خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: علم نجوم در گذشته معمولاً دو شاخه داشت؛ یک شاخه، جنبهٔ علمی و رصدی آن بود که به شناخت ستارگان، سیارات، حرکت اجرام آسمانی، تقویم و ساختار جهان میپرداخت و امروز بیشتر با نام اخترشناسی و کیهانشناسی شناخته میشود. شاخهٔ دیگر، «تنجیم» یا نجومِ احکامی بود که تلاش میکرد از حرکت ستارگان و سیارات، سرنوشت انسانها و حوادث آینده را پیشبینی کند و به همین دلیل در بسیاری از فرهنگها در شمار علوم غریبه قرار میگرفت. این دو حوزه در گذشته گاهی درهم آمیخته بودند، اما امروزه از یکدیگر جدا دانسته میشوند.
یکی از آسیبهای مهم کهانت این است که فرد با ادعای آگاهی از آینده، دیگران را به پیشبینیهای خود وابسته میکند. گاهی مردم از ترس حوادث ناگوار، تصمیمهای مهم زندگی خود را تغییر میدهند و گاهی با شنیدن وعدههای خوشایند، به آیندهای دل میبندند که هیچ دلیل محکمی برای وقوع آن وجود ندارد. در چنین شرایطی، بهجای آنکه انسان با عقل، بررسی واقعیتها و توکل بر خدا تصمیم بگیرد، به گفتههای کسی تکیه میکند که مدعی خبر دادن از امور پنهان است. این مسئله بهویژه زمانی خطرناکتر میشود که پیشبینیها درباره سرنوشت جامعه، جنگها، حوادث سیاسی یا زمان ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه مطرح شوند.
در نگاه روایت امیر مؤمنان علی علیهالسلام، تنجیمِ پیشگویانه راهی است که میتواند به کهانت منتهی شود. منجمی که از روی وضعیت ستارگان، زمان خوشیمن و بدیمن تعیین میکند و مدعی میشود که در ساعتی خاص حتماً اتفاق خوبی میافتد یا حادثهای ناگوار رخ میدهد، از این جهت به کاهن شباهت پیدا میکند؛ زیرا هر دو میخواهند از راهی غیرقابل اعتماد، از آینده خبر بدهند. البته مقصود این نیست که هر کسی ستارگان را میشناسد یا از آنها برای جهتیابی استفاده میکند، کاهن است؛ بحث درباره کسی است که حرکت اجرام آسمانی را وسیلهای برای پیشگویی سرنوشت و حوادث قرار میدهد.
در همین زمینه، نهجالبلاغه ماجرایی را نقل میکند که هنگام تصمیم امیر مؤمنان علی علیهالسلام برای حرکت به سوی خوارج رخ داد. فردی که از نجوم احکامی آگاهی داشت، به امام پیشنهاد کرد که در آن ساعت حرکت نکند؛ زیرا به ادعای او، وضعیت ستارگان برای این سفر مناسب نبود و حرکت در آن زمان میتوانست پیامدهای ناگواری داشته باشد. امام علی علیهالسلام این پیشنهاد را نپذیرفتند و در پاسخ، به او و دیگران هشدار دادند که نباید سرنوشت خود را به چنین پیشبینیهایی گره بزنند. این ماجرا نشان میدهد که از نگاه امام، نباید ادعای یک منجم را دلیل قطعی برای انجام دادن یا ندادن کاری دانست.
امیر مؤمنان علیهالسلام در پاسخ به آن فرد فرمودند: «أَتَزْعُمُ أَنَّكَ تَهْدِی إِلَى السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا صُرِفَ عَنْهُ السُّوءُ؟ وَتُخَوِّفُ مِنَ السَّاعَةِ الَّتِی مَنْ سَارَ فِیهَا حَاقَ بِهِ الضُّرُّ؟»؛ آیا گمان میکنی میتوانی ساعتی را نشان دهی که اگر کسی در آن حرکت کند، بدی از او دور میشود و از ساعتی بترسانی که اگر کسی در آن حرکت کند، زیان به او میرسد؟ آن حضرت سپس فرمودند: «فَمَنْ صَدَّقَكَ بِهَذَا فَقَدْ كَذَّبَ الْقُرْآنَ، وَاسْتَغْنَى عَنِ الِاسْتِعَانَةِ بِاللَّهِ»؛ هر کس تو را در این ادعا تصدیق کند، قرآن را تکذیب کرده و خود را از یاری جستن از خدا بینیاز پنداشته است. امام با این سخن، ادعای کسی را رد میکنند که میخواهد برای حرکت ستارگان، نقشی قطعی در تعیین سرنوشت انسان قائل شود و بر همان اساس، دیگران را از انجام کاری بترساند.
امام علی علیهالسلام در ادامه، هشدار خود را صریحتر بیان کردند: «أَیُّهَا النَّاسُ، إِیَّاكُمْ وَتَعَلُّمَ النُّجُومِ إِلَّا مَا یُهْتَدَى بِهِ فِی بَرٍّ أَوْ بَحْرٍ، فَإِنَّهَا تَدْعُو إِلَى الْكَهَانَةِ وَ الْمُنَجِّمُ كَالْكَاهِنِ، وَالْكَاهِنُ كَالسَّاحِرِ، وَالسَّاحِرُ كَالْكَافِرِ، وَالْكَافِرُ فِی النَّارِ، سِیرُوا عَلَى اسْمِ اللَّهِ»؛ ای مردم، از آموختن نجوم بپرهیزید، مگر به اندازهای که در خشکی و دریا راهنمایی میکند؛ زیرا این کار به کهانت میکشاند. منجم مانند کاهن است، کاهن مانند ساحر، ساحر مانند کافر و کافر در آتش است. به نام خدا حرکت کنید. منظور امام، استفاده از ستارگان برای پیدا کردن مسیر در خشکی و دریا را از پیشگوییهای مربوط به سرنوشت جدا میکند. بنابراین، شناخت حرکت ستارگان و بهرهگیری از آن برای کارهای علمی و عملی، با این ادعا که میتوان از روی آنها حوادث آینده را پیشبینی کرد، یکسان نیست. هشدار امام متوجه راهی است که انسان را از شناخت واقعیتها دور میکند و به ادعاهای بیپایه درباره آینده میکشاند.
نکته دیگر این است که حتی اگر کسی ادعا کند از طریق تنجیم میتواند از حادثهای در آینده خبر بدهد، این ادعا به معنای آن نیست که توانایی تغییر دادن سرنوشت را دارد. منجمِ مدعی پیشگویی، ممکن است دیگران را از سفری بترساند، زمان انجام کاری را نامناسب بداند یا درباره وقوع یک حادثه هشدار بدهد؛ اما از کجا معلوم که پیشبینی او درست است؟ و اگر هم حادثهای مطابق گفته او رخ داد، چه دلیلی وجود دارد که آن را نتیجه دانش منجم بدانیم؟ صرف همزمانی یک اتفاق با پیشبینی، توانایی ویژهای را ثابت نمیکند. در بسیاری از موارد، پیشبینیهای نادرست فراموش میشوند و تنها مواردی که ظاهراً درست از آب درآمدهاند، بازگو میشوند؛ همین مسئله میتواند به شهرت یافتن افراد و بزرگنمایی تواناییهای ادعایی آنها کمک کند.
از این جهت، باید به انگیزه برخی از کسانی هم توجه کرد که با ادعای آگاهی از آینده، برای خود جایگاه ویژهای میسازند. ممکن است فردی با ترساندن مردم از حوادث آینده یا وعده دادن اتفاقات خوشایند، توجه مخاطبان را جلب کند و به دنبال شهرت و اعتبار باشد. در روزگار ما برخی با پیشبینی جنگ، بیماری، تحولات سیاسی یا زمان ظهور، مخاطبان زیادی جذب میکنند؛ اما نه تعداد دنبالکنندگان یک فرد، نه شهرت او و نه وقوع اتفاقی شبیه پیشبینیاش، دلیل بر درستی روش او نیست. کسی که صرفاً مدعی خبر دادن از آینده است، با این ادعا نمیتواند سرنوشت را تغییر دهد و نباید سخنانش را بهعنوان دانشی قطعی پذیرفت.
ماجرای حرکت امام علی علیهالسلام به سوی خوارج، معیاری روشن برای برخورد با چنین ادعاهایی به دست میدهد. امام اجازه ندادند پیشگویی منجم، جای تشخیص وظیفه و تصمیمگیری را بگیرد و با هشدار درباره کشیده شدن تنجیم به کهانت، مردم را از اعتماد بیدلیل به این روش برحذر داشتند. همین معیار را میتوان درباره پیشبینیهای امروزی نیز به کار برد؛ از تعیین روزهای خوشیمن و بدیمن تا تطبیق قطعی حوادث سیاسی و بیماریها با نشانههای ظهور. در این موارد، باید میان گزارش مستند و پیشگویی بیدلیل تفاوت گذاشت و صرف شباهت یک رخداد با گفتههای یک منجم یا پیشگو را نشانه صحت ادعای او ندانست.
انتهایپیام/