خبرگزاری تسنیم ـ علی صالحی*؛ جنگ رمضان، فراتر از یک درگیری متعارف نظامی، تجلیگاه یک نبرد وجودی و بازتولید تقابل ازلی میان جبهه حق و باطل است. این نبرد، مصداق بارز تقابل «جنود الله» با «اپستینهای» عصر حاضر؛ یعنی نمادهای فساد مطلق و استکبار جهانی است. در این برهه حساس، چهره کریه و ذاتاً دشمنوار نظام سلطه، با وضوحی بیسابقه نمایان گشت. اوج این دشمنی خباثتآمیز، با جنایت ترور رهبر شهید، حضرت آیتالله سید علی خامنهای (قدس الله نفسه الزکیه)، فرماندهان دلاور و 168 دانشآموز مظلوم و بیگناه مدرسه میناب رقم خورد؛ لکه ننگی ابدی که هرگز از پیشانی تاریخ استکبار پاک نخواهد شد. اما در پس این هجمه همهجانبه، حکمت الهی و اراده امت، دستاوردهای نرم و سخت فراوانی را رقم زد که بازخوانی آنها، افقهای جدیدی را پیش روی گفتمان انقلاب اسلامی میگشاید.
دستاورد اول: بعثت مردمی و تجلی عمیقترین لایه قدرت نرم
نخستین و درخشانترین دستاورد این نبرد، «قیام و بعثت مردمی» بود. خون پاک رهبر شهید، نهتنها موجب یأس نگشت، بلکه ملت را مبعوث ساخت. این ملتِ مبعوثشده، با حضور حماسی و آگاهانه در خیابانها، توطئه دشمن برای فروپاشی نظام را خنثی کرد. در این مقطع، قدرت پراکنده مردم در یک کانون واحد متبلور شد و دلها بیش از پیش به سمت منجی عالم بشریت، حضرت امام زمان(عج) معطوف گردید. بزرگترین مانع در برابر محاسبات شیطانی دشمن، همین «وحدت مردمی» بر سر ارزشها و کیان نظام اسلامی بود. مردم بار دیگر اثبات کردند که نظام خود را عمیقاً دوست دارند و بدینسان، محاسبات راهبردی دشمن بار دیگر با خطای فاحش مواجه شد.
در این معادله جدید، «خیابان» به عنوان تجلیگاه اراده عمومی، در کنار «میدان» و «دیپلماسی»، ضلع سوم مثلث قدرت را تشکیل داد؛ امری که دشمن را در تحلیلهای خود دچار سرگردانی کرد و مصداق بارز «یدالله» و دست غیبی الهی بود. این همان عمیقترین لایه قدرت نرم نظام اسلامی است که انقلاب را در برابر هر هجمهای بیمه میکند. حضور مردم، پشتوانهای استوار برای میدان نظامی بود و کار فرهنگی به عینیت پیوست؛ آنجا که رسانههای معاند تمام تلاش خود را برای بیگانهسازی به کار گرفتند، این بار «هر ایرانی، یک رسانه انقلاب» شد. ثبتنام بیش از سی میلیون نفر در «پویش جانفدا»، اعجاب جهانیان را برانگیخت و در یک کلام، دفاع غیورانه از رهبری جدید، حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای «حفظه الله»، و بیعت و تمکین مجدد امت ولایتمدار با زعامت معظمله، از نقاط عطف این جنگ رمضان بود. این قیام، مقدمهای عملی برای ظهور حضرت ولیعصر (عج) و شناخت دقیقتر امت از چهره واقعی دشمن خبیث است.
دستاورد دوم: تغییر موازنه راهبردی و اثبات عملیاتی ابرقدرتی ایران
دستاورد دوم، بازتعریف جایگاه ژئوپلیتیک ایران و ظهور آن به عنوان یک قدرت تعیینکننده و نوظهور در عرصه جهانی است. قدرت موشکی جمهوری اسلامی ایران، با اقتدار تمام، پایگاههای آمریکا در منطقه را زیر ضرب قرار داد و بستن تنگه هرمز نیز به عنوان اهرم فشار راهبردی، مزید بر علت شد. قدرت پهپادی ایران، برتری هوایی مورد ادعای آمریکا و رژیم صهیونیستی را به چالش کشاند و در نتیجه ابهت پوشالی این دو دشمن در انظار جهانی درهم شکست. همچنین نیز، کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی به وضوح دریافتند که واشنگتن قادر به تأمین امنیت آنها نیست.
در این نبرد، دو قدرت اتمی در برابر اراده ایران اسلامی شکست فاحشی متحمل شدند و هرگونه تعرض به تمامیت ارضی ایران، با پاسخی کوبنده و شدید مواجه شد. جهان، عظمت و اقتدار ایران را مشاهده کرد و به خلق شگفتیهای نیروهای مسلح جمهوری اسلامی اذعان نمود. علاوه بر این، دشمن در میان ملتهای منطقه و جهان، بیش از پیش منفور و منزوی شد. امروز ایران در نظم نوین جهانی به عنوان یک ابر کشور ابرقدرت مطرح شد. از سوی دیگر، دشمن به خوبی دریافته است که دیگر نمیتواند با ابزار نظامی به مصاف ایران بیاید. اگرچه ایران در این جنگ متحمل آسیبهایی شد؛ اما ضربات دردناک و جبرانناپذیری بر پیکره نیروهای دشمن وارد ساخت که هرگز از حافظه تاریخی آنها پاک نخواهد شد.
دستاورد سوم: وحدت ساحات و هندسه جدید جبهه مقاومت
دستاورد سوم، تحقق عینی «وحدت ساحات» در هندسه جدید جبهه مقاومت است. همه محورهای مقاومت، از لبنان غیور تا عراق عزیز و یمن شجاع، در یک صف واحد و منسجم در برابر دشمن مستکبر آمریکایی و صهیونیستی ایستادند. این وحدت بینظیر و تشکیل یک «اتاق عملیات مشترک» برای تنبیه دشمن، از مهمترین دستاوردهای راهبردی این نبرد بود.
به تعبیر دقیق و راهبردی شهید سپهبد قاسم سلیمانی «من با تجربه این را میگویم که میزان فرصتی که در بحرانها وجود دارد در خود فرصتها نیست. اما شرط آن این است که نترسید و نترسیم و نترسانیم.» جنگ رمضان، این فرصتها را برای انسجام بیشتر محور مقاومت فراهم آورد.
رسالت تاریخساز روحانیت در آستانه ظهور عامّ
در این مقطع حساس تاریخی، روحانیت شیعه به عنوان پیشقراولان جبهه شناختی و کادرسازان تمدن نوین اسلامی، رسالتی بیبدیل و سنگین بر دوش دارد. بزرگترین رسالت حوزههای علمیه در این برهه، «روایتگری ایران قوی» مبتنی بر دستاوردهای معنوی و معرفتی جنگ رمضان است. نخبگان حوزه علمیه موظفند با کنشگری هوشمندانه، بهویژه در عرصه بینالملل، صدای ایران مقتدر، مستقل و حقطلب را به گوش جهانیان برسانند.
نخبگان حوزوی باید هم «دستاوردها» و هم «درسگفتارهای» جنگ رمضان را تبیین کنند. ایران قوی بود، اما جنگ رمضان، ایران را قویتر، پختهتر و بصیرتر ساخت. ظرفیتهای پنهان امت آشکار شد؛ ظرفیتی که از هر بمب اتمی، بازدارندگی بیشتری دارد. روحانیت باید تمام تلاش خود را برای زمینهسازی ظهور، معرفی دقیق جبهه حق و باطل و رسواسازی دروغگویان و اپستینهای عصر به کار گیرد. جنگ رمضان، یک جنگ وجودی است و نخبگان حوزه موظفند حقیقت جنگ را برای مردم تبیین نمایند. همچنین نیز تا زمان ظهور، فضای «جهاد و مجاهده» و «تربیت جهادی» باید در رأس برنامههای حوزه قرار گیرد.
جهان در چشم انداز رهبر معظم انقلاب به سمت «ظهور عامّ» امام زمان (عج) در حرکت است و نقش روحانیت در کنار این ملت مبعوثشده، اساسی و تعیینکننده است. علاوه بر تبیین دستاوردها، روحیه مردم منتظر باید تقویت و در مسیر تمدنسازی مهدوی جهت دهی شود. این، همان نقش آخرالزمانی روحانیت انقلابی است.
آنچه در این میان حائز اهمیت است، خون رهبر شهید انقلاب، بار دیگر مظلومیت، حقانیت و جایگاه محوری روحانیت را در طول تاریخ اثبات کرد. محبوبیت جهانی رهبر شهید، فرصتی ناب برای معرفی اندیشه های ناب این حکیم ناشناخته است. امروز بشریت بیش از پیش، تشنه شنیدن حقیقت است و روحانیت در «ایران جدید» و «ابرقدرت»، میتواند در سطح تمدنی و در فرآیند جهاد تبیین، نقشآفرینی کند. روحانی در جایگاه «انسان حقیقتگو»، باید این حقایق را به «انسان حقیقتجو» در سراسر گیتی برساند و پرچمدار نهایی این نهضت جهانی باشد.
پایان سخن آنکه جنگ رمضان، آزمونی بود که عیار ایمان و اقتدار این مرز و بوم را مشخص کرد. امروز وظیفه نخبگان دینی، صیانت از این گنجینه معنوی و راهبردی، و تبدیل این تجربه تاریخی به گفتمانی جهانی برای تسریع در فرج حضرت ولیعصر(عج) است.
*دکتری علوم قرآن و حدیث