به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، تا همین چند سال پیش، روابط اقتصادی روسیه با کشورهای منطقه خزر در درجه اول از طریق ابعاد سنتی تجارت توصیف میشد: تبادل نفت، گاز، فلزات، مواد غذایی و محصولات نهایی. اما امروزه تجارت تنها بخشی از یک تعامل بسیار گستردهتر و پیچیدهتر است. در سراسر منطقه کارخانههای جدیدی در حال ساخت است، خطوط راهآهن نوسازی میشوند، بنادر توسعه مییابند و مراکز لجستیکی عظیمی ایجاد میشوند.
این روند راهبردی به ویژه در بازه زمانی سالهای 2024 تا 2026 بسیار چشمگیر و پرشتاب بوده است. روسیه در حال تعمیق همکاریهای صنعتی خود با قزاقستان، توسعه تولید و پیوندهای ترانزیتی با جمهوری آذربایجان و مشارکت جدی در پروژههای بزرگ زیرساختی و انرژی در ایران است.
همزمان، اهمیت مسیرهای ترانزیتی از طریق ترکمنستان نیز روز به روز در حال افزایش است. به تدریج، پروژههای منفرد در حال پیوند خوردن و تبدیل شدن به یک سیستم یکپارچه هستند که در آن همکاریهای صنعتی به موازات زیرساختهای کلان حملونقل توسعه مییابد.
قزاقستان؛ گذار از صادرات کالا به پایگاه مشترک صنعتی
بارزترین نمونه گذار از تجارت ساده به تولید مشترک، در روابط روسیه و قزاقستان قابل مشاهده است. امروزه پروژههای بیشتری نه بر پایه صادرات محصولات نهایی، بلکه بر بومیسازی تولید در داخل خاک این جمهوری بنا میشوند.
یکی از بزرگترین نمونهها در این زمینه، مجتمع شیمیایی «یوروخیم» (EuroChem) در استان ژامبیل قزاقستان است. برنامهریزی شده که حدود یک میلیارد دلار در این پروژه سرمایه گذاری شود. این کارخانه کل چرخه تولید را پوشش میدهد؛ از استخراج سنگ معدن فسفریت تا تولید کودهای معدنی پیچیده و سایر محصولات شیمیایی.
ظرفیت طراحی شده این مجتمع تا یک میلیون تن محصول در سال خواهد بود. پس از رسیدن به ظرفیت کامل، قرار است حداقل 1200 شغل دائمی در این منطقه ایجاد شود. در حال حاضر عملیات ساخت فاز دوم در حال انجام است و پیشرفت این پروژه حدود 72 درصد برآورد شده و بهرهبرداری از ظرفیتهای اصلی برای سهماهه نخست سال 2027 برنامهریزی شده است.
پروژه سرمایهبر دیگری نیز در استان آتیراو در حال توسعه است، جایی که شرکت Silleno در حال احداث یک کارخانه عظیم تولید پلیاتیلن است. شرکتکنندگان اصلی این پروژه شامل شرکت «کازمونایگاز» قزاقستان، «سیبور» روسیه و «ساینوپک» چین هستند. حجم سرمایهگذاریها در این طرح حدود 7 میلیارد دلار ارزیابی شده و ظرفیت کارخانه آینده 1.25 میلیون تن پلیاتیلن در سال خواهد بود. آغاز تولید برای سال 2029 برنامهریزی شده است.
این پروژه نمایانگر سطح جدیدی از همکاریهای اقتصادی است: در اینجا بحث تنها بر سر فرآوری مواد خام نیست، بلکه هدف ایجاد یک مجتمع پتروشیمی بزرگ است که هم برای تامین نیاز بازار داخلی قزاقستان و هم برای صادرات گسترده طراحی شده است.
به موازات آن، همکاری در بخش ماشینسازی نیز شتاب گرفته است. در شهر قوستانای، تولید قطعات برای کامیونهای سنگین «کاماز» در تاسیسات KamLitKZ در حال بومیسازی است. در اواسط سال 2026، سبد پروژههای مشترک مسکو و آستانه شامل 177 پروژه به ارزش کل 52.7 میلیارد دلار بود که از این تعداد، 122 پروژه به ارزش 22.4 میلیارد دلار پیش از این تکمیل و به بهرهبرداری رسیدهاند.
جمهوری آذربایجان؛ توسعه صنعت در تقاطع کریدورها
در همکاریهای دوجانبه روسیه و جمهوری آذربایجان، تعاملات صنعتی پیوند تنگاتنگی با توسعه زیرساختهای حملونقل دارد. یکی از این نمونههای بارز، مونتاژ خودروهای لادا (LADA) در سایت «آذرماش» است که در سال 2024 راهاندازی شد. در چشمانداز چند سال آینده، برنامهریزی شده که حجم تولید این مجموعه به تدریج به 4 تا 5 هزار خودرو در سال افزایش یابد.
با این حال، زیرساختهای ریلی نقش بسیار استراتژیکتری در مقیاس منطقهای ایفا میکنند. بخش آذربایجانی این مسیر، از مرز روسیه و با عبور از باکو تا آستارا، شاهرگ اصلی شاخه غربی کریدور حملونقل بینالمللی «شمال-جنوب» را تشکیل میدهد.
از این طریق، محمولههای روسی میتوانند با عبور از خاک جمهوری آذربایجان به ایران و از آنجا به بنادر جنوبی در خلیج فارس منتقل شوند. به منظور ارتقای حجم ترانزیت، نوسازی گسترده زیرساختهای ریلی در قلمرو جمهوری آذربایجان همچنان با قدرت ادامه دارد.
در چشمانداز پیشرو، برنامهریزی شده که ظرفیت ترانزیتی شاخه غربی به 15 میلیون تن محموله در سال افزایش یابد. اهمیت جمهوری آذربایجان در این شبکه، پیش از هر چیز به موقعیت جغرافیایی آن بازمیگردد؛ این کشور در حال تبدیل شدن به یک حلقه واسط حیاتی میان شبکه ریلی روسیه و ایران است. با این وجود، برای شکلگیری یک مسیر ریلی کاملاً پیوسته، هنوز یک بخش کلیدی دیگر باقی مانده است.
ایران؛ تکمیل حلقه مفقوده 162 کیلومتری
اصلیترین و حیاتیترین بخش ناتمام شاخه غربی کریدور «شمال-جنوب»، خطآهن رشت-آستارا در قلمرو ایران است. طول این مسیر راهبردی حدود 162 کیلومتر است. با احداث و تکمیل این قطعه، شبکههای ریلی ایران و جمهوری آذربایجان در نهایت به یک مسیر ریلی کاملاً پیوسته متصل خواهند شد.
هزینه این ابرپروژه در زمان امضای توافقنامه حدود 1.6 میلیارد یورو برآورد شد که 1.3 میلیارد یورو آن از طریق وام بیندولتی روسیه تامین میشود. پس از راهاندازی کامل این خط، ظرفیت ترانزیتی شاخه غربی باید به حداقل 15 میلیون تن در سال برسد. در سالهای 2025 و 2026، این پروژه به تدریج از مرحله آمادهسازی و مطالعاتی به فاز عملیاتیتری منتقل شد. طرفین بررسیهای دقیق مهندسی و فرآیند تملک اراضی برای مسیر آینده را پیگیری کردند. تا ماه آگوست، طرف ایرانی از تکمیل موفقیتآمیز روند تملک اراضی مورد نیاز خبر داد، در حالی که قرارداد اجرایی ساختوساز همچنان در مرحله توافق نهایی قرار داشت.
تا زمانی که خط رشت-آستارا ساخته نشود، در بخشهای خاصی از مسیر غربی ناگزیر باید از ترکیب حملونقل ریلی و جادهای بهره برد. از این رو، اهمیت استراتژیک این پروژه تنها در ظهور یک خطآهن جدید نیست، بلکه در رفع یکی از اصلیترین گسستهای زیرساختی کل کریدور شمال-جنوب نهفته است.
به موازات این امر، مسکو و تهران به تعمیق همکاریهای راهبردی خود در حوزه انرژی نیز ادامه میدهند. روسیه در ساخت دو بلوک جدید نیروگاه اتمی بوشهر با ظرفیت کل حدود 2.1 گیگاوات مشارکت فعال دارد. تا ماه آگوست، متخصصان روسی به تدریج بازگشت به این پروژه را آغاز کردند که این امر نشاندهنده تداوم اجرای این طرح کلان علیرغم نوسانات منطقهای است.
ترکمنستان؛ قطعهای حیاتی از مسیر شرقی
در مورد ترکمنستان، اهمیت اصلی برای روسیه در مقطع کنونی حول محور حملونقل متمرکز است. شاخه شرقی کریدور «شمال-جنوب» از قلمرو این کشور عبور میکند: این مسیر از روسیه آغاز شده، از قزاقستان میگذرد و سپس از طریق ترکمنستان به مرز ایران میرسد.
برخلاف شاخه غربی، در اینجا یک ارتباط ریلی پیوسته از قبل وجود دارد. این ویژگی منحصربهفرد اجازه میدهد تا ترانزیت بدون نیاز به انتظار برای ساخت بخشهای مفقوده بزرگی نظیر رشت-آستارا، با سرعت بیشتری توسعه یابد.
برای جهش در جریان ترانزیت بار، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و ایران به شدت در حال کار بر روی هماهنگی شرایط تعرفهای یکپارچه و سازماندهی ترانزیت سراسری هستند. برای دستههای خاصی از محمولهها، در حال حاضر شرایط تعرفهای ویژهای اعمال میشود که به طور قطع این مسیر را برای شرکتهای حملونقل جذابتر و رقابتیتر خواهد کرد.
سه مسیر استراتژیک حول یک دریا
تصویر کلی این تحولات زمانی روشنتر میشود که تمام این پروژهها را به عنوان اجزای لاینفک سیستم جامع حملونقل حول دریای خزر در نظر بگیریم. کریدور بینالمللی «شمال-جنوب» به طور همزمان در سه جهت اصلی در حال توسعه و گسترش است.
شاخه غربی از طریق خاک جمهوری آذربایجان و ایران میگذرد. توسعه بیشتر و بهرهوری نهایی آن مستقیماً به احداث خط رشت-آستارا و افزایش ظرفیت خطوط ریلی در خاک جمهوری آذربایجان وابسته است. شاخه شرقی از طریق قزاقستان و ترکمنستان به سمت قلمرو ایران امتداد مییابد. مزیت اصلی و بلامنازع آن، وجود زیرساختهای ریلی فعلی است که امکان جابهجایی پیوسته کالا از طریق خشکی و بدون نیاز به ترانشیپمنت در بخش دریایی را فراهم میکند.
شاخه سوم نیز مستقیماً از طریق خود دریای خزر (مسیر ترانسخزر) میگذرد. از طرف روسیه، بنادر کلیدی آستراخان، اولیا و مخاچقلعه در این شبکه ترانزیتی مشارکت دارند.
در ساحل مقابل، محمولهها میتوانند به سمت بنادر آکتائو و کوریک در قزاقستان، آلات در جمهوری آذربایجان، ترکمنباشی در ترکمنستان و بنادر شمالی ایران هدایت شوند. در بندر اولیا روسیه، عملیات ساخت فاز نخست مجتمع عظیم بندری و لجستیکی «کاسپین» که اختصاصاً برای جابهجایی کانتینرها و سایر محمولهها در چارچوب کریدور شمال-جنوب طراحی شده، با سرعت در حال انجام است.
جهش چشمگیر در جریان ترانزیت خزر
توسعه زیرساختها در بستر افزایش بیسابقه حجم ترانزیت کالا رخ میدهد. این پویایی به ویژه در بخش روسی دریای خزر کاملاً مشهود است. در نیمه نخست سال 2026، بنادر آستراخان و اولیا موفق شدند بیش از 3.5 میلیون تن محموله را پردازش کنند که این رقم حیرتانگیز، حدود 90 درصد بیشتر از مدت مشابه در سال قبل است.
گردش بار بندر آستراخان به تنهایی بالغ بر 3 میلیون تن بود (ثبت 79 درصد رشد) و در بندر اولیا حدود 500 هزار تن بار پردازش شد که تقریباً سه برابر بیشتر از رکوردهای سال قبل است. با افزایش پرشتاب حجم ترانزیت، الزامات مربوط به ظرفیت عبوری بخشهای مختلف کریدورها به شدت افزایش مییابد و پروژههای زیرساختی به یکی از شروط اصلی و گریزناپذیر توسعه پایدار این مسیرها تبدیل میشوند.
در نتیجه این تعاملات هدفمند، همکاریهای روسیه با کشورهای منطقه خزر به تدریج ساختار پیچیدهتر، عمیقتر و چندبُعدیتری به خود میگیرد. روند کلی در منطقه خزر کاملاً روشن است: روابط اقتصادی مسکو با شرکای منطقهای خود به تدریج از چارچوب پروژههای منفرد و صرفاً تجاری فراتر رفته و به طور فزایندهای تولیدات صنعتی، زیرساختهای کلان حملونقل و شبکههای مدرن لجستیک را با یکدیگر ادغام میکند تا یک بلوک قدرتمند اقتصادی و ترانزیتی در قلب اوراسیا شکل گیرد.
انتهای پیام/