به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، سخنان رئیس جمهور ترکیه برای تمایل این کشور به عضویت کامل در سازمان همکاری شانگهای، یک بار دیگر توجه تحلیلگران را به سوی خود جلب کرد.
رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه و رهبر حزب عدالت و توسعه، در مسیر بازگشت از بیشکک، درباره عضویت کامل کشورش در شانگهای ابراز تمایل کرده و در عین حال، بر این مساله تاکید کرد که چنین چیزی به معنی پشت کردن به غرب و جدایی از یک بلوک دیگر نیست.
اردوغان چندی پیش در مصاحبه با الجزیره، صراحتاً اعلام کرده بود که حالا، عضویت در اتحادیه اروپا در لیست اولویتهای حیاتی ترکیه نیست. به همین خاطر، تحلیلگران میگویند: در چند سال گذشته ترکیه به همان اندازه که از اتحادیه اروپا و آمریکا فاصله گرفته، به شانگهای و بریکس نزدیک شده است. اما جنبه متناقض موضوع اینجاست که اردوغان در عین حال، با برگزاری نشست سران ناتو در آنکارا، بر این مساله تاکید کرده که ترکیه شریک امنیتی جدایی ناپذیر غرب است.
در همین حال، منتقدین اردوغان میگویند: حضور ترکیه در ائتلاف سه عضوی موسوم به پیمان دفاعی مکه، با ابهام استراتژیک بالایی روبروست و به وضوح میتوان گفت، این ائتلاف علیه آمریکا و رژیم اسرائیل نیست.
تضاد و تناقض در این مواضع سیاسی از یک سو و دیدگاههای متفاوت در جمع اعضای سازمان شانگهای درباره عضویت ترکیه در این سازمان شرقی، موضوعی است که از ابعاد مختلف، شایان بررسی و تامل است.

ترکیه به دنبال نظر مساعد روسیه و چین
اردوغان در بیشکک قرقیزستان و در حاشیه اجلاس سازمان شانگهای، با رئیس جمهور روسیه ولادیمیر پوتین دیدار کرد.
مراد یتکین از تحلیلگران مشهور ترکیه معتقد است که بر اساس نسخهای از محتوای این دیدار که در رسانهها منتشر شده، آنها درباره گردشگران روسیه و نیروگاه هستهای آکویو صحبت کردهاند و انتظار میرود نیروگاه مزبور تا پایان سال تولید خود را آغاز کند.
یتکین در ادامه به این اشاره میکند که اینها، کم اهمیتترین بخش دیدار اردوغان – پوتین بوده و آنها به موضوع عضویت ترکیه در شانگهای نیز پرداختهاند.
اردوغان یک بار دیگر در این دیدار، از پوتین خواسته برای افتتاح نیروگاه مزبور به ترکیه سفر کند. ولی پوتین دو سال قبل نیز در افتتاح فاز نخست نیروگاه، دعوت اردوغان را رد کرده بود.
در نتیجه به وضوح میتوان دید که روابط بین آنکارا – مسکو، از هر زمانی پیچیدهتر است.
یتکین میگوید: «درست همزمان با دیدار ادوغان – پوتین در بیشکک، دو هیات عالیرتبه دیپلماتیک ترکی – روسی دیگر نیز در مسکو با هم دیدار کردند. شواهد نشان میدهد که پشت درهای بسته، چیزی در حال پخته شدن است. بعداً باخبر خواهیم شد».
چرا شانگهای برای ترکیه مهم است؟
اردوغان در ذکر اهمیت عضویت در سازمان شانگهای میگوید: «سازمان همکاری شانگهای، با نمایندگی تقریباً 3.5 میلیارد نفر و تولید ناخالص داخلی 35 تریلیون دلار، در 25 سال گذشته به یکی از عناصر ضروری نظم چندقطبی تبدیل شده است. ما این سازمان را که منطقه آسیا-اقیانوسیه و خاورمیانه را در یک زمینه گرد هم میآورد، به عنوان حامی و مکمل سازمان ملل متحد میبینیم. شانگهای ساختاری دارد که با سیاست خارجی چند بعدی ما که بر مالکیت منطقهای متمرکز است، همسویی دارد. ما به عنوان ترکیه، مسئولیت حل و فصل مناقشات پیرامون خود را از طریق گفتگو و دیپلماسی بر عهده میگیریم و به تلاش برای صلح، آرامش و ثبات در منطقه و سراسر جهان ادامه میدهیم».
اردوغان در ادامه به موضوعات اقتصادی نیز اشاره کرده و میگوید: «شانگهای در زمینههایی مانند ایجاد کریدورهای حمل و نقل بدون وقفه و امن و تضمین امنیت تأمین انرژی که برای رفاه مردم ما بسیار مهم هستند، نقش ایفا میکند. من میخواهم بر نقش حیاتی کشورمان در جغرافیای این سازمان از نظر دسترسی به بازارهای غربی، به ویژه در تنوع بخشیدن به کریدورهای انرژی و مدیریت خطرات ژئوپلیتیکی تأکید کنم. ما میخواهیم ابتکار کریدور ترانزیت میانی خزر با ابتکار کمربند و جاده همسو باشد و در این زمینه، ما اهمیت زیادی برای همکاری در درون سازمان قائل هستیم. ما برای پیشبرد همکاریهایمان در هر زمینهای با سازمان همکاری شانگهای که آن را به عنوان یک ستاره در حال ظهور میبینیم، تلاش خواهیم کرد».

در دسته بندی پیشرانهای مهم ترکیه برای پیوستن به سازمان همکاری شانگهای، میتوان به این موارد اشاره کرد:
الف) ترکیه از بابت حمایت آمریکا آسوده خاطر نیست. به عبارتی دیگر، آنکارا احساس میکند رابطه با واشنگتن بیش از حد نامطمئن شده است. با وجود انتظارات خوشبینانه تیم اردوغان، تیم ترامپ هنوز هم حاضر نشده موانع بزرگ بر سر راه فروش جنگندههای اف 35 و اف 16 به ترکیه را از سر راه بردارد.
ب) اقتصاد ترکیه حال و روز خوبی ندارد. تورم بیسابقه و بحران اقتصادی، ترکیه را در شرایط دشواری قرار داده و حالا نمیتواند فقط با آمریکا و اروپا کار کند. در نتیجه به دنبال آن است که از سرمایه، فنآوری، تجربیات و زیرساخت چین استفاده کند و در عین حال، روابط اقتصادی سطح بالایی با روسیه، هندوستان و ایران داشته باشد.
ج) ترکیه در شانگهای، فقط به دنبال چین، روسیه، هندوستان و ایران نیست و در عین حال، در آسیای مرکزی جویای کریدور، بازار، انرژی و همراهی هویتی با سازمان کشورهای ترک باشد. این هدف به ترکیه کمک میکند تا به عنوان یک قدرت میانی، موقعیت بهتری پیدا کند.
د) ترکیه در شانگهای، به دنبال یک محیط امنیتی جدید است. این امر، به ویژه به دنبال حملات مشترک آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران، اهمیت بیشتری پیدا کرد. همچنان که در گزارشهای متعدد چتم هاوس، بروکینرگز و شورای سیاسی روابط خارجی آمده، ترکیه میخواهد در میانه تقاطع تمام تنشها بایستد و هیچکدام را از دست ندهد.
ه) بحران اعتماد به غرب، بخش دیگری از انگیزه ترکیه است. حالا علاوه بر اردوغان و حزب عدالت و توسعه، بسیاری از نخبگان سیاسی ترکیه معتقدند که غرب با استقلال استراتژیک ترکیه مخالف است. بنابراین نخبگان ترکیه میخواهند وابستگی ژئوپلیتیکی به غرب را کاهش دهند، اما همچنان عضویت در ناتو و نهادهای غربی را حفظ کنند.
و) عدم قطعیت ترامپی، یکی دیگر از فاکتورهای مهم آنکارا است. بر اساس محاسبات آنکارا، وقتی که ترامپ، بر اساس یک چرخش ناگهانی، از ناتو فاصله بگیرد و تعهدات امنیتی خود را محدود کند، ترکیه نباید فقط به یک مرکز قدرت وابسته باشد.

دیدگاه تحلیلگران ترکیه درباره پیشرانها و چالشهای عضویت کامل ترکیه در سازمان همکاری شانگهای، در چند طیف وسیع، قابل دسته بندی است.
گروه نخست را میتوان به عنوان طرفداران استقلال استراتژی نام نهاد. آنان معتقدند که ترکیه باید صرف نظر از نگاه و تحلیل دیگران، از ناتو گرفته تا بریکس و شانگهای، بر اساس صلاحدید خود عمل کند.
تحلیلگرانی نظیر فاروق دوغان و حسین دیری اُز، معتقدند که لازم است همراهی با آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا ادامه پیدا کند، اما در عین حال، به همکاری با روسیه و چین نیز بها داده شود.
اما طیف دیگری از تحلیلگران، معتقدند که موازنه گرایی بیش از حد در سیاست خارجی ترکیه، آخرین مرزهای عملگرایی را پشت سر نهاده و ترکیه دیگر نمیتواند برای همیشه همهجا همزمان بازی کند.
نور مهمت گولر از تحلیلگرانِ این طیف، معتقد است که تیم سیاست خارجی اردوغان، در تعریف مرزهای روشن «موازنه ژئوپلیتیک» دچار نوعی از گستردگی و تکثر است که حاصل آن، سردرگمی و ابهام خواهد بود.
گروه دیگری نیز مانند طیف حزب کمونیستی وطن، معتقدند که ترکیه باید بدون تردید، به سمت شرق برود و با چین، روسیه، ایران، وارد ائتلافی جدی شود.
اما تحلیلگران نزدیک به احزاب مخالف اردوغان، فاصله گرفتن از ناتو و اتحادیه اروپا و نزدیک شدن بیحساب و کتاب به روسیه و چین را به ضرر ترکیه میدانند.

تناقض در سیاست خارجی ترکیه
منتقدین میگویند: ترکیه میخواهد همزمان «عضو ائتلاف غرب» و «قدرت مستقل در جهان پساغربی» باشد. ولی مشکل اینجاست که هرچه همکاری آنکارا با چین، روسیه و نهادهای غیرغربی عمیقتر شود، هزینه حفظ این دو هویت در کنار یکدیگر بیشتر میشود.
اردوغان اعلام کرده که در حال بررسی عضویت کامل ترکیه در سازمان همکاری شانگهای است. اما این هنوز به معنای آغاز رسمی فرآیند عضویت نیست و ترکیه همچنان در چارچوب فعلی سازمان، شریک گفتوگو است.
یعنی از سال 2012 میلادی تاکنون، در همین سطح باقی مانده است. اگر چه سازمان شانگهای، فاقد تعهد دفاع جمعی مشابه ماده 5 ناتو است، اما در هر حال، نوعی از جبهه بندی متفاوت و رقابت ژئوپلیتیکی آشکار، قابل مشاهده است.
به باور متخصصین مطالعات امنیت بین الملل، تفاوت اصلی، در فرهنگهای راهبردی است. یعنی در شرایطی که ناتو در سند راهبردی خود روسیه را به عنوان یک تهدید مستقیم قلمداد کرده و چین را نیز به دلیل سیاستها و جاهطلبیهایش به عنوان یک چالش جدی برای منافع، امنیت و ارزشهای اعضا معرفی میکند، ترکیه میخواهد در سازمانی قرار بگیرد که این دو کشور در آن، جایگاه بالایی دارند.
پس ترکیه در حال نزدیکشدن همزمان به دو فضای نهادی با دو تصور متفاوت از نظم جهانی است. این اقدام آنکارا، از لحاظ حقوقی الزاماً غیرممکن نیست، اما از نظر اعتماد راهبردی بسیار مسئلهساز است.
در بخش پایانی گزارش، به این موضوع خواهیم پرداخت که از دید دو طیف متفاوت موافقین و مخالفین غرب، عضویت ترکیه در سازمان همکاری شانگهای، چه چالشهایی به همراه خواهد آورد.
ادامه دارد....
انتهای پیام/