به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، دیروز در برنامهای شرکت کردم که برای بزرگداشت شهدای مدرسه شجره طیبه برگزار شده بود؛ برنامهای که پررنگترین نتیجهاش این بود که مثل چندماه گذشته چندخانواده را، به مراسمات مختلف دعوت میکنند و هر بار آنها باید تلخ ترین و وحشتناک ترین خاطراتشان را برای حضار مرور کنند و وقتی خوب اشک درآوردند، صدایشان کنند بالای سن و تحفهای تحویل آنها دهند.
القصه؛ وقتی از برنامه برگشتم، مادر یکی از دانش آموزان بازمانده مدرسه شجره طیبه تماس گرفت و گفت: الان دارم از مدرسه دخترم برمیگردم. از امروز مدارس در میناب حضوری شده و مسئولان مدرسه شجره نیز گفتند باید همه دانش آموزان در کلاسها حاضر شوند. بسیاری از خانوادهها حاضر نشدند فرزندشان را بفرستند؛ از ترس اینکه مبادا دوباره اتفاقی رخ دهد.
وی ادامه داد: حال روحی دختر من هم که از دیشب فهمیده باید در مدرسه حاضر شود، دوباره خراب شده و حسابی گریه کرده است. کلی با او صحبت کردم تا راضی شد به این شرط که کنارش باشم برود. وقتی رسیدیم دیدم از 23 نفری که همکلاسی دخترم هستند، فقط هفتهشت خانواده، فرزندانشان را فرستادند مدرسه و از این تعداد هم نصفشان مثل من از صبح تا ظهر کنار فرزندانشان نشستند.
این مادر میگوید: هر چه هم از مسئولان خواهش میکنیم امسال را با حال روحی بچهها کنار بیایند و بر دلشورهها اضافه نکنند، گوش کسی بدهکار نیست. حتی برخی مادرها میگویند قید درس خواند فرزندمان را میزنیم تا اینکه بخواهیم آنها را حضوری بفرستیم مدرسه!
وی میافزاید: این مدت هم با برگزاری مراسمات تقدیر و ... فرقهایی گذاشتند که بیشتر بچههای ما را ناراحت کردند. هر چه هم به بنیاد شهید میناب مراجعه میکنیم که چرا پروندهای برای بچههای تشکیل نمیدهید تا مشخص شود چقدر جانبازی دارند، کسی پاسخ درستی نمیدهد. چند روز پیش فهرستی 105 نفره را به مراسمی با عنوان بازماندگان مدرسه دعوت کردند. جالب اینجا بود که بعضی بچهها، مجروح نبودند و دانشآموزانی دعوت شدند که 9 اسفند غایب بودند!
مادر دانشآموز بازمانده شجره طیبه میگوید: وقتی به بنیاد شهید مراجعه کردیم، رئیس گفت فهرستی از من خواستند و من هم تعدادی اسم نوشتم. یکی از کارمندان آنجا هم گفت خیلی پیگیری پرونده فرزندانتان نباشید! باید صبر کنید دو سه سال بعد اگر داروهایشان را مصرف کردند و بهتر نشدند، برایشان تشکیل پرونده انجام شود.
وی در پایان گفت: مصرف داروی اعصاب چیزی نیست که مصرفش تا آخر عمر قطع شود. اما این بیخیالی و بیاهمیتی به وضعیت بچههای ما واقعا ناراحت کننده است. میناب شده محلی برای انداختن عکسهای یادگاری مسئولان. اما بعد از این همه رفت و آمد و بوق و کرنا؛ آنچه برای ما مانده وعدههای توخالی است، حال خراب خودمان و بچههایمان.
انتهای پیام/