خبرگزاری تسنیم، رشت؛ سارا ناصری: در سایه صلابت میدان شهدای ذهاب، روایتی رقم خورد که فراتر از یک تجمع، به «اعجازی اجتماعی» بدل شد. 200 شب پیاپی، تصاویر حماسه مردم شهر رشت، که به جهان مخابره شد، تصویرگر اراده ملتی بود که با خون شهیدان بیدارتر از همیشه شده و هرگز در برابر طوفانها نمیلرزد.
این گزارش، روایت ثبت گامهای استوار مردمی است که با برافراشتن پرچمهای سهرنگ ایران، پیمان وفاداری خود را با میهن و ولایت، به مهر حضور و خون غیرت، امضا کردند.
مانند هر شب با خواندن سرود ملی، حرکت دسته مردمی از میدان فرهنگ آغاز شد، همهچیز از یک «نه» قاطع آغاز شد، نه گفتن به خستگی، نه گفتن به سکوت و نه گفتن به تمام توهمات دشمن و 200 شب هنوز این دسته و حرکت مردمی از میدان فرهنگ هر شب ادامه دارد، مردمی که در گمنامی پرچم ایران را بر آسمان برافراشتهاند تا سرباز وطن باشند.


200 شب پیش، وقتی نخستین چراغهای پیادهراه فرهنگی رشت در دل شب روشن شد، گویی زنگ بیداری برای تمام گیلان به صدا درآمد. رشت، در آن شب، نه یک شهر، که یک «سنگر» شد تا پاسدار عزت و مناعت ایران باشد.
میدان شهرداری رشت، با آن عمارت سفید و برج ساعت تاریخی، در این 200 شب، به «مقر ایستادگی» تبدیل شد، جایی که زمان، دیگر با ثانیههای ساعت سنجیده نمیشد، بلکه با تپش قلبهای همسوی مردمی سنجیده میشد که برای پاسبانی از خاک وطن، شبها را به روز تبدیل کردند. هر سنگفرش این میدان، حالا گواه تکرارناپذیر یک میثاق ابدی است.
در میانه این سیل خروشان، دستنوشتههای ساده اما تکاندهندهای چون «200 شب پای کار وطن»، چون سندی تاریخی در دستان مردم میدرخشید و این کلمات، فریاد جسورانهی مردمی بود که به بدخواهان ثابت کردند: «ما اینجا هستیم، ما بیداریم و تا آخرین نفس، پای کار وطن ایستادهایم.»
رقص پرچمهای سهرنگ ایران را در آغوش باد شبانگاهی از زیباترین تصاویر این شبها است، پرچمهایی که هر تکان آنها، گویی ضربهای بر پیکر ناامیدی بود، سبز، سفید و سرخ پرچم ایران، در میانهی تاریکی شب، چون فانوسهایی از نور، مسیر بازگشت به عزت را برای تمام ملت ترسیم میکردند.
در کنار شکوه پرچم میهن، سرخی پرچمهای «یا لثارات الحسین» و شعارهای عاشورایی، فضای میدان را به آسمان متصل میکرد، این پیوند عمیق میان «وطن» و «عشق حسینی»، نشان داد که در رگهای مردم گیلان، خونِ عاشورا با غیرتِ ملی درآمیخته و همین پیوند است که آنها را در برابر هر ضربهای، پولادین و تزلزلناپذیر میکند.
حضور باشکوه شیرزنان گیلان در صفوف اول، یکی از زیباترین و جسورانهترین بخشهای این روایت بود، زنانی با پوشش چادر و نگاهی مصمم که کودکانشان را در آغوش کشیده بودند تا به آنها بیاموزند که «بصیرت»، ارثی است که از مادر به فرزند منتقل میشود. حضور آنان، تلاطم ایمان و وقار در قلب میدان بود.
خیابانها را یک به یک با جمعیت طی میکنیم با طنین شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل در میان بهت و حیرت عابران از این پایمردی و خستگی ناپذیری تا نزدیکیهای بازار بزرگ رشت شعارها رنگ و بوی اقتصادی به خود میگیرد «با همت و کار و تولید، میشیم ما پیروز، ای دولتمردان باشید پای کار الله اکبر، اللهاکبر».


در میانه جمعیت، چهرههایی به چشم میخورد که «ستونهای پایداری» بودند، پیرمردانی که با عصاهایی در دست و پرچمی در مشت، نماد تابآوری تاریخی این ملت هستند و در دفاع مقدس هشتساله هم پای کار وطن بودند.
پیرمردان و پیرزنانی که با وجود خستگی سالیان، دویست شب در باد و باران ایستادند، در واقع به تمام جهان میگویند که: «ایمان»، هرگونه ناتوانی جسمانی را به قدرتی بیبدیل تبدیل میکند.
این حماسه، تلاقی باشکوه نسلها بود، جایی که دستان پینه بسته رفقای قدیمی، در گره با دستان نسل دهه هشتادیها، زنجیرهای از وفاداری ساختند، این همسویی نسلی، پیامی صریح برای آینده بود: میراث مقاومت، از پدران به پسران و از مادران به دختران منتقل شده و این راه، هرگز بدون علمدار نخواهد ماند،
به سراغ تک تک آنها که میرویم با افتخار از 200 شب حضور قاطعانه خود میگویند که برای وطن و خونخواهی امام شهید خود خستگی نمیشناسند.

یکی از جانبازان غیور گیلانی «عباس ملکزاده» با ویلچر آمده بود، در قاب دوربین ما قرار گرفت و در گفتوگو با خبرنگار تسنیم اظهار کرد: آمدیم که در خط ولایت باشیم، مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام بزنیم، انشالله حق پیروز است و برای ظهور ولی عصر آقا امام زمان عج آماده هستیم.

یکی از بانوان گیلانی نیز گفت: 200 شب برای ایران، برای اسلام و 200 شب برای قائد شهیدمان قدم برداشتیم و حضورمان را تا ظهور ادامه خواهیم داد.
در یک سوی میدان شهدای ذهاب تابلوی «روایت حضور» با عدد «200» که با اثر انگشتهای رنگی نقش بسته بود، در واقع یک «میثاقنامهی جمعی» بود، هر اثر انگشت، امضای یک انسان بر صفحه تاریخ بود تا گواهی دهد که در روزهای سخت، گیلان نه تنها رها نکرد، بلکه با تمام وجود، در خط مقدم دفاع از وطن ایستاد.
مردم ثابت کردند، بارانهای تند رشت، نه تنها مانعی نبودند، بلکه چون همپیمانی حماسی، بر شور مردم میافزودند، در طول این 200 شب، بارش باران نه تنها کسی را خانهنشین نکرد، بلکه صفوف مردم را منسجمتر کرد، گویی آسمان گیلان نیز در ستایش این پایداری، زمین را با قطراتش شستوشو میداد.
این حضور مستمر، «شبیخونی به ناامیدی و ناتوانی» بود، در حالی که دشمنان در رسانههای خود از خستگی و فروپاشی میگفتند، مردم گیلان با هر شب حضور، یک پاسخ کوبنده دادند. 200 شب ایستادگی، یعنی 200 بار فریاد زدن «پیروزی ایران در گوش تاریخ.
میدان شهدای ذهاب، در این مدت از یک مکان شهری به «خانه ملت» تبدیل شد، جایی که در آن، تفاوتها رنگ باخت و تنها یک زبان شنیده میشد: زبان عشق به ایران، این میدان، به کانون همدلی و معنویت بدل گشت تا ثابت کند وقتی پای وطن در میان باشد، خیابانها امنترین خانه برای تجلی اتحاد ملی هستند.
حضور اقشار مختلف، از کادر درمان تا بازاریان و دانشجویان، نشان داد که این حرکت، یک جریان خودجوش و ملی است.

در حاشیه این جمعیت، بنرهای حماسی با مضامین انتقام رهبر شهید، پیامی استراتژیک داشتند. مردمی که در خیابان ایستاده بودند، میدانستند که امنیت امروز، مدیون اقتدار نظامی و بصیرت مردانی است که ایران را به تمامی حفظ کردند و به فرمان رهبر شهید آجر به آجر این توانمندی نظامی و امنیت چیده شد، آنها با حضورشان، پشتیبانی تمامعیار خود را از محور مقاومت و رهبری اعلام کردند.
میتوان این جریان را «اعجازی در حافظه اجتماعی» در زمینه تابآوری اجتماعی دانست، چراکه تداوم چنین شور و حرارتی برای 200 شب، نیازمند چیزی فراتر از انگیزههای مادی است، این تداوم، حاصل «عشقی بیپایان» است که ریشه در ایمان به ولایت و دلبستگی به خاک پاک ایران دارد.
رشت، بارها ثابت کرد که در بزنگاههای تاریخی، پیشگام است. از نهضت جنگل تا امروز، روح مبارز میرزا کوچک جنگلی در کالبد این مردم جاری است، غیرت گیلانی، هرگز اجازه نمیدهد که در شبهای سخت، چراغ بیداری در میدانهای شهر خاموش شود.
صدای شعارهای «اللهاکبر» و «لبیک»، هر شب سکوت خیابانهای شهر را از میدان فرهنگ تا میدان شهدای ذهاب رشت میشکافد و پیوندی عمیق میان ایمان و میهنپرستی میسازد، این همصدایی، پیامی روشن برای بدخواهان داشت که گیلان، با تمام وجود، پاسدار کیان وطن است و هرگز از میدان جهاد فرهنگی و اجتماعی عقب نمینشیند.
حضور مردم «استمرار»، رمز پیروزی است و تنها کسانی پیروز میشوند که تا پایان مسیر، در میدان بمانند، حالا دیگر این مردم همقدم از گوشه گوشه شهر میآیند، همچون خانواده شدهاند، اگر یکی یک شب نباشد، دلتنگش میشوند و جویای احوال این میرانداران بیادعا، و این از زیباییهای این شبهای گیلان است.

این 200 شب، صفحهای زرین در کتاب تاریخ معاصر گیلان نوشت، تاریخی که نسلهای آینده با افتخار خواهند خواند و خواهند دانست که پدران و مادرانشان در یکی از حساسترین برهههای تاریخ، سنگر خیابان را رها نکردند تا چراغ خانهی بزرگشان، ایران، روشن بماند و سربلند باشد.
امروز، پس از دویست شب حضور حماسی، مردم رشت و گیلان با همان شور روز اول اعلام کردند که عهد آنان با وطن، ابدی است. آنان تا هر زمان که لازم باشد «پای کار وطن» خواهند ماند، با همان ارادهی شب اول، با همان پرچمهای افراشته و با همان قلبهایی که فقط برای ایران میتپد.

در گوشهای از میدان به رسم همدلی و در آستانه مهر 1405 و آغاز سال تحصیلی جدید، به یاد 168 شهید دانشآموز میناب کولهپشتیهایی برای اهدا دانشآموزان کم بضاعت جمعآوری شد که زیباترین صحنههای ایران قوی است چرا که علم یک کشور را در جهان قدرتمند میسازد و این امر توسط دانشآموزان در آینده نزدیک رقم میخورد، همچنان که اکنون هم در بالاترین تحریمهای اقتصادی و علمی، ایران در اوج قلههای افتخارات علمی قرار دارد.
انتهای پیام/