به گزارش خبرگزاری تسنیم از ایلام، هر ساله در میان انبوه جمعیت خروشان اربعین، صحنههایی رقم میخورد که شرحش برای نظریهپردازان علوم اجتماعی حیرتآور است، صحنههایی که در آن، زائر از موکبی به موکب دیگر میرود، بدون پول، بدون تشریفات اداری، اما با امنیت کامل و همبستگیای مثالزدنی.
اگر بخواهیم این پدیده را با زبان نظریهپردازان مدرن ورق بزنیم، شاید هیچکس به اندازه «یورگن هابرماس» فیلسوف آلمانی، برای درک این رویداد آماده نباشد، چراکه اربعین، مصداق عینی عقلانیشدن امر قدسی است.
از نگاه هابرماس، آیینهای دینی در دنیای مدرن، کارکرد همبستگیسازی خود را از دست نمیدهند، بلکه آن را در قالب کنش ارتباطی و گفتمان اخلاقی بازتولید میکنند. اربعین، این نظریه را در عمل به نمایش میگذارد: آنجا که عزاداری صرفاً یک مناسک فردی نیست، بلکه به بستری برای گفتوگوهای میانفرهنگی، همافزایی برای خدمترسانی و ایستادگی در برابر ظلم تبدیل میشود.
موکبها، اتوبوسهای رایگان، چادرهای اسکان و پذیراییِ بیچشمداشت، همگی حکایت از گذار از «نظم سلسلهمراتبی» به «نظم همبسته» دارند؛ نوعی همبستگی که نه از بالا، بلکه از دل کنش جمعی و داوطلبانه زاده میشود.
اما فراتر از آن، اربعین به مثابه یک عرصه عمومی سیال عمل میکند، فضایی که در آن نه دولتها، که خودِ مردم، پیام عدالت، وحدت و مقاومت را به گوش جهانیان میرسانند. اینجا دیگر خبری از گفتوگوهای تحمیلی یا دیپلماسیهای خشک نیست، بلکه گفتمانی زنده، خودجوش و جهانی در جریان است که با هر قدمِ زائر، بازتولید میشود.
نتیجه آنکه اربعین، برخلاف تصور برخی که آن را صرفاً یک آیین کهن میدانند، تجلیگاهِ تحقق آرزوی هابرماس برای پیوند اخلاق و کنش جمعی در جهان امروز است. جهانی که تشنه عدالت و معناست، بیش از هر زمان دیگری به این پیادهرویِ بینظیر نیاز دارد؛ چون اینجا، امت به جای سخن، با قدمهایش حرف میزند.
رضا میرزاد دکتری اندیشه سیاسی
انتهای پیام/180/