به گزارش خبرگزاری تسنیم از اسلامشهر، در چهارمین ماه از تجمعات مستمر و آرام مردم اسلامشهر و ایام ماه محرم، سوژه ای که توجهم را جلب کرد این بار نه شعارهای گوشخراش، که نجوای کاغذهای سفید بود که میداندار روشنگری شده است.
در این میعادگاه شبانه، پلاکاردهایی که هر یک به مثابه یک بیانیه سیاسی-اجتماعی مستقل ظاهر میشوند، هیچ شباهتی به دستنوشتههای شب قبل ندارند؛ گویی کارخانهای از خرد جمعی و مطالبهگری پویا هر 24 ساعت یکبار محتوای خود را بهروزرسانی میکند.
در میان این دریای آگاهی، نگاهمان به بانویی گره خورد که نه یک پلاکارد، که دستهای از مطالبات مردم را در آغوش کشیده بود. بانویی از جنس صبوری و مقاومت که نامش را باید در حافظه تاریخ این حماسه ثبت کرد؛ زنی که هر شب، تازهترین دغدغههای روز مردم را از دل تحلیل اخبار و درددلهای شهروندان بیرون میکشد و با خطی استوار بر صفحه کاغذ جاری میسازد.
.
وقتی به سراغش رفتیم، در حالی که پلاکاردها را با ظرافت میان حاضران توزیع میکرد، از راز این پویایی گفت: این نوشتهها صدای گلوهای خسته از فریاد است. من هر شب مسائل روز را رصد میکنم، درخواستهای واقعی مردم را مینویسم و پیش از آنکه ستارهها کمسو شوند، همه پلاکاردها را جمع میکنم تا برای تجمع فردا، با شعارهایی نو و موضوعاتی تازهتر، دوباره متولدشان کنم.
او نه یک معترض ساده که فرمانده نبرد واژههاست؛ کسی که ثابت کرد برای فریاد زدن، نه حنجره، که شعور لازم است.
مردم اسلامشهر اکنون ثابت کردهاند که صدای یک ملت را میتوان بیهیچ شعار تکراری، تنها با چرخش خودکار و قلم بر کاغذی ساده، به گوش تاریخ رساند. اینجا تریبون، کاغذ است و فریاد، اندیشه.



گزارش از: بهاره عشقی صابر
انتهای پیام/