به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در هفته جاری، هیئت نمایندگی دیپلماتیک و پارلمانی گرجستان در یک اقدام هماهنگ و به نشانه اعتراض به رویکردهای مداخلهجویانه، صحن رایگیری درباره «بیانیه لاهه» در نشست عمومی مجمع پارلمانی سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE) را ترک کرد.
این تصمیم قاطع به نشانه اعتراض صریح تفلیس نسبت به محتوای سوگیرانه این سند بینالمللی که در آن انتقادات تند و بیاساسی علیه دولت قانونی و مقامات گرجستان مطرح شده بود، اتخاذ شد. بخش کلیدی این بیانیه شامل قطعنامهای است که با ابتکار عمل و صحنهگردانی «جو ویلسون»، نماینده کنگره آمریکا، تدوین و پیشنهاد شده است.
در همین ارتباط، «نیکولوز سامخارادزه»، رئیس کمیته روابط خارجی پارلمان گرجستان، با ایراد سخنانی صریح و شفاف اعلام کرد که مفاد و بندهای گنجاندهشده در نسخه بهروزشده این بیانیه، واقعیتهای سیاسی جاری در این کشور را به شدت تحریف کرده، حقایق میدانی را به شکل نادرستی بازتاب میدهد و در نهایت، تهدیدی مستقیم و آشکار علیه منافع ملی و حاکمیت مستقل گرجستان به شمار میرود.
دقایقی پس از آنکه هیئت نمایندگی گرجستان در اقدامی اعتراضی سالن نشست را ترک کرد، مجمع پارلمانی سازمان امنیت و همکاری اروپا، «بیانیه لاهه» را به تصویب رساند. این بیانیه شامل قطعنامهای مداخلهجویانه درباره اوضاع داخلی گرجستان تحت عنوان «حفاظت از یکپارچگی انتخابات و آزادیهای بنیادین در گرجستان» است.
اما سوال اساسی اینجاست که واقعیتهای جامعه گرجستان تا چه اندازه در بیانیه لاهه مورد تحریف قرار گرفته است؟ مجمع پارلمانی سازمان امنیت و همکاری اروپا با اتخاذ چنین رویکردی چه اهداف پنهانی را دنبال میکند و این اقدامات تقابلی در نهایت به کجا ختم خواهد شد؟
کارشناسان و تحلیلگران برجسته گرجستانی در گفتگو با رسانهها به واکاوی و پاسخگویی به این پرسشهای کلیدی پرداختهاند.
اهداف سیاسی پنهان در پس قطعنامههای حقوق بشری
«آرچیل سیخارولیدزه»، کارشناس ارشد مسائل سیاسی و بنیانگذار مرکز تحقیقاتی «بنیاد سیخا» (SIKHA Foundation)، در تحلیل این رویداد خاطرنشان میکند که روابط میان دولت کنونی گرجستان و اکثریت قریب به اتفاق نهادهای اروپایی در وضعیت بسیار ملتهب و دشواری قرار دارد و کتمان این واقعیت تلخ، امری ناممکن است.
این کارشناس گرجستانی در ادامه میافزاید: «با این حال، اگر به ترکیب و تعداد افرادی که به این بیانیه رای مثبت دادهاند نگاهی دقیق بیندازیم، درمییابیم که آنها تنها بخش بسیار کوچکی از مجموع نمایندگان را تشکیل میدهند. این قطعنامه جنجالی در مورد گرجستان توسط جو ویلسون، سیاستمدار جمهوریخواه آمریکایی، تنظیم و هدایت شده است؛ فردی که به استفاده از ادبیات تهاجمی و لفاظیهای تند شهرت دارد و در عمل، به عنوان یک لابیگر سیاسی برای تامین منافع جریانهای اپوزیسیون غربگرای گرجستان فعالیت میکند. از این رو، کاملاً بدیهی است که این قطعنامه از همان نقطه آغازین، دارای انگیزهها و محرکهای کاملاً سیاسی بوده است.»
به گفته وی، هدف اصلی و غایی از صدور چنین اسنادی، ایجاد یک تصویر بینالمللی بهشدت منفی، مخدوش و تاریک از دولت تفلیس است تا بتوان از این تصویرسازی جعلی، برای حمایت همهجانبه از اپوزیسیون داخلی که پتانسیل اعتراضی و پایگاه مردمی خود را از دست داده است، بهرهبرداری کرد.
سیخارولیدزه تاکید میکند: «این سناریوسازیها صرفاً برای آن انجام میشود که آن دسته از افرادی که به دروغ خود را نماینده ملت گرجستان مینامند و در مقابل ساختمان پارلمان دست به تجمع میزنند، احساس کنند که تلاشها و حمایتهایی از خارج از مرزها برای دفاع از آنها در جریان است. متاسفانه، تمامی این تحرکات مخرب، ضربه مهلک و کاملاً غیرموجهی نهتنها به ثبات ملی گرجستان، بلکه به اعتبار خود نهادهای بینالمللی وارد میسازد. امروزه دیگر هیچ ناظر آگاهی به این قبیل قطعنامهها به عنوان آینهای از واقعیتهای عینی نگاه نمیکند. این متون غالبا بر پایه برداشتهای کاملا ذهنی و سوگیرانه استوار بوده و تنها یک دیدگاه کاملا یکطرفه را بازتاب میدهند. معمولا پیشنویس چنین اسنادی توسط وابستگان به بخش سازمانهای مردمنهاد در گرجستان که سالهاست درگیر بازیهای سیاسی شدهاند، نوشته میشود و بیش از آنکه بازتابدهنده نظرات واقعی جامعه مدنی یا تودههای مردم باشد، تامینکننده منافع سیاسی شخصی و خواستههای حامیان پشت پرده آنهاست.»
این پژوهشگر سیاسی با اشاره به فقدان مستندات در ادعاهای غربیها افزود: «اگر بخواهیم صرفاً بر اساس واقعیات و حقایق میدانی صحبت کنیم، باید قاطعانه گفت که ادعاهای مکرر مبنی بر تقلب در انتخابات پارلمانی سال 2024 هیچگونه پایه و اساس منطقی ندارد. تاکنون در هیچ حوزهای، تخلفات بنیادین و واقعی که بتواند نتایج نهایی را زیر سوال ببرد، به ثبت نرسیده است. در اینجا میتوان به اظهارات جوزپ بورل، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، استناد کرد که به صراحت گفت: "اگر ما ادعای تقلب در انتخابات را مطرح میکنیم، بسیار خوب خواهد بود که بتوانیم شواهد و مدارکی نیز برای اثبات آن پیدا کنیم." اما واقعیت این است که هیچ مدرک مستدلی وجود ندارد. اگر پس از گذشت دو سال هیچ سندی یافت نشده است، این موضوع تنها یک معنا دارد: یا نهادهای دولتی گرجستان با نبوغی خارقالعاده عمل کردهاند، و یا اینکه در واقعیت، هیچگونه تقلبی در کار نبوده است. انتقادات جزئی و ایرادات پیرامون استفاده احتمالی از منابع اداری، همواره در انتخابات کشورهای مختلف وجود داشته است، اما این موارد به هیچ عنوان دلیلی مشروع برای ابطال نتایج یک انتخابات محسوب نمیشوند.»
نبرد بر سر کنترل شاهراههای ترانزیتی قفقاز
«بیدزینا گیورگوبیانی»، دبیر سیاسی حزب «گرجستان متحد بیطرف» و تحلیلگر مسائل استراتژیک، با اشاره به ابعاد پنهان این ماجرا تصریح کرد که بیانیه موسوم به بیانیه لاهه، قطعنامهای مداخلهجویانه در مورد وضعیت داخلی گرجستان را در دل خود جای داده است.
وی در این باره میگوید: «نکته تاسفبار اینجاست که سازمان امنیت و همکاری اروپا که اساساً پس از کنفرانس تاریخی هلسینکی و با هدف غایی حفظ تمامیت ارضی، استقلال و حاکمیت ملی کشورها تاسیس شده بود، امروزه رسالت بنیادین خود را به دست فراموشی سپرده است. اکنون به وضوح شاهد آن هستیم که این سازمان و مجمع پارلمانی وابسته به آن، از اهداف اولیه خود منحرف شده و به ابزاری برای مداخله در امور داخلی کشورها تبدیل شدهاند. این تحرکات خصمانه در واقع امتداد همان خطمشی مداخلهجویانهای است که توسط سیاستمداران و بوروکراتهای مستقر در بروکسل دیکته میشود؛ کسانی که بیوقفه در حال حمله به مواضع مستقل جمهوری آذربایجان و گرجستان هستند.»
این سیاستمدار برجسته گرجستانی در تشریح اهداف ژئوپلیتیک غرب در منطقه قفقاز جنوبی خاطرنشان میکند: «فشارها و هجمههای همهجانبه علیه جمهوری آذربایجان از مدتها قبل کلید خورده بود، اما در طول 4 الی 5 سال گذشته، نام گرجستان نیز به لیست اهداف این برنامه سلطهطلبانه افزوده شده است و اتفاقاً شدت فشارهای اعمالشده بر تفلیس در برهه کنونی بسیار سنگینتر ارزیابی میشود. نهادهایی همچون مجمع پارلمانی سازمان امنیت و همکاری اروپا، پارلمان اروپا و شورای اروپا در یک هماهنگی کامل، تنها یک هدف استراتژیک و کلان را دنبال میکنند: آنها به دنبال آن هستند که کنترل کامل و انحصاری کریدور حیاتی قفقاز جنوبی را که نقطه اتصال چین و قاره آسیا به اروپا و سایر نقاط جهان است، به تنهایی در دست بگیرند.»
گیورگوبیانی با لحنی هشداردهنده میافزاید: «غرب برای تحقق این رویای سلطهجویانه، نیازمند استقرار رژیمهای عروسکی در کشورهای منطقه است تا بتواند با اختیار تام، تعرفههای ترانزیتی، حق عبور شبکههای ریلی و مسیرهای انتقال انرژی را به دلخواه خود تعیین کند. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه یک رابطه دیپلماتیک متعارف، بلکه شکلگیری جنگهای تجاری تمامعیار و استعماری است. اتحادیه اروپا با تمام قوا در تلاش است تا خطوط ریلی استراتژیک گرجستان و جمهوری آذربایجان و همچنین میادین غنی نفت و گاز منطقه را تحت انحصار خود درآورد. اروپا تمایل شدیدی دارد تا مدیریت این حلقه اتصال کلیدی را بر عهده بگیرد، زیرا این تنها مسیر قابل اتکایی است که میتواند شمال روسیه را به جنوب و ایران، و همچنین آسیا را به بازارهای غرب متصل نماید.»
وی در ادامه تاکید میکند: «دقیقاً به همین دلیل است که غربیها تلاش میکنند با اعمال فشارهای سنگین سیاسی، وضعیت ثبات داخلی گرجستان را برهم زده و بستر را برای روی کار آوردن یک رژیم کاملاً دستنشانده متشکل از چند حزب کوچک فراهم آورند تا در آینده بتوانند این دولت را از داخل سفارتخانههای غربی مدیریت کنند. شاید در طول 30 سال گذشته در گرجستان این رویه تلخ پذیرفته شده بود، اما دوران این دخالتهای آشکار دیگر به سر آمده است. امروز، معادلات قدرت تغییر یافته و چنین ترفندهایی دیگر قابلیت اجرا ندارند.»
این تحلیلگر سیاسی در پایان با اشاره به موفقیت پروژههای کلان منطقهای تصریح کرد: «در خصوص طرحهای راهبردی همچون کریدور میانی و ابتکار جهانی «یک کمربند، یک جاده» باید گفت که این پروژهها با پویایی چشمگیری در حال پیشروی هستند. با مشارکت فعال طرفهای گرجستانی و آذربایجانی، عملیات احداث خطوط ریلی در حال انجام است و ساخت بندر استراتژیک آناکلیا به پیش میرود. من عمیقاً معتقدم که به ثمر نشستن این پروژهها، منافع بسیار سودمندی را برای هر دو کشور به ارمغان خواهد آورد. همچنین، بسیار عالی خواهد بود که کشور ارمنستان نیز با نگاهی مجدد و دقیق به نقشه سیاسی جهان، به این کنسرسیوم قدرتمند منطقهای بپیوندد. ما کشورهای قفقاز جنوبی این توانمندی را داریم که یک اتحادیه اقتصادی یکپارچه را پایهگذاری کنیم که با منافع تجارت جهانی و تضمین صلح پایدار همخوانی داشته باشد.»
انتهای پیام/