به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ ابوالفضل بازرگان، کارشناس مسائل راهبردی و روابط بینالملل، در گفتوگوی اختصاصی با تسنیم با مرور تجربه تاریخی جامعه ملل و سازمان ملل و نقش سلاح هستهای پس از هیروشیما، استدلال کرد که صلح پایدار نتیجه تثبیت مناسبات قدرت و تغییر محاسبه هزینه-فایده جنگ است، نه محصول دیپلماسی صرف، حسننیت یا پیوندهای اقتصادی. این گفتوگو حدود یک سال پس از مصاحبه قبلی بازرگان انجام شد؛ مصاحبهای که در آن فعالشدن مکانیسم ماشه و وقوع حمله و جنگ دیگری پیشبینی شده بود.
بازرگان در آغاز این گفتوگو با اشاره به نامگذاری روز جهانی صلح پس از جنگ جهانی دوم گفت: صلحی که آن موقع تعریف شد، صلحی بود که درگیری بزرگ و جنگ جدیدی میان ابرقدرتها شکل نگرفت. مناسبات به سمت همکاری رفت، سازمانهای بینالمللی کارآمدی پیدا کردند و مسئله جنگ کمرنگ شد. اما این نتیجه چه مناسباتی بود؟ بشر یکشبه از خواب بیدار نشد و گفت بس است جنگ کنیم. کسانی که تاریخ خواندهاند میدانند پس از جنگ جهانی اول نیز جامعه ملل با همین اهداف و رویاها تأسیس شد. بیانیه چهاردهمادهای و میثاق جامعه ملل از همکاری بینالمللی، جلوگیری از جنگ و ایجاد سازمانهای تجاری سخن میگفت. کشورهای پیروز و شکستخورده آن را امضا کردند. با این حال در کمتر از بیست سال جنگ جهانی دوم با شدت و کشتار چندبرابر رخ داد.
وی افزود: چه تفاوتی میان جامعه ملل و سازمان ملل وجود داشت که یکی به جنگ جهانی دوم ختم شد و دیگری به اعلام روز جهانی صلح؟ اروپاییهایی که امروز مدعی صلح هستند، پانصد سال مانند دشمنان خونی با یکدیگر میجنگیدند؛ از جنگهای صلیبی و مذهبی تا جنگ صدساله و دوران صلح مسلح. این تحول از ذات خوب یا تمدن ذاتی آنها نبود. صلح جهانی نتیجه تثبیت مناسبات قدرت است. صلح جهانی نتیجه هزینه-فایده جنگ است. صلح جهانی نتیجه جلوگیری از جنگ جهانی سوم میان آمریکا و شوروی است.

بازرگان با تأکید بر نقش سلاح هستهای گفت: مهمترین مشخصه مناسبات جدید قدرت، هیروشیما در سال 1945 بود. سلاحی نمایان شد که هزینه تخریب آن با هیچ سلاح قبلی قابل مقایسه نبود و زیستبوم بشر را بهطور کلی تهدید میکرد. این سلاح نحوه محاسبه هزینه-فایده دولتها برای جنگیدن را متفاوت کرد. آمریکا و شوروی دشمنان وجودی، ایدئولوژیک و اقتصادی یکدیگر بودند. یکی لیبرالیسم و اقتصاد آزاد را ترویج میکرد و دیگری سیستمی کاملاً متضاد. با این حال با یکدیگر نجنگیدند؛ در حالی که آلمان و شوروی، بریتانیا و فرانسه بارها با هم جنگیده بودند.
وی با انتقاد از شیوه آموزش مفهوم صلح در دانشگاههای ایران اظهار داشت: متأسفانه به دلیل تعاریف استعماری که در کشور ما نفوذ کرده، صلح را از آخر به شما تعریف میکنند. بهجای اینکه از پایه — تثبیت، ثبات، امنیت، جلوگیری از جنگ و محاسبه هزینه-فایده — شروع کنند، میگویند اگر دیپلماسی داشته باشی، گفتوگو بلد باشی، حسننیت نشان دهی و اقتصادت را پیوند بزنی، صلح به وجود میآید. سؤال این است که چرا این اتفاقات در اوکراین نیفتاد؟ اوکراین اقتصاد وابسته داشت، حقوق بشر داشت، به سازمانهای بینالمللی وصل بود، حسننیت داشت و به اروپا نزدیک بود. چرا صلح برایش نیاورد؟ چون پایه ثبات، امنیت و بازدارندگی درست نبود.
بازرگان تأکید کرد: صلح بینالمللی نتیجه مناسبات قدرت است. شرط لازم، هرچند نه کافی، این است که قدرت داشته باشی. نظریههای کانتی صلح جهانی به نتیجه نرسیدهاند. صلح جهانی نتیجه هیروشیماست این یک واقعیت است؛ ممکن است کسی خوشش نیاید، اما همین است.
در بخش دیگری از این گفتوگو، بازرگان به بحث بازدارندگی هستهای ایران پرداخت و در پاسخ به این پرسش که حتی با داشتن بمب اتم، آیا کارکرد بازدارندگی مشابه پاکستان یا کره شمالی خواهد داشت، گفت: پاکستان همین الان به خاطر میانجیگری میان ایران و آمریکا از ترامپ ده میلیارد دلار باج خواسته و تسلیحات نظامی به ترکیه و عربستان میفروشد. میگوید از آمریکا آبی برای شما گرم نمیشود؛ از من بگیرید. در جنگ چهلروزه اسرائیل، وقتی بمبی نزدیک سفارت پاکستان در تهران ترکید، پاکستان شب توییت زد که من تهران و قطر نیستم. این تهدیدات را فقط به این دلیل میتواند انجام دهد که بمب اتم دارد و بازدارندگیاش فعال است.
وی افزود: چین رقیب هژمونی آمریکاست و تهدید اقتصادی و امنیتی درجه یک آن محسوب میشود. ایران در ردیفهای پایینتر تهدید امنیتی قرار دارد. ما یک سری حرفها را برای خودمان گنده کردهایم. دشمن وجودی ما با آمریکا بیشتر به خاطر ضعف خودمان است. این ضعف داخلی تا جبران نشود نسخه دیگری میطلبد و ربط مستقیمی به بمب اتم ندارد. اما این دو موضوع را نباید با هم خلط کرد. دولت دو سال دیگر عوض میشود، اما موجودیت و بقای ایران برای صدها سال آینده در خطر است. حتی ممکن است جمهوری اسلامی برود، همانطور که شوروی رفت، اما بمب اتمش ماند و امنیت روسیه را تأمین کرد. امروز روسیه در قرن بیستویکم به پشتوانه بمب اتمش کشورگشایی میکند.
بازرگان با اشاره به تهدیدات جاری گفت: تهدیداتی مانند احتمال اقدام نیروهای تجزیهطلب در کردستان یا طرحهای اندیشکدهها برای تصرف جزایر سهگانه با همکاری اسرائیل و اعراب، وابسته به نام رئیس دولت نیست. چه دولت آقای پزشکیان باشد چه آقای جلیلی، نیروهای مسلح باید ابزار دفاعی لازم را داشته باشند. دیروز ترامپ گفت میخواهیم کل کشور و ملت ایران را هوا کنیم. در این وضعیت درباره چه چیزی صحبت میکنیم؟
وی در پاسخ به این نگرانی که دولت ممکن است با رفتار سیاسی خود به دشمن آلارم بدهد که اراده استفاده از سلاح ندارد، اظهار داشت: این نگاه خودزنی است. اینکه سلاحی بسازی و همزمان آلارم بدهی که به جان حضرت عباس هرگز استفاده نمیکنیم، خودزنی است. حضرت آقا هم گفتهاند در هر سطحی ما را تهدید کنید، در همان سطح پاسخ میدهیم. الان تهدید به حمله اتمی میشویم. دکترین دفاعی چین میگوید ما از حمله اتمی بهعنوان حمله پیشدستانه استفاده نمیکنیم، اما هر لحظه آمریکا ما را تهدید کند، با تمام سلاحهای اتمیمان پاسخ میدهیم. این باید مبنای دکترین دفاعی ما باشد.

بازرگان با اشاره به تجربه جنگ چهلروزه گفت : مگر نمیگفتیم جنگ جنگ تا پایان، تا شروط ایران برآورده شود ادامه میدهیم، تا غرامت نگیریم ادامه میدهیم و نه به آتشبس؟ چه شد که دقیقاً نیمساعت قبل از مهلت نابودی تمدن ایران آتشبس را پذیرفتیم؟ اراده تأثیر دارد، اما ژنرالی که در اتاق جنگ نشسته و مسئولیت جان نود میلیون ایرانی را بر عهده دارد، با اراده اعلامشده طرف مقابل کار نمیکند. او به نقشه و توانایی نگاه میکند.
وی ادامه داد: وقتی طرف مقابل میخواهد دکمه را بزند، نمیگوید آنها فتوا دارند یا ترسو هستند. میگوید اگر یک درصد اینگونه پاسخ دادند، واکنش من چه خواهد بود؟ اگر من با بمب اتم به ایران زدم و کسی در اتاق جنگ عصبانی شد و خواست یک بمب به تلآویو بزند، من چه کار کنم؟ بازدارندگی هستهای بر اساس ریسک کار میکند، نه قطعیت. هند و پاکستان وارد جنگ میشوند اما سریع جمع میشوند، چون ریسک رسیدن به جنگ اتمی وجود دارد. طرف مقابل نمیگوید نخستوزیر طرف اراده دارد یا نه؛ میگوید تو توانایی استفاده را داری و اگر نردبان تنش بالا برود ممکن است مجبور به استفاده شوی. این توانایی محاسبه هزینه-فایده را تغییر میدهد.
بازرگان افزود: آمریکا میداند اگر کیم جونگ اون یک بمب به آمریکا بزند، آمریکا کره شمالی را با خاک یکسان میکند. با این حال حمله نمیکند، چون همان ریسک یک بمب کره شمالی — حتی نه برای آمریکا، بلکه برای کره جنوبی — محاسبه هزینه-فایده را تغییر میدهد. ما باید در نیروهای مسلح و دکترین دفاعیمان بتوانیم ریسک منطق محاسبه دشمن نسبت به خودمان را تغییر دهیم. یک قسمت آن به اراده پاسخگویی مربوط است و قسمت دیگر به توانایی. نقشه و توانایی است که حرف میزند، نه حرفی که از دهانمان بیرون میآید.
وی با انتقاد از سیاست دو دهه اخیر اظهار داشت: بیست سال است میگوییم فتوا داریم و به حضرت عباس نمیخواهیم بمب بسازیم. بیشترین نظارتها را پذیرفتهایم، دوربین وصل کردهایم و همهجا را نشان دادهایم که صلحآمیز است. اراده سیاسیمان را ثابت کردهایم. چرا باز هم به ما حمله میشود؟ چون نتوانستهایم آن چیزی را که در ذهن طرف مقابل است تغییر دهیم؛ یعنی توانایی بالقوه تهدید طرف گفته این قابلیت را داری؛ اگر اراده کنی میروی میسازی. پس آمده حمله کرده. قدرت بالقوه در ذهن او تأثیر میگذارد، نه نیش آقای ظریف و نه شعر مایکل جکسون آقای پزشکیان در سازمان ملل.
بازرگان در پایان این گفتوگوی اختصاصی تأکید کرد: صلح بینالمللی نتیجه مناسبات قدرت است. شرط لازم برخورداری از قدرت واقعی است. بدون تغییر محاسبه هزینه-فایده دشمن، هیچ میزان دیپلماسی، پیوند اقتصادی یا حسننیت نمیتواند امنیت پایدار ایجاد کند. مناسبات قدرت ربطی به اراده و ذهنیت اعلامشده ندارد. اگر قدرت داشته باشی، طرف مقابل ناخودآگاه مجبور است به تو بدبین باشد و محاسبهاش را تغییر دهد. نقشه و توانایی است که حرف میزند.
انتهای پیام/