به گزارش خبرگزاری تسنیم، اخیراً شایعاتی در فضای مجازی مبنی بر بازگشت سیدمحمدمهدی طباطبایینژاد به سازمان سینمایی در سمت «معاونت نظارت و ارزشیابی» قوت گرفته است؛ موضوعی که ابعاد مختلف آن قابل تأمل است.
مشخصاً اینکه هر سازمانی در حیطه عزل و نصبها اختیاراتی دارد کاملاً قابل درک است اما باید برای تغییرات مدیریتی نیز دلایل و ضرورتهای ویژهای وجود داشته باشد. چیزی که بیش از هر چیز درباره تغییر معاونت نظارت و ارزشیابی فعلی یعنی حسینی با طباطبایینژاد روشن و قابل فهم نیست. خصوصاً آنکه دوره فعلی با تمام نقدهایی که به آن وجود دارد بهتر از دوره مدیریت طبطبایینژاد است که دارای حواشی متعددی بود که یکی از آنها اکران فیلم «خانه پدری» است. بنابراین اصلیترین سؤال این است که اصرار بر آمدن طباطبایینژاد به سازمان سینمایی چیست و چه فایده و لطف یا بهتر است بگوییم شگفتانهای را برای سازمان سینمایی میتواند به ارمغان آورد؟!
طباطبایینژاد پیشتر در تابستان 1398 و با حکم حسین انتظامی (رئیس سازمان سینمایی دولت دوازدهم)، عهدهدار این مسئولیت شد. این انتصاب که بر پایه سوابق تلویزیونی و مدیریتی او در مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی استوار بود، بعدها با واگذاری دبیری سیونهمین جشنواره فیلم فجر در سال 1399 تداوم یافت. با این حال، عملکرد او در این جایگاهها بهویژه در حوزههای نظارت، ممیزی، صدور پروانه نمایش و نیز برگزاری جشنواره در اوج همهگیری کرونا در نگاه بسیاری بازتابدهنده ضعفهای ساختار مدیریت فرهنگی دولت دوازدهم بود و انتقادات گسترده رسانهها، سینماگران متعهد و تحلیلگران را برانگیخت.
«خانه پدری» حاشیه تاریخی سینمای ایران در دوره طباطبایینژاد
صدور پروانه نمایش برای فیلم «خانه پدری» از اشتباهات بزرگ او در این معاونت بود که حواشی گستردهای را در پی داشت. فیلمی که آشکارا با سنتهای پاک ایرانی-اسلامی در تعارض بود. او در دفاع از فیلم جنجالی «خانه پدری» که ساختاری پر از سیاهینمایی و توهین به باورهای دینی داشت، با ادبیاتی عجیب مدعی شد که این فیلم در «نقد تحجر» است و نه «نقد سنت»! فیلمی که بعد از مدتها توقیف معلوم نبود بخاطر چه ضرورتی و با چه هدفی اکران شد و بعد هم بار دیگر از پردهها پایین آمد و در نتیجه بیشتر به حیثیت مدیریتی خود طباطبایی ضربه زد.
این ادبیات که توسط معاون نظارت سازمان سینمایی وقت ترویج میشد، در واقع تلاش برای تطهیر هنجارشکنیها بود. هر اثری که بخواهد نهاد خانواده، حجاب و غیرت دینی را هدف قرار دهد، قطعاً جایی در سینمای ایران اسلامی ندارد و متأسفانه این فیلم با حمایت وی اکران شد. آیا وظیفه معاونت نظارت، صیانت از فرهنگ انقلاب اسلامی بود یا تسهیلگری برای واردات ابتذال؟
منتقدان با واکاوی سابقه او در صداوسیما و دبیری جشنواره «سینماحقیقت»، این انتخاب را امتداد سیاستهای تساهلآمیز در عرصه فرهنگ دانستند؛ رویکردی که در آن، اولویت و تأکیدی بر ارزشهای اسلامی دیده نمیشد. کانون این انتقادات، فرآیند صدور پروانه نمایش، نحوه ردهبندی سنی و تعیین تکلیف آثار توقیفی بود. برای نمونه، در ماجرای فیلم «خانه پدری»، رفع توقیف این اثر بیش از آنکه یک اقدام جراحیگونه و ارزشمحور باشد، در برابر فشارهای صنفی و رسانهای رنگ عقبنشینی گرفت. این دست از تصمیمات، آشکارا نشاندهنده ضعف نظارت و عدم التزام عملی به اصول فرهنگی نظام بود.
زمینهسازی برای ورود بیشتر محتوای ناسالم در نمایش خانگی
اما یکی از پرچالشترین و مهمترین محورهای انتقاد، حاشیهها و اختلافات پیرامون نظارت بر شبکه نمایش خانگی (VOD) بود. در این میان، معاونت نظارت سازمان سینمایی در برابر گسترش دامنه نظارت صداوسیما بر این بستر، مقاومتهایی از خود نشان داد. اگرچه رسانهها به این تنشها پرداختند، اما واکاویها نشان میداد که این مقاومت، نه دفاع از استقلال سازمان، بلکه بهانهای برای حفظ فضای رهاشده و با کنترل کمتر در پلتفرمهای مجازی است. چیزی که منجر به ورود محتوای ناسالم به فضای نمایش خانگی شد. و اتفاقاً منتقدان هشدار میدادند که این رویکرد، به ترویج محتوای فاقد پیوستهای محتوای بومی دامن میزند. در نهایت نیز، ناکارآمدی در مدیریت این فضا چنان آشکار شد که نهادهای بالادستی ناچار به ورود و تغییر در ساختار اختیارات شدند، امری که پرده از عمق ضعف مدیریتی دولت دوازدهم در صیانت از فضای مجازی برداشت. در واقع شکاف حل نشده نظارت در حوزه شبکه نمایش خانگی، بخشی از آن به دلیل رویکردهای که توسط این معاونت اتخاذ شد و به معضل همچنان حل نشدهای تبدیل شد که مدام زیر تیغ نقد دلسوزان فرهنگ کشور است.
وقتی صحبتهای دبیر جشنواره افکار عمومی را قانع نمیکند!
چالشبرانگیزترین فصل کارنامه این معاونت، به برگزاری سیونهمین جشنواره فیلم فجر در بهمنماه 1399 و در اوج شیوع کرونا بازمیگردد. از منظر افکار عمومی، این اصرار بر برگزاری، بیش از آنکه دغدغهای برای «حفظ چراغ سینما» باشد، تلاشی برای ویترینسازی و نمایش ظاهری موفقیت در شرایط بحرانی تلقی میشد. در حوزه محتوایی نیز ضعف در انتخاب را عامل اصلی نزول کیفی آثار توصیف کردند. حواشی گسترده داوری و ابهام در اعطای سیمرغ مردمی دامن زد، در نشستهای خبری نیز، توجیهات دبیر جشنواره برای افکار عمومی و منتقدان قانعکننده نبود.
پس از پایان رویداد، حجم انتقادات فزونی یافت. رسانههای تخصصی در آسیبشناسی عملکرد این دوره، رویکرد آن را اگرچه «مأموریتمحور» اما در عمل «ناکارآمد» ارزیابی کردند. نزول کیفی فیلمها، تنشهای مدیریتی با نهادهایی مانند خانه سینما ، از جمله محورهای اصلی این نقدها بود. همچنین، حضور پررنگ فیلمهایی متعلق به جریانهای خاص، این شائبه را تقویت کرد که تعادل لازم در حمایت از سینمای متعهد رعایت نشده است.
در مجموع، اگرچه طباطبایینژاد در برههای حساس و پرتنش مدیریتی قرار داشت، اما ریشه اصلی بسیاری از این ناهنجاریها در سیاستهای کلان فرهنگی دولت دوازدهم نهفته بود که سینمای کشور را از مسیر تعادل خارج کرد. نزول کیفی، گسترش محتوای فاقد پیوست فرهنگی و ضعف در نظارت، درسهای بزرگی برای مدیریتهای آینده است. امروز بیش از هر زمان دیگری، ایجاد تعادل میان «نظارت»، «حمایت » و «رعایت اصول » ضروری است تا سازمان سینمایی و جشنواره فجر بتوانند به جایگاه واقعی خود به عنوان تریبون تراز فرهنگ اسلامی-ایرانی بازگردند.
بازگرداندن طباطبایینژاد احتمالا این بار با راهبرد ویژهای احتمالاً صورت میپذیرد. شنیدهها نشان میدهد او در ابتدا به عنوان معاونت نظارت و ارزشیابی وارد این نهاد خواهد شد و دبیری جشنواره فجر را احتمالا برعهده خواهد گرفت و شاید با همین دست فرمان رئیس سازمان سینمایی شود و آرامش فعالی فضای سینما دچار اعوجاجاتی شود.
آنچه که بر گرده رسانه است، این است که این هشدار داده شود که بازگشت مدیران و افرادی که کارنامهای با حاشیههای فراوان دارند، میتواند منجر به ایجاد حواشی فراوان دیگر شود. آن وقت است که رسانه به عنوان چشم بیدار جامعه فرهنگی این وظیفه را دارد تا مدیران بالا دستی را نقد کند و بگوید که هشدار را قبلتر از آمدن موجی از حاشیه و گرفتاری به سازمان سینمایی داده بود.
انتهای پیام/