به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ سخنرانی 26 دقیقهای مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در یونان، موضوعی فراتر از اختلافات سیاسی روز را به بحث گذاشت. روبیو برای توضیح تقابل آمریکا با ایران به تاریخ یونان باستان بازگشت و از جنگهای ایران و یونان سخن گفت.
در برنامه «جریان»، دکتر شهرستانی و دکتر فتوتیان با بررسی این سخنرانی، آن را نشانهای از تعریف تاریخی و تمدنی منازعه با ایران تشریح کردند. منازعهای که به اعتقاد آنان، نمیتوان آن را صرفاً به جمهوری اسلامی، پرونده هستهای، توان موشکی یا رویدادهای پس از انقلاب محدود کرد. مهمانان همچنین این پرسش را مطرح کردند که چرا در شرایطی که آمریکا تقابل خود با ایران را با ارجاع به تاریخ و تمدن توضیح میدهد، بخشی از فضای سیاسی و دانشگاهی داخل کشور همچنان در چارچوب اختلافات مقطعی به این مسئله نگاه میکند.
چرا روبیو از یک منازعه تاریخی سخن گفت؟
دکتر شهرستانی ضمن اهمیت دانستن سخنرانی روبیو، آن را با سخنرانی جورج بوش پسر در کنگره آمریکا، با تعابیری مانند «محور شرارت» و «جنگ صلیبی»، مقایسه کرد. به گفته او، اهمیت سخنان روبیو در این است که ماهیت تقابل با ایران را آشکارتر بیان میکند؛ تقابلی که از نظر شهرستانی، نه با تسخیر سفارت آمریکا در سال 1358 آغاز شده و نه صرفاً به اختلاف با جمهوری اسلامی محدود است. او تأکید کرد حتی اگر از انقلابزدایی و اسلامزدایی در ایران سخن گفته شود، نمیتوان نتیجه گرفت که مسئله آمریکا با ایران حل خواهد شد. از نظر این استاد دانشگاه، ایران بهعنوان یک موجودیت تاریخی و مستقل، در برابر گسترش سلطه غرب قرار داشته است و همین مسئله، فراتر از شکل حکومت، در فهم تقابل کنونی اهمیت دارد.
دکتر فتوتیان نیز با اشاره به توضیحاتی همانند تسخیر سفارت، شعارهای ضدآمریکایی، حمایت ایران از گروههای منطقهای و پرونده هستهای گفت این عوامل بهتنهایی برای توضیح ماهیت منازعه کافی نیستند. او تأکید کرد سخنان روبیو، سطح دیگری از تقابل را پیش میکشد که در قالب یک مواجهه میان دو برداشت از جهان، انسان و شیوه سازماندهی زندگی جمعی است.
فتوتیان تمدن را صرفاً مجموعهای از آثار باستانی یا مایه افتخار به گذشته ندانست، بلکه آن را شبکهای از معناها، نهادها و عادتهای تاریخی توصیف کرد که در تعریف حقیقت، قدرت، یادگیری و زندگی مطلوب نقش دارند. از این منظر، بحث بر سر تمدن به این معناست که یک جامعه چگونه جهان را میفهمد و چه نظمی را برای زندگی انسانها مطلوب میداند.
از محورهای دیگر بحث، نحوه روایت تاریخ در سخنرانی روبیو بود. در این راستا شهرستانی گفت غرب تاریخ را از میانه روایت میکند؛ یعنی بخشی از رخدادها را برجسته میسازد و زمینههای پیشین را کنار میگذارد. او با اشاره به حمله آتنیها به سارد و آتشزدن معابد، تشریح کرد در روایت رایج، حمله ایران به یونان برجسته میشود، در حالی که رخدادهای پیش از آن کمتر مورد توجه قرار میگیرند. او این شیوه را با آغازکردن روایت منازعه فلسطین از هفتم اکتبر، بدون درنظرگرفتن سابقه طولانیتر آن، مقایسه کرد. فتوتیان نیز با اشاره به تجربه تاریخی ایران و یونان، از تلاش برای گسترش الگوهای فرهنگی و یکسانسازی سخن گفت. او به حضور زبان و الگوهای یونانی در دوره سلوکیان و ساخت بناهایی با الگوی یونانی در مناطقی از ایران، از جمله شوش، اشاره کرد و این نمونهها را در چارچوب گسترش نفوذ فرهنگی توضیح داد. در مجموع، از نظر مهمانان، بازگشت روبیو به تاریخ باستان صرفاً یادآوری گذشته نبود؛ بلکه راهی برای توضیح منازعه امروز در چارچوب هویت و استقلال تمدنی ایران بود.
چه مفاهیمی در سخنرانی روبیو استیلاجویانه بود؟
شهرستانی سخنرانی روبیو را تلاشی برای جلب همراهی اروپا در مواجهه با ایران دانست. به گفته او، وزیر خارجه آمریکا با حضور در آتن به خاستگاه تاریخی تمدن غرب بازگشت تا کشورهای اروپایی را به همراهی با آمریکا فرا بخواند. شهرستانی این وضعیت را با تعبیری بیان کرد که عنوان این گزارش نیز از آن گرفته شده است: «امروز ابرقدرت جهان به ریشسفیدِ سقراط، اروپا رو قسم میده که بیایید در جنگ با ایران ما رو یاری بکنید!»
در ادامه شهرستانی همچنین میان ارزشهای اعلامشده غرب و منطق قدرت در سخنان روبیو فاصلهای جدی دید. او با اشاره به سخنان روبیو درباره برتری و غلبه، این نگاه را با اندیشه نیچه و کتاب «آنتیکریست» یا «ضد مسیح» مرتبط دانست. از نظر او، این منطق با ارزشهایی مانند شفقت مسیحی و توجه به ضعیفان ناسازگار است و قدرت را به معیار اصلی روابط تبدیل میکند.
وی میان اروپا و آمریکا نیز تمایز گذاشت. در تحلیل شهرستانی، یونان و اروپای مدرن سلطهجویی را در پوشش فرهنگ، فلسفه، آزادی و دموکراسی عرضه میکردند اما آمریکا این منطق را در ملا عام فریاد میزد. او رابطه روم با میراث یونان را نمونهای برای توضیح این تفاوت دانست. زیرا روم چنانکه، وجه قدرتطلبانه میراث یونانی را برجسته کرد، آمریکا نیز ارزشهای اعلامشده اروپا را به منطق سلطه تقلیل داد.
شهرستانی مخالفت روبیو با واگذاری بخشی از حاکمیت آمریکا به نهادهای بینالمللی را نیز در همین چارچوب قرار داد. به گفته او، آمریکا حتی محدودیتهایی را که نهادهای بینالمللی غربی بر قدرت کشورها اعمال میکنند، برنمیتابد. در این برداشت، مسئله به این پرسش بازمیگردد که چه کسی حق دارد نظم جهانی را تعریف کند و حدود قدرت دیگران را تعیین کند. او برای توضیح این نگاه، از تقابل تاریخی ایران با یونان، روم، قدرتهای استعماری اروپایی و سپس آمریکا سخن گفت. در روایت شهرستانی، قدرتهای مقابل ایران در دورههای مختلف تغییر کردهاند اما ایران بهعنوان یک موجودیت تاریخی باقی مانده است. او در ادامه توضیح داد که آمریکا میکوشد بخشهای پراکنده تاریخ غرب را در قالب روایتی واحد گرد آورد و سپس، معنای مشترک آن را در قالب برتریجویی و سلطه قرار دهد. از همین روی، شهرستانی سخنان روبیو را فراتر از دیدگاه شخصی او دانست و آن را بیانگر رویکردی گستردهتر در آمریکا توصیف کرد.
بخش دیگری از نقد شهرستانی به تصویری مربوط بود که در آثار فرهنگی و تاریخی غرب از ایرانیان ارائه شده است. او نمایشنامه «ایرانیان» اثر آشیل و فیلم «300» را نمونههایی دانست که در آنها ایرانیان در جایگاه مردمانی بربر قرار میگیرند و غرب خود را مظهر تمدن معرفی میکند. این نوع بازنمایی، دیگری را از جایگاه انسانی و فرهنگی خود خارج میکند و در مقابل، برای تمدن غرب جایگاه برتر میسازد.
واکنش دانشگاه و علوم انسانی نسبت به روبیو چگونه باید باشد؟
در بخش پایانی گفتوگو، مجری به تفاوت میان جدیت آمریکا در تعریف منازعه و برخی بحثهای داخلی درباره «جمهوری سوم»، تغییر پارادایم و عبور از جمهوری اسلامی اشاره کرد. فتوتیان در پاسخ، مسئله اصلی را نهاد دانشگاه و بهویژه علوم انسانی دانست.
او توضیح داد که علوم اجتماعی و انسانی در غرب در پیوند با نظریههای توسعه و جهانیشدن شکل گرفتند. این نظریهها به تثبیت نظمی کمک کردند که در آن، تجربه تاریخی غرب بهعنوان الگویی طبیعی و جهانشمول عرضه میشود. به گفته او، مفاهیمی مانند توسعه و جهانیشدن در دانشگاههای ایران اغلب بهگونهای مطرح میشوند که گویی مستقل از ارزشها و زمینههای تاریخی هستند. این مفاهیم امروز مورد نقد نظریههای متأخر غربی هستند.
فتوتیان تأکید کرد که جوامع غیرغربی، از جمله ایران، همچنان تا حد زیادی مصرفکننده این ادبیات هستند و نتوانستند آنگونه که باید، پایگاهی مستقل برای نقد آن ایجاد کنند. او در همین زمینه کتاب «تجددشناسی و غربشناسی» دکتر حسین کچوئیان را معرفی کرد و گفت این اثر به مسئله شناخت غرب با معیارهای خوِد تجدد میپردازد. از نظر او، تجدد صرفاً یک الگوی خنثی برای توسعه نیست، بلکه صورت متأخری از سلطه غرب است که در کنار ابزار نظامی، از ظرفیتهای فرهنگی، معرفتی و نهادی نیز استفاده میکند.
او همچنین به نگاه جریانهای غربگرا اشاره کرد که بر اساس آن، گسترش تجارت، پیوندهای اقتصادی و احیای برجام میتوانست زمینه تعارض با آمریکا را از میان ببرد. فتوتیان معتقد بود تجربه سالهای پس از توافق و رفتار دولت ترامپ، از جمله تحریمها و جنگ، نشان داد که این نگاه نمیتواند همه ابعاد منازعه را توضیح دهد؛ زیرا اختلاف، از نظر او، صرفاً به محاسبات اقتصادی محدود نیست.
در جمعبندی گفتوگو، مهمانان بر این نکته مشترک بودند که فهم تقابل ایران و آمریکا با ارجاع صرف به اختلافات سیاسی روز کامل نمیشود. از نظر آنان، سخنان روبیو ضرورت توجه به لایه تاریخی و تمدنی این مواجهه را برجسته میکند؛ در داخل کشور نیز شناخت انتقادی غرب و بازاندیشی در مبانی معرفتی علوم انسانی، بخشی از مسئلهای است که نمیتوان آن را به سیاست خارجی یا تغییر دولتها فروکاست.
انتهای پیام/