خبرگزاری تسنیم، یادداشت؛ مریم منصوری، کارشناس میراث ناملموس| در میان انبوه آیینها و سنتهای عزاداری ماه محرم در استان گلستان، برخی مراسم نه صرفاً یک شیوه سوگواری، بلکه حامل لایههایی عمیق از هویت تاریخی، اجتماعی و فرهنگی یک منطقهاند؛ آیینهایی که در آن، سوگ امام حسین(ع) با ساختارهای قبیلهای، حافظه جمعی و مفاهیم وحدت اجتماعی در هم تنیده میشود. یکی از برجستهترین این نمونهها، آیین «سینهزنی کمر به کمر» در شهرستان رامیان است؛ مراسمی که در اسفند 1394 در فهرست میراث ناملموس کشور به ثبت رسیده و امروز بهعنوان یکی از شاخصترین جلوههای عزاداری قوم قزلباش در شمال ایران شناخته میشود.
این آیین ریشه در سنتهای دیرینه طوایف ساکن رامیان دارد؛ جایی که هفت طایفه اصلی شامل یازرلو، کاغذلو، بای، صادقلو، قوانلو، رجبی و بیگها، در طول تاریخ اجتماعی خود، ساختاری منسجم از هویت جمعی را شکل دادهاند. در گذشته، هر یک از این طوایف با سربندها و شالهای ابریشمی ویژهای که رنگ و نقش آن معرف هویت طایفهایشان بود، در آیینهای محرم حاضر میشدند. این شالها نه صرفاً پوشش، بلکه نشانهای از پیوند اجتماعی و تعلق جمعی بودند؛ بهگونهای که در جریان سینهزنی، عزاداران با گرفتن کمر یکدیگر، حلقهای پیوسته و منظم از سوگ و همبستگی انسانی را شکل میدادند.
اگرچه در گذر زمان و با تغییر سبک پوشش، این نمادهای ظاهری دستخوش تحول شدهاند، اما جوهره آیین همچنان حفظ شده است. امروزه در دهه نخست ماه محرم، هر طایفه در مسجد اختصاصی خود مراسم سینهزنی و عزاداری را با حضور مردان و زنان برگزار میکند، اما اوج این آیین در روز عاشورا رخ میدهد؛ جایی که مرزهای طایفهای رنگ میبازد و همه گروهها در یک همافزایی جمعی، به شکل یکپارچه در میدان امام علی(ع) رامیان گرد هم میآیند.
در این روز، آیین سینهزنی از قالبهای جداگانه خارج شده و به یک ساختار کاملاً متحد تبدیل میشود؛ عزاداران با گرفتن کمر یکدیگر، حلقهای انسانی و زنده را شکل میدهند که بهصورت دایرهای در میدان حرکت میکند. این حلقه، که از اجتماع هفت طایفه شکل گرفته، بهتدریج گستردهتر میشود تا جایی که تمامی جمعیت حاضر را در خود جای میدهد و تصویری نمادین از وحدت اجتماعی و همبستگی مذهبی را به نمایش میگذارد.
حرکت دستههای عزاداری در این آیین، صرفاً یک کنش آیینی نیست، بلکه حامل معناهای عمیق اجتماعی است. عزاداران با پوشیدن کفنهای سفید و سبز، که بهعنوان نمادهایی از شهادتطلبی و ارادت به اهلبیت(ع) شناخته میشوند، در چندین ردیف منظم به سینهزنی و ذکر مصیبت میپردازند. نوحهخوانی در این مراسم به دو زبان فارسی و ترکی انجام میشود که خود بازتابی از تنوع زبانی و فرهنگی منطقه و در عین حال وحدت در بستر اعتقاد مشترک است.
یکی از عناصر برجسته این آیین، استفاده از نمادهای سنتی همچون علم، نخل و پرچم است. علم در اینجا صرفاً یک نشانه تشریفاتی نیست، بلکه در حافظه تاریخی مردم منطقه، حامل معنایی عمیق از هویت و وفاداری به قیام عاشورا است. نخل نیز بهعنوان نماد تابوت امام حسین(ع)، با تزئیناتی از پارچه، آینه و اشیای نمادین، بازنمایی هنری و آیینی از واقعه کربلا به شمار میرود؛ بازنماییای که تلاش دارد فاصله زمان و مکان را در تجربه جمعی عزاداران از میان بردارد.
ساختار حلقهای سینهزنی در رامیان، از منظر مردمشناسی آیینی، واجد معنای نمادین قابل توجهی است. در این ساختار، مرکز حلقه بهعنوان نماد «محور ولایت» تفسیر میشود و حرکت دایرهای عزاداران به دور آن، بازتابی از پیوند اعتقادی جامعه با مفهوم ولایت و امامت تلقی میگردد. این نگاه نمادین، آیین را از سطح یک مراسم سنتی به سطح یک نظام معنایی ارتقا میدهد که در آن، رفتار جمعی واجد دلالتهای عمیق اعتقادی و هویتی است.
در این آیین، تقسیمبندی پوششی نیز حامل پیامهای معنایی خاصی است. ردیف اول عزاداران با لباس سفید، نمادی از امام حسین(ع) و یاران ایشان هستند و ردیف دوم با لباس سبز، به نشانه حضرت ابوالفضل العباس(ع)، نقش پشتیبان و همراه را ایفا میکنند. این تمایز نمادین، نوعی بازنمایی ساختار وفاداری و حمایت در واقعه عاشورا است که در قالب یک کنش جمعی بازتولید میشود.
بر اساس روایتهای محلی و نقلهای شفاهی بزرگان منطقه، قدمت این آیین به حدود 500 سال پیش و احتمالاً دوره صفویه بازمیگردد؛ دورهای که در آن، بسیاری از آیینهای عزاداری شیعی در ایران ساختارمند و تثبیت شدند. استمرار این آیین تا امروز، نشاندهنده قدرت بالای حافظه فرهنگی و پیوستگی سنتهای مذهبی در میان جوامع محلی است؛ پیوستگیای که توانسته در برابر تغییرات اجتماعی و فرهنگی مقاومت کند و همچنان جایگاه خود را حفظ نماید.
در پایان این مراسم، نماز ظهر عاشورا در میدان امام علی(ع) و با حضور گسترده عزاداران اقامه میشود؛ لحظهای که در آن، آیین سوگ به اوج معنوی خود میرسد و پیوند میان عزاداری و عبادت در قالب یک تجربه جمعی تکمیل میشود.
آیین سینهزنی کمر به کمر رامیان، امروز بهعنوان بخشی از میراث ناملموس کشور، نه تنها ارزش ثبت ملی داشته و دارد، بلکه ظرفیت آن را دارد که بهعنوان نمونهای از همزیستی سنت و معنا در مطالعات فرهنگی و مردمشناسی مورد توجه جدی قرار گیرد.
انتهای پیام/