به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری ، چهار ماهی میشود که دنیا رخ دیگر از خود به ما نشان داده و غم سوزناکی را در دلهایمان کاشته است، غمی که هرچه از آن میگذرد بیشتر سنگینی میکند، سنگین از داغی عمیق بر جانهای ما، جانی که دیگر جان نمیشود و فراق یار این جان را به تنگ آورده و روحمان را سخت بیتاب و بیقرار کرده است، بیقرار آن قرارهای پر صلابت، آن صوت آسمانی و آرامبخش، بیقرار ایستادنهای بدون عصا و کلامی که تمام وجود ما را آرام میبخشید و دشمن را به لرزه میانداخت.
آری ما همه بیتابیم، نه ما بلکه جهان بیتاب است، جهان بدون " سیدعلی جان" رنگ و بوی دیگری دارد، امت اسلام گذری دیگر از تاریخ را تجربه کردهاند، تاریخ بعد شهادت " آیتالله امام سیدعلی حسینی خامنهای" روایتی دیگر از خود به جای گذاشته است، روایتی از داغی که بر دل نشسته و غمی که ما را فرو ریخت، روایتی از خروشی که خون پاکش به راه انداخته و دنیا مبهوت شهیدی شده که حتی بعد شهادت نیز برای دشمن رجز میخواند.
اکنون زمان وداع فرا رسیده، وداع از جانی که میرود و اندوهی که بر جای میماند، وداع با پیکر پاکی که با شور حضور عاشقان و سینهسوختگان تجلی از قدرت را به نمایش میگذارد، حضوری که امام شهیدشان را بدرقه خواهند کرد، مردمی عاشق با غمی سنگین در روح و جان که خود را از تمام نقاط کشور و حتی خارج از کشور به تهران رساندهاند تا بدرقه میلیونی را به رخ دشمن بکشند، تا رجز " یا لثارات الخامنهای" را سر دهند و پرچم سرخ خونخواهی را علم کنند، آری "باید برخاست" و امام امت را بدرقه کرد.
مردم مازندران هم میروند و این بار تهرانیها میزبان شمالیها شدهاند، میزبان عزاداران رهبر شهید که از شهرهای مختلف مازندران به مراسم تشییع و بدرقه پیکر پاک "رهبر شهید امت" اعزام شدهاند، اینها همان مردمانیاند که در هشت سال دفاع مقدس صحنههایی پر غرور از اعزام لشگر 25 کربلا را در تاریخ معاصر ما ثبت کردهاند و اتوبوسهای اعزامشان در جاده به خط بود و اکنون راهی شدند، راهی شدنی از جنس همان لشگرهای دلدادگی و عشق و چه صحنههای جادوانهای ثبت شده است، مردم مازندران عاشقانه سوی دیاری رفتهاند که امام شهید تشییع و بدرقه میشود با حس و حالی وصف نشدنی از آخرین دیدار و خداحافظی.
"من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود"
سوسن فرهادی یکی از بانوانی است که برای تشییع و بدرقه "آقای شهید" بیتاب اعزام است و از حس و حال خود اینگونه، گفت:"من به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود"، حال دلم اینگونه است که من در میانه یک اشتیاق مقدس هستم، حسی که میان بیقراری و وظیفهشناسی در نوسان است، من در این لحظات نه برای یک مراسم، بلکه برای یک میعاد عشق لحظهشماری میکنم.
او که تجربه حضور در مراسم تشییع میلیونی سردار دلها را دارد، خاطرنشان کرد: تجربه من از این مسیر تجربه تلخ و شیرین حضور در تشییع سردار سلیمانی بود، روزی که در میانه تلاطم جمعیت و ازدحام و حتی در لحظاتی که نفس در سینهام حبس میشد تنها یک فکر در سرم بود که باید باشم، آن روز یاد گرفتم که برای حضور در کنار بزرگان، سختیها رنگ میبازند و خستگیها ذوب میشوند و امروز نیز برخلاف هر نگرانی که از شلوغی و سختی مسیر میرسد من با قلبی استوار و بدون ذرهای واهمه به سوی این میعاد میشتابم چرا که حضور در این مراسم مقدس و با عظمت برای من نه یک انتخاب بلکه یک تکلیف جانانه است، وظیفه ملی و انسانی است زیرا ایشان جان خود را فدای مردم و میهن کردند و ما مدیون این قائد امت هستیم و میدانیم که حضور ما در این مراسم حتی به اندازه یک دانه خردل هم نمیتواند حق 37 سال رهبری و خدمت ایشان را ادا کند اما این حضور نشانه وفاداری ما به این مسیر نورانی است.
فرهادی که بیتاب حضور در آیین تشییع و بدرقه است، اظهار داشت:علت بیتابیام این است که چهار بار توفیق دیدار در بیت رهبری، چشم در چشم نور داشتم، من معتقدم تا زمانی که آن سیمای نورانی را از نزدیک زیارت نکرده باشید، نمیتوانید از عمق این کشش قلبی خبر بدهید، ایشان برای من نه یک رهبر، بلکه تجلی نوری هستند که با حضورشان تاریکیها از جهان رخت برمیبندند، من فدای آن چهره معصوم، پاک و نورانی هستم،خداحافظ ای پدر مهربان،خداحافظ ای تکیهگاه خستهناپذیر.
بیقرار رفتن به مراسم تشییع و بدرقه هستیم
محمد پسر جوانی از دیار مازندران نیز در این آیین حضور خواهد داشت و میگوید: رسانههای دشمن به تب و تاب افتادهاند چون میدانند که قرار است چه تصویری از ایران به جهان مخابره گردد، همه ما سهمی در این مخابره باید داشته باشیم، خود را برای اعزام آماده کردهام و راهی شدهام تا رهبر شهیدم را بدرقه کنم.
او ، ادامه داد: مردم مازندران همیشه در صحنههای مختلف کشور پای کار بوده و هستند، ببینید چه بیقرار رفتن به تهران و شرکت در آیین تشییع و بدرقه آقای شهیدمان هستند، جانمان که ناقابل بود و فدای تار مویش نشد اما بر خود واجب میدانم تا در شکوه میلیونی وداع باشم تا بلکه کمی دل بیقرارم آرام بگیرد.
دلمان برای آقایمان تنگ شده است
چند دختر دانشجو نیز گفتهاند که راهی تهران خواهند شد، یکی از آنها میگوید: میرویم تا پدر معنویمان را بدرقه کنیم، سعادت دیدارشان که نصیب ما نشده بود اما اکنون با اندوهی که بر دل داریم در تشییع و بدرقه شرکت میکنیم، وظیفه خود میدانیم تا در مراسم رهبری شرکت کنیم که در تمام عمر خود به درستی قدم برداشت و بهترین راهنما برای همه بود و دلمان عجیب به بودنش گرم بود، اکنون او میرود و جانمان را دردی همیشگی در بر خواهد گرفت.
او، ادامه داد: اقتدار جمهوری اسلامی را مدیون فرزانگی و درایت رهبر شهیدمان هستیم، اکنون که دیگر جسم پاکش در بین ما نیست باید این اقتدار را حفظ کنیم، دلهای ما بیتاب و بیقرار است، دلمان برای آقایمان تنگ شده است، با بچهها تصمیم گرفتیم در صحنه میلیونی تشییع و بدرقه حضور داشته باشیم، حس و حال عجیبی به سراغ ما آمده و نمیدانید چقدر ذوق اعزام را داریم تا بلکه کمی قلبمان آرام بگیرد و ذرهای از حقی که بر گردن ما است را ادا کرده باشیم.
دنیا بداند عزیز جانمان بدرقه میشود
به گزارش تسنیم، اینها تنها قطرهای از اقیانوس بیکران بیتابی و حس و حال مردم مازندران در اعزام برای حضور در آیین تشییع و بدرقه امام شهیدمان است، مردمی که حضور در این تجلی میلیونی را ادای دِین و قرار دل بیقرارشان میدانند، دلهایی سوخته از فراق یار سفر کرده که میرود به سلامت برسد به بهشت اما اندوه نبودنش اضطرابی به جانمان انداخته که گویا تمامی ندارد.
آقای شهیدمان تشییع و بدرقه میشود و امتی شکوهی را به رخ دنیا میکشد تا دنیا بداند عزیز جانمان را بدرقه میکنیم، جانی که فداییاش نشد.
انتهای پیام/