گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم- اقدام اخیر دستگاه دیپلماسی فرانسه در اخراج نیلوفر شادمهری، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پاریس، بیش از آنکه یک واکنش متقابل دیپلماتیک به رسوایی جاسوسی مأموران سفارت این کشورمتخاصم در تهران باشد، پردهبرداری از یک تصمیم امنیتی از پیشطراحیشده در پایتختهای غربی است.
زنجیره رفتارهای مشابه در برلین و اتاوا ( اخراج رایزنان فرهنگی ایران از سوی دولتهای آلمان و کانادا در سالهای اخیر) نشان میدهد که کانون اصلی آسیبپذیری غرب، در پهنه جنگ نرم و نبرد بر سر «ویژند ملی» و بازآفرینی انگارههای تمدنی قرار دارد. همین مسئله، چرایی و ماهیت استیصال دشمنان قسمخورده نظام و ملت ایران در برابر قدرت تبیینگری ما را توجیه میکند.
بدون شک، دستگاه اطلاعاتی و وزارت خارجه فرانسه تصمیم خود مبنی بر اخراج رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پاریس را بهصورت خلقالساعه اتخاذ نکردهاند، با این حال افشای جاسوسی دیپلماتهای فرانسوی در تهران و اخراج کاملا موجه آنها از خاک مقدس کشورمان منجر به عملیاتی شدن این "تصمیم قبلی"از سوی فرانسویها شد.
روایتگریهایی که در خصوص جنگ رمضان و ابعاد ماهوی و میدانی آن در خارج از کشور صورت گرفته است، معادله دشمن در جنگ شناختی علیه ایران مقتدر را بر هم ریخته است. در معادلات عصر شبکهای، مهندسی «تصویر مخدوش» راهبردی پایدار برای تحمیل هزینههای سنگین مبادلاتی، مشروعیتزدایی از قدرت درونزا، انزوای ژئوپلیتیک و کاهش توان چانهزنی کشورهاست.
دهلیزهای قدرت در غرب با پیگیری دکترین «غیریتسازی» و تقلیل هویت ایرانی -اسلامی به بحرانهای دستساز خبری، کوشیدهاند تصویری ناسازگار و تهدیدمحور به افکار عمومی جهان عرضه کنند. با این حال، تبیین مستند و روایتگری بیواسطه رایزنیهای فرهنگی از تحولات میدانی «جنگ رمضان» ،بهویژه افشای فجایعی چون جنایت مدرسه شجره طیبه میناب و تعرض به مواریث تمدنی ایران در خلال جنگ اخیر، جریان سلطه را در حفظ حصار سانسور ناکام گذاشت. نتایج پیمایشها در اروپا حاکی از شکست ساختار رسانهای غرب در کنترل افکار عمومی و موج فزاینده همگرایی ملتها با ایستادگی تمدن ایرانی است؛ رخدادی که لابیهای صهیونیستی را بهشدت نگران و ماشین جنگ روانی آنان را مستهلک ساخت.
در چنین شرایطی نباید از رفتار دولت متخاصم فرانسه و دیگر دولتهای غربی در تقابل با مصادیق دیپلماسی فرهنگی ایران به سادگی عبور کرد. کنشگری فرهنگی ایران در ورای مرزها فراتر از تشریفات مرسوم یا تبادلات ویترینی است؛ این مؤلفه مؤثرترین کانال در فعالسازی قدرت نرم و شکستن هژمونی انحصاری جریان اطلاعات محسوب میشود. الگوی فرهنگی برخاسته از هویت اسلامی–ایرانی بهجای تحمیل سلطهجویانه، جاذبه تعاملی و اعتماد پایدار میآفریند و واقعیت دستاوردهای علمی و انسانی کشور را بیواسطه منعکس میسازد.در معماری نوین نظام بینالملل، منابع قدرت سخت و توانمندیهای اقتصادی بدون پشتوانه «سرمایه نمادین» و روایتی معتبر ناتمام خواهند ماند.
انتهای پیام/