به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، اظهارات اخیر وزیر اقتصاد درباره احتمال افزایش نرخ سود بانکی، بار دیگر یکی از قدیمیترین بحثهای سیاستگذاری پولی را به صدر خبرهای اقتصادی آورده است؛ اینکه افزایش نرخ سود بانکی در چه شرایطی انجام میشود، چه اهدافی را دنبال میکند و چرا بازار سرمایه معمولا به چنین تصمیمی واکنش منفی نشان میدهد؟!
بر این اساس باید گفت، نرخ سود بانکی یکی از مهمترین ابزارهای سیاست پولی بانکهای مرکزی در جهان است. اقتصادها زمانی به سمت افزایش نرخ بهره حرکت میکنند که بخواهند بخشی از فشارهای اقتصادی مانند تورم بالا، رشد شدید نقدینگی، کاهش ارزش پول ملی یا شکلگیری حباب در برخی بازارها را کنترل کنند. در واقع افزایش نرخ بهره معمولا یک سیاست انقباضی محسوب میشود که هدف اصلی آن کاهش تقاضای مازاد در اقتصاد و کنترل سرعت گردش پول است.
تجربه اقتصادهای بزرگ جهان نیز نشان میدهد افزایش نرخ بهره معمولا در دورههایی رخ میدهد که تورم از سطح هدفگذاریشده فاصله گرفته باشد. برای مثال بانکهای مرکزی آمریکا، اروپا و انگلیس در سالهای اخیر پس از جهش تورمی ناشی از بحرانهای جهانی، افزایش قیمت انرژی و اختلالات زنجیره تامین، نرخهای بهره را بالا بردند تا از شدت فشارهای تورمی بکاهند. در این راستا، سیاستگذاران پولی در چنین شرایطی حاضر میشوند، بخشی از رشد اقتصادی کوتاهمدت را فدای بازگشت ثبات قیمتها کنند.
البته افزایش نرخ سود تنها مختص اقتصادهای توسعهیافته نیست؛ بلکه در اقتصادهای در حال توسعه نیز زمانی که تورم بالا، خروج سرمایه یا فشار بر بازار ارز ایجاد میشود، سیاستگذار ممکن است برای افزایش جذابیت داراییهای ریالی و کنترل تقاضای سفتهبازی، نرخ سود را افزایش دهد.
اما این سیاست هزینههایی هم دارد؛ چرا که افزایش نرخ سود بانکی به معنای گرانتر شدن هزینه تامین مالی در اقتصاد است. بر این اساس زمانی که بانکها تسهیلات را با نرخ بالاتر ارائه میکنند، هزینه سرمایه برای شرکتها افزایش مییابد و ممکن است سرمایهگذاری جدید کاهش پیدا کند. از سوی دیگر، خانوارها و سرمایهگذاران با مقایسه بازده بدون ریسک سپردههای بانکی با سایر بازارها، ممکن است بخشی از منابع خود را از بازارهایی مانند سهام، مسکن یا طلا خارج کرده و به سمت سپردههای بانکی یا اوراق با درآمد ثابت منتقل کنند.
در این میان، بازار سرمایه از چند مسیر به افزایش نرخ سود واکنش نشان میدهد. نخست، افزایش نرخ سود، باعث بالا رفتن نرخ تنزیل در ارزشگذاری شرکتها میشود. در مدلهای ارزشگذاری سهام، ارزش فعلی جریانهای نقدی آینده شرکتها با یک نرخ تنزیل محاسبه میشود. هرچه این نرخ بالاتر رود، ارزش فعلی سودهای آینده کاهش پیدا میکند و این موضوع میتواند به افت ارزش ذاتی سهام منجر شود.
دومین اثر، کاهش جذابیت نسبی سهام است؛ چرا که سرمایهگذار در بازار سرمایه همواره بین ریسک و بازده تصمیم میگیرد. بنابراین زمانی که سود بدون ریسک بانکی افزایش پیدا میکند، بخشی از سرمایهگذاران ممکن است ترجیح دهند بازده مشخصتری را از ابزارهای کمریسک دریافت کنند و پذیرش ریسک سهام برای آنها دشوارتر شود.
اثر سوم اثرپذیری بازار سرمایه از افزایش نرخ سود هم به عملکرد شرکتها بازمیگردد؛ چرا که بسیاری از شرکتهای بورسی، بهویژه صنایع سرمایهبر مانند تولید، بانکها، خودروسازی، پیمانکاری و پروژههای توسعهای، برای فعالیتهای خود به تامین مالی نیاز دارند. بر این اساس افزایش نرخ بهره میتواند هزینه مالی آنها را افزایش داده و در نهایت بر سودآوری شرکتها اثر منفی بگذارد.
به همین دلیل است که بازار سرمایه معمولا خبر افزایش نرخ سود را با نگرانی دنبال میکند؛ زیرا این خبر هم از منظر روانی و هم از منظر بنیادی میتواند جذابیت سهام را کاهش دهد. در واقع بورس افزایش نرخ سود را تنها بهعنوان یک عدد جدید در شبکه بانکی نمیبیند، بلکه آن را نشانهای از تغییر جهت سیاست پولی و افزایش هزینه پول در اقتصاد ارزیابی میکند.
با این حال، اثر افزایش نرخ سود در همه شرایط یکسان نیست. به عنوان مثال اگر افزایش نرخ سود بتواند به کاهش پایدار تورم، ثبات اقتصادی و پیشبینیپذیر شدن فضای کسبوکار منجر شود، در بلندمدت حتی میتواند به نفع بازار سرمایه باشد؛ زیرا بورس بیش از هر چیز از بیثباتی و نااطمینانی آسیب میبیند. اما در شرایطی که افزایش نرخ سود صرفا به معنای بالا رفتن هزینه تامین مالی بدون کنترل ریشههای تورم باشد، میتواند فشار بیشتری بر بازار سهام وارد کند.
در نهایت، رابطه میان نرخ سود بانکی و بورس را میتوان این گونه عنوان کرد که بازار سرمایه به دنبال سیگنالهای سیاستگذار درباره آینده اقتصاد است. بر این اساس زمانی که فعالان بازار احساس کنند افزایش نرخ سود به معنی کاهش نقدینگی، افزایش هزینه شرکتها و کاهش جذابیت سرمایهگذاری در سهام است، واکنش اولیه بورس معمولا منفی خواهد بود. به همین دلیل، هر تصمیم درباره نرخ سود بانکی، نه فقط یک تصمیم پولی، بلکه یک پیام مهم برای تمام بازارهای مالی محسوب میشود.
مهدی حاجیوند، کارشناس بازار سرمایه
انتهای پیام/