به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در ادامه تحلیلهای محافل رسانهای غربی و آمریکایی از وضعیت جنگ منطقهای و بحرانی که آمریکا و متحدانش گرفتار آن شدهاند، مجله انگلیسی اکونومیست در مقالهای تحت عنوان «ترامپ در باتلاق ایران: نه جنگ قاطع، نه صلح پایدار»، به بررسی گزینههای پیچیده ایالات متحده مقابل ایران پرداخت که شرح این مقاله به شکل زیر است.
سراسر منطقه در وضعیت متشنج و ناپایدار
توافق موقت صلح بین ایالات متحده و ایران نتوانسته است آتشبس پایدار ایجاد کند یا مسیر روشنی برای مذاکرات باز کند. تنگه هرمز عملاً بسته است و تبادل آتش ادامه دارد، در حالی که کشورهای خلیج فارس تلاش میکنند تا برای بازگشایی این آبراه و جلوگیری از تشدید بیشتر تنش، به یک توافق موقت دست یابند.
چند روز قبل دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، از تهدید خود مبنی بر «حمله گسترده» به ایران عقبنشینی کرد و اظهار داشت که مذاکرات در حال پیشرفت است. با این حال، تهران آخرین پیشنهادات را رد کرد. این تناقض، شکنندگی تفاهمات موجود و اتکای مداوم هر دو طرف به ترکیبی از فشار نظامی و تلاشهای محدود دیپلماتیک را نشان میدهد.
ایالات متحده و ایران در 17 ژوئن یک توافقنامه موقت صلح امضا کردند. طبق این تفاهمنامه، قرار بود دو کشور به یک توافقنامه جامع نزدیکتر شوند، اما در عوض، آنها خیلی زود به چانهزنی بر سر تنگه هرمز بازگشتند. حتی اگر دیپلماتها بتوانند به راهحلی برسند، که بعید به نظر میرسد، ممکن است چیزی بیش از یک راهحل موقت برای توافقی نباشد که از ابتدا شکننده بود.
این تفاهمنامه در تاریخ 6 جولای شروع به فروپاشی کرد و تبادل آتش میان دو طرف در دریا بر سر تنگه هرمز از سر گرفته شد و سپس آمریکا حدود دو هفته حملات هوایی مداوم را علیه ایران آغاز کرد که عمدتاً زیرساختهای جنوب این کشور را هدف قرار میداد و تهران هم با حملات شدید موشکی و پهپادی به پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس پاسخ میداد و اردن را هم به بانک اهدافش اضافه کرد.
اما ناگهان در 24 جولای، ترامپ بمبارانها علیه ایران را متوقف کرد و مقامات آمریکایی گفتند که مشتاق دادن فرصت به دیپلماسی هستند. آمریکاییها همچنین به شکل پنهانی نگرانی خود را در مورد کاهش ذخایر موشکهای رهگیر دفاع هوایی و تردید در مورد اثربخشی حملات هوایی محدود ابراز کردند.
تاکید ایران بر کنترل کامل تنگه هرمز
ایران هم به نوبه خود حملات به کشتیهای تجاری را متوقف کرده، اما تنگه هرمز همچنان بسته است و تعداد کشورهایی که از گذرگاه جنوبی این تنگه استفاده میکنند تقریباً به صفر رسیده است. در این میان آخر هفته گذشته هیئتی از مقامات عمانی برای مذاکره به تهران سفر کردند. در حالی که ایران مستقیماً با آمریکاییها مذاکره نمیکند، عمان به عنوان واسطه بین دو طرف عمل میکند.
بر این اساس، مسقط پیشنهادی را به تهران ارائه داد که شامل یک آتشبس رسمی است که میتواند 10 روز طول بکشد و طرحی برای بازگشایی تنگه هرمز نیز پیشنهاد شد. طبق این طرح ایران و کشورهای خلیج فارس به طور مشترک از طریق یک مکانیسم مشترک، این آبراه را مدیریت خواهند کرد.
طبق چارچوب پیشنهادی، کشتیها هزینههای اجباری ترانزیت را پرداخت نمیکنند، اما کنسرسیوم مشترک میتواند "کمکهای داوطلبانه" را برای تأمین مالی کمکهای ناوبری، خدمات زیستمحیطی و سایر خدمات، در مدلی مشابه ترتیبات موجود برای تنگه مالاکا در جنوب شرقی آسیا، جمعآوری کند.
اما تهران این پیشنهاد را رد و تاکید کرد که هر توافقی باید به ایران کنترل کامل بر کشتیرانی در تنگه هرمز را بدهد. سپس در شب 29 جولای ایران یک پایگاه آمریکایی را در اردن با موشک هدف قرار داد و آمریکا هم دور جدیدی از حملات هوایی را در ساعات بامداد 30 جولای به ایران آغاز کرد.
به این ترتیب با گذشت کمتر از یک ماه از امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا به نظر میرسد که بخش زیادی از این توافقنامه کارایی خود را از دست داده است. بند اول این توافق تصریح میکرد که ایالات متحده و ایران توافق کردهاند که جنگ را «به طور دائم» پایان دهند، اما جنگ کمتر از سه هفته بعد از سر گرفته شد.
قرار بود دو طرف در مذاکرات 60 روزه با هدف دستیابی به توافقی جامع که نگرانیهای ایالات متحده در مورد برنامه هستهای ایران و درخواست تهران برای کاهش بلندمدت تحریمها را برطرف کند، پیشرفت قابل توجهی داشته باشند.
با این حال، این مسائل اصلی تنها به صورت حداقلی مورد بحث قرار گرفتهاند. هیچ مذاکره سطح بالایی در این ماه انجام نشده است و مهلت 60 روزه در 16 آگوست به پایان میرسد، اگرچه میتوان آن را با توافق متقابل تمدید کرد.
گزینههای بد و بدتر ترامپ در باتلاق جنگ با ایران
در این وضعیت ترامپ با گزینههای دشواری روبرو است. تشدید درگیری خطرات قابل توجهی را به همراه دارد، در حالی که پذیرش کنترل تنگه هرمز توسط ایران برای او در داخل آمریکا شرمآور و برای متحدان خلیج فارس او نگرانکننده خواهد بود.
بر همین اساس به نظر میرسد که ترامپ در حال وقت کشی است. او فشار نظامی و تهدیدها را تشدید کرد تا اینکه قیمت نفت خام برنت در 23 ژوئیه از 100 دلار در هر بشکه فراتر رفت، سپس عقبنشینی کرد و باعث سقوط قیمتها شد.
ترامپ امیدوار بود که با محاصره بنادر ایران اقتصاد این کشور را بیشتر تحت فشار قرار دهد و جنگ را در حالت متعادل نگه دارد، اما حملات ایران به اردن نشان داد که کنترل سرعت این جنگ به تنهایی در دست آمریکا نیست.
در این میان متحدان آمریکا در منطقه، احساس اضطراب و سردرگمی دارند. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در 28 جولای با ترامپ در کاخ سفید دیدار کرد، اما این دیدار به طور غیرمعمولی محتاطانه بود. نتانیاهو از در کناری وارد شد، در حالی که ترامپ از جلسه توجیهی معمول با خبرنگاران در دفتر بیضی شکل کاخ سفید اجتناب کرد. روز بعد، خالد بن سلمان، وزیر دفاع عربستان، سفر کوتاهی به واشنگتن داشت.
با ادامه حملات و عدم مذاکرات جدی در مورد مسئله هستهای، تحریمها و ترتیبات دریایی، احتمال تشدید مجدد تنش همچنان وجود دارد. همچنین متن مبهم تفاهمنامه اسلام آباد نتوانسته هیچ یک از مسائل اساسی بین طرفین را حل کند و هیچ نشانهای قوی وجود ندارد که توافق جدیدی، در صورت دستیابی، بتواند به ریشههای اختلاف رسیدگی کند.
به طور کلی میتوان گفت که تلاشهای دیپلماتیک فعلی بیشتر شبیه تلاشی برای مدیریت بحران و جلوگیری از انفجار آن به نظر میرسد تا یک توافق سیاسی که قادر به پایان دادن به جنگ باشد.
انتهای پیام/