به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان،سمنان بار دیگر شب را به صحنهای برای نمایش وحدت، همدلی و دلدادگی به ایران تبدیل کرد؛ خیابانها و محل برگزاری اجتماع مردمی شبهای اقتدار این بار در صدوشصتوششمین شب، شاهد حضور مردمی بود که آمده بودند یک پیام روشن را فریاد بزنند؛ ایران ایستاده است و مردم، امنیت و عزت سرزمینشان را خط قرمز خود میدانند.
پرچمهای سهرنگ جمهوری اسلامی ایران در میان جمعیت به اهتزاز درآمده بود و هر گوشه از اجتماع، تصویری از یک ملت واحد را به نمایش میگذاشت؛ پیر و جوان، زن و مرد، خانوادهها، نوجوانان، جوانان، بسیجیان، پیشکسوتان دفاع مقدس، هیئتهای مذهبی و اقشار مختلف مردم در کنار یکدیگر ایستاده بودند تا نشان دهند اختلاف سلیقهها نمیتواند آنان را از یک آرمان مشترک یعنی دفاع از ایران و امنیت کشور جدا کند.
فضای اجتماع از همان لحظات نخست، رنگ و بوی حماسه داشت. صدای صلوات، نوای مداحی و شعارهای حماسی در هم میآمیخت و پرچمهایی که در دست مردم حرکت میکرد، گویی روایتگر یک جمله مشترک بود؛ اینجا میدان حضور مردمی است که برای وطن خود ایستادهاند.
در میان جمعیت، حضور خانوادهها بیش از هر چیز جلب توجه میکرد. پدرانی که فرزندان خود را همراه آورده بودند، مادرانی که پرچم ایران را در دست داشتند و نوجوانانی که در کنار والدین خود شعار میدادند، تصویری از پیوند نسلها در دفاع از سرزمین مادری را رقم زده بودند.
پیرمردی که پرچم ایران را در دست گرفته بود، آرام و بیصدا در میان جمعیت ایستاده بود و با نگاهش صحنه را دنبال میکرد؛ جوانی چند قدم آنسوتر، پرچم را بالا برده بود و نوجوانی در کنار او با شور و هیجان شعار میداد. همین تصاویر ساده، روایت گویای نسلی بود که تجربههای متفاوتی دارد اما در یک نقطه به هم میرسد؛ عشق به ایران.
شعار «ما همه مرد جنگیم، بجنگ تا بجنگیم» از میان جمعیت برخاست و موجی از شور و هیجان در اجتماع ایجاد کرد؛ شعاری که در شب صدوشصتوششم اقتدار نیز طنینانداز شد و فضای مراسم را حماسیتر کرد.
اما شبهای اقتدار برای مردم سمنان تنها یک تجمع خیابانی نیست؛ این حضور شبانه به مرور به قرارگاهی برای اعلام همبستگی، بیان مواضع ملی و تجدید عهد با آرمانهای انقلاب تبدیل شده است؛ حضوری که در شبهای متعدد استمرار داشته و مردم سمنان بارها در آن حمایت خود را از نیروهای مسلح و امنیت ملی کشور اعلام کردهاند.
در این میان، مفهوم ولایت برای حاضران جایگاهی ویژه داشت. پرچمهای ولایت در کنار پرچم ایران به اهتزاز درآمده بود و شعارهای مردم، تنها پاسخی به تهدیدهای بیرونی نبود؛ بلکه اعلام وفاداری به مسیری بود که آنان آن را مسیر عزت، استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشور میدانند.
برای بسیاری از حاضران، بیعت با ولایت در چنین شبی به معنای ایستادن در کنار کشور در روزهای سخت و حفظ وحدت در برابر دشمن بود؛ همان پیامی که در اجتماعات پیشین سمنان نیز بارها با حضور مردم و مسئولان تکرار شده است. در یکی از اجتماعات قبلی نیز حضور اقشار مختلف مردم در معراجالشهدای سمنان بهعنوان جلوهای از پیوند مردم با فرهنگ ایثار و شهادت و تجدید بیعت با آرمانهای انقلاب توصیف شده بود.
در گوشهای از جمعیت، بانوان با فرزندان خود ایستاده بودند. کودکی پرچم کوچکی را در دست گرفته و همراه مادرش شعارها را تکرار میکرد. چند نوجوان نیز با شور جوانی، پرچمهای بزرگ ایران را بالا برده بودند. اینجا فاصلهای میان نسلها وجود نداشت؛ همه در یک قاب، یک صدا و یک خواسته دیده میشدند.
آمدهام به فرزندانم نشان بدهم که ایران فقط یک نام روی نقشه نیست؛ خانه و هویت ماست. اگر دشمن امنیت کشور را تهدید کند، مردم باید کنار هم بایستند و اجازه ندهند اختلافها وحدت کشور را از بین ببرد.
در سوی دیگر، جوانانی دیده میشدند که با شور و انرژی بیشتری شعار میدادند. برای آنان، حضور در این اجتماع فرصتی برای بیان این باور بود که نسل جوان نیز خود را نسبت به آینده کشور مسئول میداند و امنیت و استقلال ایران را مسئلهای مربوط به همه نسلها میداند.
ما برای این آمدهایم که بگوییم نسل جوان پای ایران ایستاده است. شاید نسل ما جنگ را ندیده باشد، اما میداند امنیت و استقلال کشور آسان به دست نیامده و نباید اجازه بدهیم دشمن برای آینده ایران تصمیم بگیرد.
در میان جمعیت، پیشکسوتان و رزمندگان سالهای دفاع مقدس نیز حضور داشتند؛ مردانی که روزگاری در جبههها ایستادند و امروز در کنار نسل جوان، پرچم ایران را بالا میبرند. نگاه آنان به این اجتماع، یادآور روزهایی بود که دفاع از کشور نه یک شعار، بلکه واقعیتی سخت و سرنوشتساز بود.
آن روزها در جبهه از خاک ایران دفاع کردیم و امروز هم دفاع از کشور فقط وظیفه نیروهای مسلح نیست. مردم با وحدت و بصیرت میتوانند بزرگترین پشتوانه برای امنیت و اقتدار ایران باشند.
صدای شعارها لحظهای فروکش نمیکرد. «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» در کنار شعارهای حماسی و ملی، فضای اجتماع را تحت تأثیر قرار داده بود و مردم با صدایی بلند، مخالفت خود را با سیاستهای دشمنان ایران اعلام میکردند.
در میان این صحنهها، پرچم ایران بیش از همه خودنمایی میکرد؛ پرچمی که در دست کودکان، جوانان و سالمندان قرار داشت و از فراز جمعیت عبور میکرد. هر بار که پرچم بالا میرفت، گویی بخشی از هویت مشترک این جمعیت به آسمان میرسید.
من فرزندم را آوردهام تا بداند وطن یعنی چه. شاید امروز تهدیدها شکل دیگری داشته باشد، اما اصل ماجرا همان است؛ باید ایران را حفظ کنیم و در کنار رهبر و نیروهای مسلح، اجازه ندهیم دشمن امنیت مردم را هدف قرار دهد.
در صدوشصتوششمین شب اقتدار، یک نکته بیش از هر چیز به چشم میآمد؛ مردم آمده بودند تا صرفاً تماشاگر نباشند. آنان خود را بخشی از این صحنه میدانستند؛ بخشی از جامعهای که در برابر تهدید خارجی، حفظ انسجام داخلی را ضروری میداند.
این اجتماع همچنین جلوهای از پیوند فرهنگ عاشورا با مفهوم مقاومت بود؛ پیوندی که در بسیاری از برنامههای شبهای اقتدار سمنان نیز نمود داشته است. معراجالشهدای میدان سعدی، که پیشتر نیز میزبان این اجتماعات بوده، برای حاضران تنها یک مکان برگزاری مراسم نیست؛ نام شهدا و فضای معنوی آن، به این تجمع رنگ و بوی متفاوتی بخشیده است.
در چنین فضایی، بیعت با ولایت برای مردم حاضر تنها در قالب شعار خلاصه نمیشد. بیعت، در حضور خانوادهها، در اهتزاز پرچم ایران، در حمایت از نیروهای مسلح، در تأکید بر وحدت ملی و در ایستادن کنار یکدیگر معنا پیدا میکرد؛ تصویری که نشان میداد از نگاه این مردم، اقتدار کشور پیش از هر چیز به انسجام و همراهی مردم وابسته است.
شب که به نیمه نزدیک میشد، جمعیت همچنان ایستاده بود. خستگی در چهره برخی دیده میشد، اما پرچمها همچنان بالا بود و شعارها همچنان شنیده میشد. گویی قرار شبانه مردم سمنان قرار نبود با پایان برنامه تمام شود؛ این قرار، بیش از آنکه به یک ساعت و مکان وابسته باشد، به یک باور گره خورده بود.
صدوشصتوششمین شب اقتدار سمنان، بار دیگر تصویری از مردمی را ثبت کرد که در کنار همه تفاوتهای فردی و اجتماعی، بر یک نقطه مشترک ایستادهاند؛ ایران، امنیت، استقلال و وحدت ملی.
و شاید ماندگارترین تصویر این شب، همان پرچمهای برافراشتهای بود که در دست مردم میچرخید؛ پرچمهایی که زیر نور شب، یک پیام واحد داشتند: اینجا ایران است و مردمش، همچنان برای دفاع از وطن و آرمانهای خود در میدان ایستادهاند.
انتهای پیام/363/.