به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، صدای شانه و دار قالی، سالها بخشی از زندگی مردم خراسان جنوبی بود؛ هنری که تنها یک محصول برای فروش نبود، بلکه تار و پودش با زندگی، فرهنگ و معیشت خانوادههای بسیاری در این استان گره خورده بود.
فرش دستباف خراسان جنوبی با پیشینهای طولانی، یکی از هنرهای شناختهشده این منطقه به شمار میرود. نامهایی همچون «مود» و «قهستان» سالها در بازار فرش ایران و خارج از کشور شناخته شده بود و دسترنج بافندگان خراسان جنوبی راهی بازارهای مختلف میشد.
اما امروز شرایط تغییر کرده است؛ صادرات فرش رونق گذشته را ندارد، هزینه مواد اولیه افزایش یافته، درآمد بافندگان با میزان زحمت آنان تناسب ندارد و بسیاری از جوانان نیز تمایلی به ورود به این حرفه ندارند.
در این میان، رکود تنها دامن بافندگی را نگرفته است. زنجیرهای از مشاغل وابسته به فرش دستباف نیز تحت تأثیر این وضعیت قرار گرفتهاند؛ از رنگرزی و فروش مواد اولیه گرفته تا رفوگری و مرمت فرشهای قدیمی.
سرای گلشنی؛ تصویری از روزهای خاموش بازار فرش
برای درک وضعیت امروز فرش بیرجند، کافی است سری به سرای گلشنی زد؛ جایی که روزگاری یکی از مراکز مهم تجارت فرش در شرق کشور بود. روایت فعالان قدیمی بازار از روزهایی حکایت دارد که دهها مغازه در این سرا فعال بودند و رفتوآمد خریداران و فروشندگان فرش، بخشی جداییناپذیر از فضای اقتصادی شهر بود.
امروز اما از آن رونق خبری نیست و تنها تعداد محدودی از مغازهها فعالیت دارند؛ مغازههایی که برخی صاحبانشان نه از سر سودآوری، بلکه به احترام سابقه خانوادگی و علاقه به این حرفه چراغشان را روشن نگه داشتهاند. این افول تنها در بازار فروش دیده نمیشود. کاهش تولید و صادرات، بهتدریج تعداد بافندگان را نیز کاهش داده و مسئله بیمه و امنیت شغلی همچنان یکی از دغدغههای فعالان این حوزه است.
وقتی هنر رفوگری هم مشتری کمتری دارد
در خیابان جمهوری بیرجند، در میان هیاهوی شهر، کارگاههایی وجود دارد که هنوز بوی نخ، رنگ و فرش دستباف در آنها جریان دارد. یکی از این کارگاهها متعلق به علی دلاکه، رفوگر فرش دستباف، است؛ مردی 38 ساله که حدود 27 سال از عمر خود را در این حرفه گذرانده است.
داخل کارگاه، فرشهایی با اندازهها و طرحهای مختلف دیده میشود؛ برخی برای مرمت آمدهاند و برخی دیگر منتظرند تا دست رفوگر، آسیبهای سالها استفاده را از چهره آنها پاک کند.
در گوشهای از کارگاه، نخها و رنگهای مختلف نگهداری میشود؛ رنگهایی که شاید در نگاه نخست تفاوت چندانی با یکدیگر نداشته باشند، اما برای یک رفوگر باتجربه هرکدام معنای خاص خود را دارند.
دلاکه میگوید: وضعیت فرش نسبت به گذشته تغییر کرده، اما رفوگری همچنان به همان دقت و تخصص نیاز دارد.
او در گفتوگو با خبرنگار تسنیم اظهار کرد: نسبت به سالهای گذشته فرش کمتر شده، ولی تغییر آنچنانی در کار رفوگری ایجاد نشده؛ چون نوع کار عوض شده است.
فرش از صادرات به مصرف داخلی رسید
این رفوگر بیرجندی معتقد است یکی از مهمترین تغییرات سالهای اخیر، تغییر مقصد فرش است. دلاکه میگوید: در گذشته تعداد زیادی از فرشهای دستباف برای صادرات تولید میشد، اما امروز مصرف داخلی سهم بیشتری دارد و همین مسئله شکل تولید را نیز تغییر داده است.
به گفته او، بخش بیشتری از کار به سمت جفتبافی رفته و تولید فرشهایی با ابعاد دقیق، مانند جفتهای 6 و 12 متری، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
او توضیح میدهد که فرش دستباف برخلاف تولیدات صنعتی، محصولی کاملاً دستی است و ممکن است چند سانتیمتر در اندازه آن تفاوت ایجاد شود، اما امروز مشتریان نسبت به ابعاد و کیفیت حساستر شدهاند.
روزگاری که رفوگر با انبوهی از فرش روبهرو بود
دلاکه خاطرات سالهای نخست فعالیت خود را نیز به یاد میآورد؛ سالهایی که به گفته او، فرشهای بیشتری برای مرمت به کارگاهها میآمد.
او میگوید: در ابتدای فعالیتش، بسیاری از فرشهایی که برای مرمت میآمدند دچار بیدزدگی بودند. برخی فرشهای نو نیز به دلیل مشکلات مربوط به نخ، رنگ و ضخامت با ایرادهایی مواجه میشدند.
به گفته این رفوگر، در گذشته حتی برخی خریداران و تاجران هنگام خرید، فرشها را با دقت امروزی بررسی نمیکردند و ممکن بود تعداد زیادی فرش را پشت سر هم ببینند و تنها براساس معیارهای کلی خرید کنند.
اما امروز شرایط بازار تغییر کرده و دقت در کیفیت، اندازه و سلامت فرش اهمیت بیشتری یافته است.
27 سال شاگردی و تجربه برای چند ساعت کار
رفوگری فرش کاری نیست که بتوان آن را تنها با مطالعه یا یک دوره کوتاه آموزشی آموخت. دلاکی حدود 27 سال پیش وارد این حرفه شده و بخشی از سالهای نخست فعالیت خود را نزد استادان قدیمی گذرانده است.
او میگوید: حدود دو تا سه سال در کنار استاد علیآبادی فعالیت کرده و پس از آن نیز حدود 10 سال نزد یکی دیگر از استادان این حرفه کار کرده است.
این مسیر طولانی نشان میدهد که رفوگری بیش از آنکه یک شغل ساده باشد، یک مهارت تخصصی و تجربی است؛ مهارتی که شناخت بافت، رنگ، نخ، نقشه، قدمت و ساختار فرش را میطلبد.
درآمدی که با زحمت رفوگر همخوانی ندارد
اما پرسش مهم این است که چنین تخصصی چقدر درآمد دارد؟ دلاکه پاسخ روشنی برای این پرسش دارد: درآمد این حرفه با زحمتی که برای آن کشیده میشود، تناسب ندارد.
وی میگوی: درآمد رفوگری در حدی است که فرد بتواند زندگی خود را بگذراند، اما به نسبت تخصص، دقت و زمانی که صرف میشود، رقم بالایی نیست.
به گفته او، افزایش دستمزد نیز بهسادگی امکانپذیر نیست؛ زیرا بالا رفتن هزینه رفوگری میتواند برای صاحب فرش صرفه اقتصادی نداشته باشد. همین مسئله باعث شده رفوگران نیز نتوانند قیمت خدمات خود را متناسب با افزایش هزینههای زندگی و ارزش واقعی کارشان افزایش دهند.
جوانانی که دیگر پای دار قالی نمینشینند
شاید مهمترین نگرانی امروز این فعال حوزه فرش، آینده این هنر باشد. دلاکه میگوید: نسل جدید استقبال چندانی از رفوگری نمیکند؛ نه به این دلیل که این هنر جذاب نیست، بلکه درآمد آن با زحمت و تخصص مورد نیاز همخوانی ندارد.
وی میافزاید: چند نفر در سالهای اخیر وارد این کار شدهاند و پس از آموزش، فعالیت خود را ادامه دادهاند، اما تعداد آنان بسیار محدود است.
این وضعیت در شرایطی رخ میدهد که رفوگری نیازمند سالها آموزش و تجربه است و با از دست رفتن استادان قدیمی، بخشی از دانش شفاهی و تجربی این هنر نیز ممکن است از بین برود.
رنگهایی که دیگر به آسانی پیدا نمیشوند
در کارگاه دلاکه، رنگها تنها مواد اولیه نیستند؛ بخشی از سرمایه یک رفوگر محسوب میشوند. او توضیح میدهد که برای مرمت فرشهای قدیمی، گاهی به رنگهایی نیاز است که امروز بهسادگی در بازار پیدا نمیشوند. فرشی که 80 یا 90 سال پیش با رنگی خاص بافته شده، برای مرمت نیز به رنگی نزدیک به همان ترکیب نیاز دارد و پیدا کردن آن همیشه ساده نیست.
دلاکه میگوید: رفوگران باتجربه اگر در بازار به رنگ یا نخ خاصی برخورد کنند که احتمال میدهند در آینده کمیاب شود، آن را تهیه و نگهداری میکنند تا هنگام نیاز بتوانند از آن استفاده کنند. در مواردی نیز ممکن است رفوگر ناچار شود برای رسیدن به رنگ مورد نیاز، آن را آماده یا ترکیب کند.
رفوگری؛ گنجینهای پنهان در کارگاههای قدیمی
کارگاههای رفوگری را میتوان موزههای کوچکی از تاریخ فرش خراسان جنوبی دانست؛ جایی که فرشهای قدیمی، نخها، رنگها و ابزارهای سنتی در کنار تجربه استادکاران قرار گرفتهاند. هر فرش آسیبدیدهای که وارد این کارگاه میشود، داستانی در دل خود دارد؛ داستانی از سالها استفاده، خانوادهای که آن را بافته یا خریده و نسلی که آن را از گذشته به امروز رسانده است.
دست رفوگر تلاش میکند این داستان را حفظ کند؛ پارگیها را ترمیم کند، قسمتهای آسیبدیده را بازسازی کند و فرشی را که ممکن است ارزش مادی و معنوی بالایی داشته باشد، دوباره قابل استفاده کند. اما خود این هنر امروز نیازمند مرمت است.
زنجیرهای که اگر یک حلقه آن حذف شود
فرش دستباف تنها بافنده نیست. پشت هر تخته فرش، زنجیرهای از مشاغل قرار دارد؛ از تولید و تأمین مواد اولیه و رنگرزی گرفته تا بافندگی، خرید و فروش، صادرات و در نهایت رفوگری و مرمت. وقتی تولید و فروش کاهش پیدا کند، همه این حلقهها تحت تأثیر قرار میگیرند.
رفوگری نیز از همین زنجیره جدا نیست. کاهش تعداد فرشهای تولیدی و کاهش صادرات، به معنای کاهش حجم کار برای بسیاری از فعالان این حوزه است. از سوی دیگر، درآمد پایین باعث شده جوانان کمتری به سمت این حرفهها بروند و همین مسئله خطر از دست رفتن نیروی انسانی ماهر را افزایش داده است.
وعدههایی که همچنان روی کاغذ ماندهاند
فعالان فرش خراسان جنوبی طی سالهای گذشته بارها بر ضرورت حمایت از این هنر تأکید کردهاند. طرحهایی مانند ایجاد مرکز توزیع مواد اولیه با قیمت مناسب، راهاندازی نمایشگاه دائمی فرش دستباف، ایجاد مجتمعهای تولیدی سفارشی و تأسیس آموزشگاه جامع فرش دستباف از جمله ایدهها و طرحهایی بودهاند که برای تقویت این صنعت مطرح شدهاند. با این حال، بخشی از این وعدهها و طرحها همچنان به مرحله اجرا نرسیدهاند و فاصله میان تصمیم و عمل، یکی از مشکلات اصلی این حوزه باقی مانده است.
فرشی که باید دوباره دیده شود
فرش دستباف خراسان جنوبی هنوز ظرفیت بازگشت دارد؛ اما احیای آن تنها با برگزاری نمایشگاه و تقدیر از استادکاران امکانپذیر نیست. باز شدن مسیر صادرات، تأمین مواد اولیه با قیمت مناسب، حمایت واقعی از بافندگان، بیمه و امنیت شغلی، آموزش نسل جدید و ایجاد بازار برای تولیدات استان، حلقههایی هستند که باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
در این میان، حفظ هنرهایی مانند رفوگری اهمیت ویژهای دارد؛ چراکه اگر استادان این هنر از چرخه کار خارج شوند و جانشینی برای آنان تربیت نشود، بازسازی این دانش در آینده بسیار دشوار خواهد بود.
علی دلاکه هنوز پشت دار رفوگری خود نشسته است؛ فرشها را یکییکی تحویل میگیرد، رنگها را بررسی میکند و با نخ و سوزن به جان آسیبهای فرش میافتد.
اما سؤال اینجاست که چند سال دیگر چند رفوگر مانند او در بیرجند باقی خواهند ماند؟ پاسخ این سؤال تنها به آینده یک شغل مربوط نیست؛ به آینده بخشی از هویت فرهنگی و میراث هنری خراسان جنوبی گره خورده است.


















انتهای پیام/