به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست «چراغی دیگر» به همت خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد و در آن سیدمحمدرضا بهشتی، استاد دانشگاه تهران، با نگاهی فلسفی و معرفتشناسانه به واقعه عاشورا، درباره نسبت میان دعای عرفه و حماسه کربلا سخن گفت.
بهشتی در آغاز سخنان خود تصریح کرد که واقعه عاشورا دارای لایههای متعدد تاریخی، اجتماعی، اخلاقی، سیاسی و معنوی است و هر یک از این لایهها به تنهایی ظرفیت سالها پژوهش و تأمل را دارند؛ اما آنچه همواره ذهن او را به خود مشغول کرده، پرسشی بنیادین درباره منشأ این عظمت روحی است؛ اینکه چگونه انسانی به مرتبهای میرسد که عزیزترین موهبت الهی، یعنی جان خویش را آگاهانه و با رضایت کامل در مسیر انجام تکلیف الهی فدا میکند.
وی اظهار داشت: امام حسین(ع) شخصیتی نبود که از سر استیصال یا ناچاری وارد میدان شود. ایشان در طول پنجاه و هفت سال زندگی خود جایگاه اجتماعی، خانوادگی و معنوی ممتازی داشت. نوه پیامبر اکرم(ص)، فرزند امیرالمؤمنین(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) بود و در میان مسلمانان از احترام و اعتبار کمنظیری برخوردار بود. مدینه برای او تنها یک شهر نبود؛ مرکز خاطرات، هویت و زیست اجتماعی او محسوب میشد.
استاد دانشگاه تهران افزود: امام حسین(ع) در مدینه از امکانات مناسبی برای زندگی برخوردار بود و هیچ نشانهای از محرومیت اقتصادی یا فشار معیشتی در زندگی او دیده نمیشد. از همین رو خروج ایشان از مدینه را نمیتوان حرکتی ناشی از فقر، منفعتطلبی یا جستوجوی قدرت دانست. او از فضایی امن و آشنا چشم پوشید و قدم در راهی گذاشت که پایان آن برای بسیاری نامعلوم و هراسآور بود.
بهشتی با اشاره به برخی روایتهای تاریخی درباره سیره فردی امام حسین(ع)، یکی از نشانههای شخصیت اخلاقی ایشان را حفظ کرامت انسانها دانست و گفت: در منابع تاریخی آمده است که مردی نیازمند به خانه امام مراجعه کرد. حضرت بدون آنکه در را به طور کامل بگشاید و شرمندگی نیازمند را ببیند، کمک مالی قابل توجهی در اختیار او قرار داد. آن مرد پس از دریافت کمک، جملهای گفت که در تاریخ ماندگار شد؛ اینکه بهترین احسان آن است که آبروی انسان در مسیر آن حفظ شود.
وی تأکید کرد: این روایت نشان میدهد که امام حسین(ع) نه تنها صاحب امکانات مادی بود، بلکه درک عمیقی از منزلت انسانی داشت و همین ویژگی سبب میشد رفتار او فراتر از مناسبات عادی اجتماعی قرار گیرد.
بهشتی سپس به یکی از ابعاد کمتر مورد توجه عاشورا اشاره کرد و گفت: امام حسین(ع) نه تنها از رفاه و امنیت زندگی خود گذشت، بلکه از پشتوانههای قبیلهای نیز عبور کرد. در جامعه عرب آن روزگار، قبیله مهمترین تکیهگاه فرد به شمار میرفت و هر انسان برای حفظ جان و موقعیت خود به حمایت قبیله نیاز داشت. با این حال امام آگاهانه تلاش کرد حرکت او به یک نزاع قبیلهای تقلیل پیدا نکند.
وی افزود: هنگامی که حضرت نامه دعوت به همراهی نوشت، بنیهاشم را به صورت ویژه مخاطب قرار نداد، بلکه دعوتی عام مطرح کرد تا روشن شود آنچه در حال وقوع است، نزاع میان دو خاندان یا دو قبیله نیست، بلکه مسئلهای بسیار فراتر از تعلقات قومی و خویشاوندی است.
استاد فلسفه دانشگاه تهران خاطرنشان کرد که عاشورا تنها صحنه شهادت نبود، بلکه عرصه تحمل سنگینترین رنجهای روحی و عاطفی نیز به شمار میرفت. امام حسین(ع) نه فقط مرگ خویش، بلکه شهادت فرزندان، برادران، خویشاوندان و یارانش را نظاره کرد. او شاهد تشنگی کودکان، شهادت طفل شیرخوار، آتش گرفتن خیمهها و اسارت خانواده خود بود.
به گفته وی، آنچه بیش از همه شگفتی میآفریند، نحوه مواجهه امام با این مصائب است. انسانی که در برابر چنین حجم عظیمی از رنج قرار گرفته، به صورت طبیعی ممکن است دچار تردید، اضطراب، گلایه یا اعتراض شود، اما در سراسر گزارشهای تاریخی از عاشورا، هیچ نشانی از شکایت نسبت به تقدیر الهی در رفتار امام دیده نمیشود.
بهشتی تأکید کرد: این سطح از آرامش و استقامت را نمیتوان صرفاً با شجاعت یا روحیه مبارزه توضیح داد. پشت این ایستادگی، دستگاهی عظیم از معرفت و شناخت نهفته است؛ معرفتی که جلوه کامل آن را میتوان در دعای عرفه مشاهده کرد.
وی در ادامه سخنان خود دعای عرفه را یکی از بلندترین متون معرفتی جهان اسلام توصیف کرد و گفت: در این دعا امام حسین(ع) تصویری از خدا، انسان و جهان ارائه میدهد که به راستی اعجابآور است. ایشان در این مناجات، مسیر آفرینش انسان را از پیش از شکلگیری نطفه تا مراحل رشد و بلوغ معنوی با دقتی کمنظیر ترسیم میکند و در هر مرحله از نعمتهای الهی سخن میگوید.
بهشتی افزود: آنچه در دعای عرفه برجسته است، صرفاً شمارش نعمتها نیست؛ بلکه نوعی خودآگاهی عمیق نسبت به جایگاه انسان در نظام هستی است. امام در این دعا لحظهای از نسبت خود با خداوند غافل نمیشود و همه هستی را در پرتو حضور الهی معنا میکند.
وی با اشاره به برخی فرازهای دعای عرفه اظهار داشت: امام از خدا میخواهد به مرتبهای از خشیت برسد که گویی او را میبیند؛ مرتبهای که انسان نه تنها به خواست الهی اعتراض نمیکند، بلکه خواست خود را در اراده الهی مستحیل میسازد.
استاد دانشگاه تهران تصریح کرد: در اینجا سخن از جبر نیست. امام نمیگوید چون چارهای ندارم تسلیم هستم، بلکه آگاهانه و عاشقانه میخواهد آنچه خدا میپسندد، محبوب او نیز باشد. این یکی از عالیترین مراتب توحید افعالی است.
بهشتی در ادامه با اشاره به فرازهای پایانی دعای عرفه، آنها را از شاهکارهای معرفتشناسی اسلامی دانست و گفت: امام در اوج معرفت، خود را جاهل میبیند و اعتراف میکند که حتی در لحظه دانستن نیز به محدودیت دانش انسانی واقف است. این همان فروتنی معرفتی است که انسان را از غرور علمی نجات میدهد.
وی افزود: یکی از عمیقترین فرازهای دعا آنجاست که امام تغییرات پیوسته زندگی را نشانهای از تربیت الهی میداند. فراز و فرودهای زندگی برای انسان مؤمن یادآور این حقیقت است که هیچ نعمتی دائمی نیست تا موجب غرور شود و هیچ فقدانی نیز جاودانه نیست تا موجب یأس گردد.
بهشتی تأکید کرد که دعای عرفه در حقیقت مدرسهای برای تربیت روح است و ثمره این تربیت را میتوان در روز عاشورا مشاهده کرد؛ روزی که همه آن آموزهها از سطح الفاظ و مفاهیم به عرصه عینیت و عمل وارد شدند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم راز تابآوری امام حسین(ع) و یارانش را در کربلا بفهمیم، باید به عرفه بازگردیم. عاشورا بدون عرفه فهم نمیشود. آنچه در کربلا به صورت صبر، رضا، استقامت و تسلیم جلوهگر شد، پیش از آن در ساحت معرفت و خداشناسی شکل گرفته بود.
استاد دانشگاه تهران در پایان سخنان خود با اشاره به ابیات مشهور فروغی بسطامی که متأثر از مضامین دعای عرفه سروده شده است، تأکید کرد که عالیترین مرتبه معرفت آن است که انسان خداوند را نه در گوشهای از جهان، بلکه در متن همه هستی مشاهده کند؛ همان حقیقتی که امام حسین(ع) در عرفه زمزمه کرد و در عاشورا با جان خویش به نمایش گذاشت.
انتهای پیام/