به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی نقطهای سرنوشتساز در بازسازی سرمایه نمادین جمهوری اسلامی و تقویت فرهنگ مقاومت است. خونخواهی در فرهنگ اسلامی و ایرانی، مفهومی فراتر از مجازات عاملان یک جنایت بوده و به یک جریان تاریخی، تمدنی و هویتساز تبدیل میشود.
برای فهم نقش شهادت در تحولات اجتماعی و سیاسی، ابتدا باید مفهوم سرمایه نمادین را بهدرستی شناخت؛ مفهومی که در کنار سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، یکی از مهمترین سرمایههای جوامع محسوب میشود.
سرمایه اقتصادی به ثروت و امکانات مالی، سرمایه اجتماعی به شبکه روابط و ارتباطات انسانی و سرمایه فرهنگی به دانش، آگاهی و منزلت علمی افراد بازمیگردد؛ اما سرمایه نمادین عبارت است از اعتبار، منزلت، مشروعیت و کاریزمایی که جامعه به یک فرد، نهاد یا پدیده اعطا میکند و در حقیقت به سایر سرمایهها معنا و اعتبار میبخشد.
ممکن است فردی از سرمایه اقتصادی یا فرهنگی بالایی برخوردار باشد، اما اگر جامعه او را شایسته آن جایگاه نداند، از سرمایه نمادین برخوردار نخواهد بود. از این منظر، سرمایه نمادین نقشی تعیینکننده در مشروعیتبخشی به افراد، نهادها و ساختارهای اجتماعی دارد.
در ماههای پیش از شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی، فضای اجتماعی و سیاسی کشور با تنشها و اختلافات متعددی مواجه بود و برخی جریانهای داخلی و خارجی از تضعیف و حتی فروپاشی جمهوری اسلامی سخن میگفتند. این وضعیت نشاندهنده آسیبدیدگی و فرسایش بخشی از سرمایه نمادین نظام بود.
شهادت رهبر انقلاب اسلامی این معادله را تغییر داد و به سرمایه نمادینی بزرگ برای جمهوری اسلامی تبدیل شد. این حادثه موجب شد بخش قابل توجهی از جامعه بار دیگر حول آرمانهای انقلاب اسلامی گرد هم آید و احساس تعلق و مسئولیت نسبت به نظام افزایش یابد.
سرمایه نمادین حاصل از شهادت رهبر انقلاب، به سرعت به سرمایه اجتماعی تبدیل شد و موجب افزایش همبستگی ملی، تقویت اعتماد عمومی و بازسازی بخشی از پیوندهای اجتماعی گردید.
نباید انتقام را صرفاً به معنای واکنش احساسی یا مجازات قاتلان دانست. در سنت تاریخی و فرهنگی ما، خونخواهی ناظر به جبران یک بیعدالتی بزرگ و بازگرداندن تعادل از دسترفته به جامعه است. برخی رخدادها آثار و پیامدهایی فراتر از یک جنایت فردی دارند و به مسئلهای تاریخی و تمدنی تبدیل میشوند. در چنین مواردی، موضوع تنها مجازات عاملان مستقیم نیست، بلکه مقابله با آثار و تبعات ظلم و بیعدالتی نیز مطرح است.
در فرهنگ شیعی نیز خونخواهی حضرت سیدالشهدا(ع) از همین سنخ است. اگرچه بسیاری از عاملان حادثه عاشورا در سالهای بعد به مجازات رسیدند، اما آنچه در کربلا رخ داد صرفاً قتل چند انسان نبود، بلکه بیحرمتی عظیمی نسبت به حقیقت، عدالت و امامت بود و از همین رو خونخواهی حسینی به یک جریان مستمر تاریخی تبدیل شد.
خونخواهی در این معنا، به یک سبک زندگی و نظام معنایی تبدیل میشود که رفتار اجتماعی و سیاسی افراد را شکل میدهد. شهادت رهبران الهی و شخصیتهای بزرگ، جامعه را وارد مرحلهای جدید میکند و میتواند موجب تغییر نگرشها، بازسازی هویت جمعی و تقویت روحیه مقاومت شود.
در ماههای پس از شهادت رهبر انقلاب اسلامی، بسیاری از افرادی که پیشتر مواضع انتقادی نسبت به جمهوری اسلامی داشتند، تحت تأثیر سرمایه نمادین حاصل از شهادت ایشان، به جمع حامیان و خونخواهان رهبر شهید پیوستند و آمادگی خود را برای دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی اعلام کردند.
دشمنان خارجی میکوشند با بزرگنمایی هزینههای مقاومت و انتقام، جامعه را از پیگیری آرمانهای شهدا منصرف کنند و روحیه مطالبهگری و خونخواهی را تضعیف نمایند. هرگونه تلاش برای کمرنگ کردن مفهوم خونخواهی، به حاشیه راندن یاد شهدا یا تقلیل مسئله شهادت به یک واقعه صرفاً تاریخی، میتواند به فرسایش سرمایه نمادینی بینجامد که با فداکاری و ایثار شهدا شکل گرفته است.
حفظ و بازتولید فرهنگ مقاومت نیازمند پاسداشت خون شهدا، تبیین صحیح مفهوم خونخواهی و جلوگیری از ارزشزدایی نسبت به ایثار و شهادت است. به گفته وی، سرمایه نمادین شهادت میتواند همچنان منشأ تولید سرمایه اجتماعی، تقویت انسجام ملی و استمرار مسیر مقاومت در جامعه اسلامی باشد.
یادداشت از: محسن ردادی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
انتهای پیام/