به گزارش خبرگزاری تسنیم از زنجان، حملات به اهدافی چون پل، راه آهن، فرودگاه، بیمارستان، برج مراقبت، تاسیسات ساحلی غیرنظامی و موارد مشابه توسط ارتش آمریکا اگر چه در چارچوب اهدافی صورت میپذیرد اما دنبال کردن هدف نه با نبرد متعارف بلکه با توسل به شیوههای منفور به دور از احساسات و رجزخوانی، نشانه عجز در میدان است. آن نیروی نظامی که دههها ادعا میشد هیچ مانعی در برابرش نیست امروز در مواجهه با جنگ نامتقارن نیروهای مسلح ایران همچون خانه به دوشان، پیاپی نیروهای انسانی و تجهیزات نظامی خود را در منطقه جابهجا میکند و تقابل با نظامیان ایرانی حاضر در میدان را کنار گذاشته و به جنگ با جامعه ایران آمده است.
به نظر میرسد ارتش آمریکای ترامپ در جنگ با ایران دچار استیصال شده و توان تقابل پایاپای ندارد. همینجا سوالی کلیدی مطرح میشود که وقتی دشمن دست به جنایت جنگی میزند چه باید کرد؟ آیا ما در محاسبات جنگ نامتقارن به حسب ادعاهای حقوق بشری این جماعت، اقدامات ضد حقوق بشری آنها را مدنظر نداشتهایم که امروز حین جنگ با چنین معضلی مواجه هستیم؟
البته شیوه حل این معضل هم از نگاه عقل و هم به حکم دین واضح و روشن است. منطق استراتژیک و تجربه جنگها حکم میکند برای کنترل و مدیریت این دست اقدامات دشمن، "مقابله به مثل"(معادلسازی) کرد. قرآن کریم نیز راهکار مقابله با چنین وضعیتی را "مقابله به مثل" میداند. فَمَنِ اعْتَدَىٰ عَلَیْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَىٰ عَلَیْكُمْ
اگر آیه شریفه فوق در رزمگاه و سپهر جنگ تفسیر شود، مصدر حکمِ "مقابله به مثل" نمیتواند تلاشهای متعارف دشمن در میدان جنگ باشد. بلکه بسترِ استنباط حکم "مقابله به مثل" به مثابه روشی هوشمندانه و موثر، تعدی و تجاوز دشمن از شیوههای متعارف جنگ است.
گزارههای بالا کاشف این معناست که نمیشود، زمان جنگ منتظر ماند و دید دشمن چه ضرباتی وارد میسازد بعد به همان میزان به او ضربه زد. به نظر میرسد با چنین استنباطی از آیه شریفه، تصور پیروزی بر دشمن در هیچ جنگی ممکن نخواهد بود. چه اگر جنگ با دشمنان با این رویکرد انجام پذیرد نه تنها پیروزی بر دشمن در هیچ جنگی حاصل نخواهد شد بلکه اساسا معنای جهاد و قتال از درون تهی میشود. پر واضح است که نبرد با دشمن و کسانی که برای هلاکت ما سلاح به دست گرفتهاند باید با قاطعیت و شدت انجام پذیرد. وقتی سخن از "مقابله به مثل" میشود روشن و آشکار، مقصود "مقابله به مثل" نسبت به تجاوز دشمن از "قواعد متعارف جنگ" است.
به بیان دیگر جنگ که جنگ است و طرفین نبرد برای شکست و از بین بردن یکدیگر تلاش میکنند. همچنین بدیهی است که در میدان نزاع توان طرفین صرف ضربه زدن و درهم کوبیدن یکدیگر میشود و برای شکست و هلاکت یکدیگر کوشش میکنند و بنا به ضربالمثلی قدیمی در میدان جنگ نقل و نبات تقسیم نمیکنند. اما وقتی یکی از طرفین به جای نبرد قاعدهمند و مرسوم علیه نیروهایی که مقابل او ایستادهاند به تجاوز و تعدیِ نامتعارف مبادرت ورزد موضوع تغییر میکند. تجاوز و تعدی در حین مبارزه با خود مبارزه تفاوت دارد. تعدی و تجاوز به معنی عبور از خط قرمزها است. بنابراین مقابله به مثل پاسخی حساب شده و سنجیده به این سوال است؛ که اگر دشمن در حین جنگ به جهت استیصال و درماندگی و برای جبران شکست خود به عملی نامتعارف دست زد و مرتکب تجاوز و تعدی شد آنگاه تکلیف چیست؟ از این رو مبنای حکم "مقابله به مثل" جلوگیری از تعدی دشمن در صحنه نبرد است.
اما موضع قرآن کریم در خصوص تجاوز دشمن در همین جا پایان نمییابد. بلکه بلافاصله پس از حکم نخست با حکم دیگری مواجهیم. چنانکه میفرماید؛
وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ.
و از خدا بترسید و بدانید خداوند با کسانی است که از او میترسند.
این بخش از آیهی شریفه، انذار نسبت به شیوه "مقابله به مثل" است که در بخش قبلی به آن تاکید شده بود. در اینجا تاکید میشود در پاسخ به تعدی، پرهیزکار باشید.
موید این حکم در آیه 126 سوره نحل نیز دیده میشود.
"وَ إِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصَّابِرِینَ.
اگر عقوبت میکنید به همان اندازه عقوبت کنید که به شما روا داشتهاند."
اصل "مقابله به مثل" به گواهی تجربه، نقش بازدارندگی جوهری خود را به درستی ایفا کرده است. چند مرحله از تجاوز ارتش بعث عراق در جنگ تحمیلی، موسوم به جنگ شهرها با اصل "مقابله به مثل" کنترل و متوقف شد. چنانچه در جنگ شهرها "مقابله به مثل" صورت نمیگرفت تجاوز به جای پنج مرحله به رویهای دائمی در طول جنگ هشت ساله تبدیل میشد.
در جنگ تحمیلی دوازده روزه نیز شاهد تجاوز رژیم صهیونی به تاسیسات نفتی ایران بودیم. مطابق داده های موجود، در پی این تجاوز نیروهای مسلح ایران بر مبنای شیوه "مقابله به مثل"، پالایشگاه حیفا را مورد اصابت قرار دادند. این "مقابله به مثل" و موارد مشابه که از روز چهارم جنگ دوازده روزه شروع شد شرایط جنگ را تغییر داد. بر اساس پارهای گزارشهای قابل استناد از روز چهارم این جنگ بود که رژیم صهیونی دریافت، تحقق اهداف تعیین شده امکان ندارد. با تداوم رویکرد "مقابله به مثل" بود که فعالیت واسطهها جهت انتقال پیامهای رژیم صهیونی برای آتش بس آغاز گردید.
همچنین در جنگ رمضان تهدید رئیس جمهور سفیه آمریکا به تعدی و جنایت(بمباران زیرساختهای ایران) با تهدید متقابل ایران به رفتار مشابه، خنثی شد. به نظر میرسد اگر این شخص نابخرد ذرهای تعلل در "مقابله به مثل" نیروهای مسلح ایران مشاهده میکرد تهدید خود را به شیوهای که مدنظر داشت عملی میکرد.
اکنون در بحبوحه جنگ هرمز در نبرد با دشمن متجاوز آمریکایی همچنان "مقابله به مثل" یکی از گزینههایی است که برای پاسخ به اقدامات نامتعارف او و جلوگیری از تجاوز و تعدی، پیش روی نیروهای مسلح ایران است. از این رو برای جلوگیری از تجاوز و تعدی دشمن، باید همتراز با آنچه در ایران از بین رفته است نه تنها در کشورهای میزبانِ دشمن آمریکایی بلکه در خاک آمریکا از بین برود. اگرچه دسترسی به خاک آمریکا در اشکالِ متعارفِ نبرد در شرایط فعلی مقدور نیست اما راههای دیگری برای آن وجود دارد. ضمن اینکه احتیاط در این امر با محاسبهی "پیچیدهتر یا دشوارتر نشدنِ صحنهی نبرد" به لحاظ منطقی و تجربی قابل دفاع نیست.
نکته نهایی اینکه ذرهای تعلل در "مقابله به مثل"، دشمن آمریکایی را نسبت به تجاوز، تعدی و اقدامات نامتعارف در میدان جنگ گستاختر خواهد کرد.
دکتر تورج رحمانی استادیار علوم سیاسی و عضو بسیج اساتید