به گزارش خبرگزاری تسنیم از کاشان، پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای به مناسبت هفته دولت دستورالعمل راهبردی برای مواجهه با جنگ شناختی دشمن قلمداد میشود.
«ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجستهسازی نیست بلکه نیازمند برنامهریزی و اقدام برای رفع و حلّ مشکل است.»؛ این جمله و گزاره را باید جدی گرفت، بسیار جدیتر از آنکه آن را صرفاً توصیهای برای بهتر سخن گفتن درباره عملکرد دولت یا وضعیت کشور بدانیم.
امروز یکی از میدانهای اصلی تقابل جمهوری اسلامی ایران با دشمن، میدان ادراک و روایت است و دشمن تلاش میکند تصویری از ایران بسازد که در آن، ضعفها بزرگنمایی، پیشرفتها کوچکنمایی، توانمندیها انکار و امید اجتماعی فرسوده شود.
در چنین شرایطی، تکرار ضعفها و برجستهسازی کمبودها در برابر افکار عمومی و بهویژه در فضای رسانهای که مخاطب آن فقط مردم ایران نیستند، الزاماً نشانه صداقت و شجاعت نیست بلکه میتواند یک خطای محاسباتی و راهبردی باشد، البته این به معنای انکار ضعفها نیست.
اتفاقاً نگاه واقعبینانه اقتضا میکند ضعف را دقیق ببینیم، ریشه آن را بشناسیم، برای رفع آن برنامه داشته باشیم و مسئول آن را پاسخگو بدانیم اما میان «دیدن ضعف» و «روایت کردن ضعف» تفاوت جدی وجود دارد و ضعف اگر وجود دارد، باید درمان شود، نه اینکه به محصول رسانهای تبدیل شود.
اگر کارخانهای مشکل دارد، باید مشکلش حل شود، اگر تورم و بیکاری وجود دارد، باید برای کاهش آن برنامهریزی شود، اگر در مدیریت انرژی، اقتصاد، خدمات عمومی یا هر عرصه دیگری نقصی وجود دارد، باید مسئولان برای اصلاح آن پاسخگو باشند. اما اینکه ضعفهای کشور را بیمحابا در معرض دید دشمن قرار دهیم و از آن تصویری فراگیر از ناتوانی ایران بسازیم، هیچ نسبتی با حل مسئله ندارد.
مشکل با روایت کردن حل نمیشود بلکه با مدیریت و اقدام حل میشود و در مقابل، آنچه امروز بهشدت نیازمند روایت و برجستهسازی اشت، ظرفیتها، پیشرفتها و قدرت واقعی ایران است.
ایران امروز فقط مجموعهای از مشکلات نیست؛ ایران امروز کشوری است که در شرایط سخت، در میدان ایستاده است، این ملت ظرفیتهای گسترده علمی، صنعتی، دفاعی، فناورانه، انسانی و فرهنگی دارد و جوانانی دارد که میتوانند بسیاری از گرههای کشور را باز کنند. همین واقعیتهاست که باید روایت شود تا دشمن نتواند تصویری جعلی از ایرانِ ناتوان و بنبسترسیده به جامعه تحمیل کند.
آموزه قرآنی نیز روشن است که میفرماید «وَأَمّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّث» نعمت، ظرفیت و قوت، باید دیده و روایت شود؛ البته روایت قدرت به معنای بزک کردن واقعیت یا پنهان کردن مشکلات نیست و اتفاقاً روایت صحیح قدرت باید بر واقعیت استوار باشد.
کشور قوی، کشوری نیست که مشکل ندارد بلکه کشوری است که مشکل دارد اما ظرفیت حل مشکل را نیز دارد، تخریب میشود اما توان بازسازی دارد، تحت فشار قرار میگیرد اما تسلیم اراده دشمن نمیشود و در سختترین شرایط میتواند ظرفیتهای جدیدی برای پیشرفت ایجاد کند.
این همان نقطهای است که مسئله نخبگان و فناوری اهمیت پیدا میکند؛ استفاده از ایدههای نو، میدان دادن به جوانان نخبه و عبور از عادتهای مدیریتی فرسوده، میتواند جهشهای واقعی در کشاورزی، صنعت، فرهنگ، ارتباطات و دیگر عرصههای تولید قدرت ایجاد کند.
در اقتصاد نیز راه روشن است، تقویت تولید داخلی، افزایش سرمایهگذاری، مدیریت بازار و قیمتها، کاهش وابستگیهای آسیبزا و حرکت در مسیر اقتصاد مقاومتی مسیر پیش روی این کشور است. دشمن میخواهد این تصور را ایجاد کند که راه آبادانی ایران از وابستگی و تبعیت از او میگذرد، حال آنکه تجربه تاریخی کشور خلاف این ادعا را نشان میدهد.
اما همه اینها یک پیششرط دارد و آن در پیام رهبر عزیز به وضوح بیان شده که چیزی جز انسجام اجتماعی نیست و جامعهای که در آن هر مسئله به یک شکاف تبدیل شود و هر اختلافی به یک دوقطبی سیاسی و اجتماعی بدل شود، بخشی از توان خود را پیش از آنکه صرف مقابله با دشمن کند، از دست داده است.
از همین رو، هشدار درباره ممنوعیت دوگانهسازیهای کاذب را باید در کنار بحث ممنوعیت روایت ضعف فهم کرد؛جنگ یا مذاکره؟؛ وفاق یا تندروی؟ سازش یا جنگطلبی؟ و این دوگانهها اگر به شکل مصنوعی ساخته شوند، جامعه را از مسئله اصلی دور میکنند.
اختلاف نظر طبیعی است، نقد مسئولان ضروری است، مطالبهگری حق مردم است، اما تبدیل مسائل پیچیده کشور به دوگانههای ساده و تحریککننده، میتواند انسجام ملی را هدف قرار دهد و در اینجا یک مرز مهم وجود دارد، نقد با تضعیف متفاوت است، مطالبهگری با ناامیدسازی متفاوت و اختلاف نظر با دوقطبیسازی متفاوت است.
یادداشت از حجتالاسلام مهدی بصیرتی، رئیس اداره تبلیغات اسلامی کاشان
انتهای پیام/801