور و پیگیری او یک نوع «شتابدهنده مدیریتی» برای پروژهها بود.
آخرین دیدار شما با ایشان چگونه رقم خورد؟
آخرین دیدار من با ایشان کاملاً اتفاقی بود. در صحن دولت، پیش از جلسهای با معاون اول رئیسجمهور، بهصورت ناگهانی ایشان را دیدم. دیداری کوتاه بود، اما بسیار عمیق و بهیادماندنی.
در همان چند دقیقه محدود، دوباره بحث به لرستان و پروژههای توسعهای کشیده شد. او با دقت کامل درباره وضعیت استان سؤال میکرد. این نشان میداد که ذهن او حتی در شلوغترین شرایط نیز درگیر مسائل مردم است.
یکی از موضوعاتی که به آن اشاره کردهاید، پیگیری تخلیه پادگان امام حسین است. این موضوع چه اهمیتی داشت؟
این موضوع از قبل به دستور مقام معظم رهبری مطرح شده بود و سالها نیاز به پیگیری داشت. شهید سلامی بر تسریع در اجرای این دستور تأکید ویژه داشت.
او معتقد بود که این اقدام میتواند به توسعه شهری و استفاده بهتر از ظرفیتهای تاریخی و گردشگری کمک کند. در نهایت نیز این موضوع با همکاری دستگاههای مربوطه محقق شد و امروز این فضا در اختیار مردم قرار گرفته و به محدوده قلعه فلکالافلاک الحاق شده است؛ اتفاقی مهم برای توسعه شهری خرمآباد.
در پایان، اگر بخواهید میراث فکری و رفتاری شهید سلامی را جمعبندی کنید، چه میگویید؟
به اعتقاد من، شهید سلامی یک الگوی کامل از ولایتمداری، عقلانیت، اقتدار، مردمداری و توسعهنگری بود.
او نشان داد که میتوان هم در اوج قدرت نظامی بود و هم در کنار مردم ایستاد. میتوان هم در برابر دشمن مقتدر بود و هم در برابر مردم مهربان. این جمع اضداد در شخصیت او به یک هارمونی کامل رسیده بود.
به نظر من، اگر زندگی او بهدرستی برای نسل جوان روایت شود، میتواند یک نقشه راه باشد؛ نقشه راهی برای کسانی که میخواهند هم مسئول باشند، هم مردمی، هم مقتدر و هم اخلاقمدار.
اگر بخواهید در یک جمله او را خلاصه کنید؟
شهید سلامی، فرماندهای بود که در میدان جنگ اقتدار میآفرید و در میدان مردم، آرامش و امید.
انتهای پیام/