به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، در ادامه تحلیلها درباره آثار و دستاوردهای حماسه تاریخی طوفان الاقصی که در اکتبر 2023 به دست مقاومت فلسطین رقم خورد و ابعاد آن حتی از منطقه هم فراتر رفته و به کل جهان کشیده شد، ابراهیم امین، سردبیر روزنامه الاخبار و تحلیلگر برجسته لبنانی به بررسی تاثیر این عملیات بر آگاهی افکار عمومی به ویژه در میان ملتهای عربی و همه ملتهایی که در معرض ظلم و استعمار قرار میگیرند، پرداخته و نوشت: زیو ژابوتینسکی، بنیانگذار دکترین نظامی صهیونیسم در سال 1923 مقالهای در مجله روسی زبان "رازسوت" نوشت و نظریه خود در مورد "دیوار آهنین" را ارائه داد.
دکترین «دیوار آهنین» صهیونیستها در جنگ آگاهی
ژابوتینسکی در این مقاله خود، به شدت به آن دسته از صهیونیستهایی که از توافق با فلسطینیها برای تقسیم سرزمین فلسطین حمایت میکردند، حمله کرد و گفت «پروژه میهن ملی یهودیان نباید منوط به پذیرش جمعیت عرب باشد، بلکه باید پشت دیواری آهنین که این اعراب نمیتوانند آن را بردارند، توسعه یابد».
ژابوتینسکی که بسیاری او را پدرخوانده بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر جنایتکار رژیم صهیونیستی میدانند، اعلام کرد که اسرائیل باید یک دیوار آهنین بسازد تا دشمنان به این دیوار برخورد کنند، اما نتوانند آن را بشکنند و بنابراین همیشه ناامید باشند.
این دقیقاً همان چیزی است که موشه یعلون هنگام تصدی ریاست ستاد ارتش اشغالگر در طول انتفاضه دوم فلسطین، موضع خود را بر آن بنا نهاد. او نیز در آگوست 2002 اعلام کرد که «اگر آگاهی فلسطینیها و اعراب شکل نگیرد، تحمیل خواستههای ما پایانی نخواهد داشت».
در همین راستا بعد از حماسه طوفان الاقصی در 7 اکتبر 2023 رژیم صهیونیستی در پی ایجاد همان دیوار آهنینی بود که ژابوتینسکی پیشنهاد کرد و ساخت آن را در دایرههای متحدالمرکز از فضاهای بیجان ادامه داد.
توحش بی حد و مرزی که صهیونیستها در غزه به نمایش گذاشتند، در چارچوب همین پروژه دیوار آهنین بود؛ به این صورت که این حجم از کشتار و ویرانی در حافظه نه تنها فلسطینیها، بلکه همه دشمنان صهیونیسم حک شود و آنها بدانند هر کسی که جرات مقاومت مقابل اسرائیل را داشته باشد، باید بهای بسیار سنگینی بپردازد.
این همچنین در چارچوب اصل مجازات جمعی است که صهیونیستها همواره به کار میگیرند؛ بر این مبنا که در قتل و کشتار میان هیچکس تمایزی قائل نمیشوند و هر موجود زندهای را سر راه خود ببینند نابود میکنند؛ تا جایی که همه از قدرت اسرائیل وحشت داشته باشند و هرگز مقابل آن نایستند.
در اینجا باید اعتراف کنیم که در برخی از موارد، صهیونیستها در تحمیل این استراتژی خود موفق عمل کردهاند و ما فریادهای کسانی را میشنویم که با ضربه اولیه شکست خوردهاند و اعلام میکنند که قدرت اسرائیل بینظیر است و ما چارهای جز تسلیم نداریم!
نبرد آگاهی میان حقانیت مقاومت و توحش صهیونیسم
اما بیایید برای لحظهای روایت دشمن را کنار بگذاریم. آنچه اکنون ما را نگران میکند، صرفاً نتیجه نبرد فعلی نیست، زیرا با وجود توحش بیش از حد صهیونیستها، نبرد طوفان الاقصی از نظر عملی همچنان پابرجاست، بلکه نکته نگران کننده مربوط به سایر ابعاد این رویارویی مداوم است که از 75 سال گذشته تاکنون ادامه دارد.
در اینجا هر کسی که بخواهد درباره مقاومت قضاوت کند، چه مردم عادی، چه مقامات و چه سیاستمداران، ابتدا باید به یک سؤال ساده پاسخ دهد: چه زمانی یک دولت در جنگ شکست میخورد؟ زمانی که واقعاً تصمیم میگیرد از حق مقاومت خود دست بکشد، سلاحهای خود را زمین بگذارد، سربازان خود را مرخص کند و تمایل خود را به ادامه زندگی در وضعیت کنونی و تحت ظلم اعلام کند.
مهمترین نکته در وضعیت فعلی ما این است که کسانی که مایل به مقاومت در برابر اشغال هستند، راههای بیشماری برای رسیدن به هدف خود پیدا خواهند کرد. با هر نسل، شگفتیهایی در روشهای به کار گرفته شده ظاهر میشود و مردم دوباره کشف میکنند که سرشت انسان ذاتاً بیعدالتی و اشغال را رد میکند.
در این میان، یک نفر که شجاعتر از بقیه باشد پیشگام میشود و ناگزیر ابتکار عمل را برای انجام آنچه لازم است به دست میگیرد و سپس صحنه به اندازه کافی گسترده خواهد شد تا همه را در بر بگیرد.
یک بار برای همیشه بیایید این موضوع را حل کنیم که هیچ بحثی در مورد مشروعیت، حقانیت یا ضرورت مقاومت وجود ندارد و مقاومت عملی است که منتظر اجازه هیچکس نیست و هیچکس در جهان هرگز حق مقاومت خود را منوط به کسب اجازه قبلی حتی از مردم خود نمیکند، چه برسد به دشمنانش.
اما در مورد رژیم صهیونیستی یک جنگ مهمتر وجود دارد که مربوط به افکار عمومی میشود؛ زیرا کسانی که در برابر این رژیم مقاومت میکنند، توسط قدرتهای بزرگ جهان که حامی صهیونیسم هستند، به عنوان ماجراجو شناخته میشوند و مقاومت آنها غیرقانونی، نامشروع و پرهزینه تلقی میشود، تا جایی که حتی جامعه مقاومت هم ناامید شود و به این نتیجه برسد که مقاومت آن در ازای بهایی که میپردازد، بیارزش است.
این آگاهی کاذب در واقع ابزاری اساسی در دست استعمار است که نه تنها مردم را از حقوق مادی خود محروم میکند، بلکه این باور را در میان ستمدیدگان القا میکند که سرنوشت آنها همین است که تحت ظلم و استعمار باشند و حق اعتراض ندارند و اگر بخواهند اعتراض کنند با وضعیت بدتری مواجه میگردند.
به عبارت دیگر، در نبرد برای آگاهی، دشمن میخواهد ما امور خود را طبق جدول زمانی آن تنظیم مجدد کنیم، ساعتهای خود را با دستاوردهای نظامی و امنیتی آن هماهنگ کنیم و همچنین احساس پیروزی کنیم تا خودمان را فریب بدهیم و هرگز کاری برای پیشرفت و ادامه نبرد انجام ندهیم.
در واقع آگاهی کاذبی که از تبار شکست میآید، وضعیت کنونی جهان را یک اصل ثابت و تغییر ناپذیر میبیند و بر این مبناست که همین که ما در شرایط بدتری قرار نگیریم یعنی پیروز شدهایم و باید این پیروزی را حفظ کنیم و دست به هیچ اقدامی نزنیم تا شکست نخوریم.
اما حقیقت آن است که مقاومت یک اصل ادامه دار است و نباید هرگز متوقف شود. همچنین ما اگر در یک جنگ با دشمن پیروز شدیم، این به معنی پیروزی مطلق و قطعی نیست و نباید فریب بخوریم و باید بدانیم که نبرد همچنان ادامه دارد.
به عنوان مثال مقاومت در سال 2000 و 2006 توانست صهیونیستها را شکست دهد و مانع رسیدن آنها به اهدافشان شود، اما این پایان جنگ نبود و امروز هم در قلب یک نبرد دیگر قرار داریم.
طوفان الاقصی و فروریختن «دیوار آهنین» رژیم صهیونیستی
از سوی دیگر، دشمن به یک شکل دیگر نیز برای فریب جامعه مقاومت تلاش میکند، به این صورت که خودش ادعای پیروزی مطلق دارد تا روحیه مقاومت را از بین ببرد. اما واقعاً اگر صهیونیستها به پیروزی مطلق رسیده بودند، آیا نیازی به ادامه این جنگهای طولانی داشتند؛ جنگهایی که میگویند برای محافظت از امنیت جبهه داخلی اسرائیل انجام میدهند.
در اینجا کافی است واکنش شهرک نشینان صهیونیست به جنگهای این رژیم را تماشا کنیم؛ جایی که از قتل عام زنان و کودکان غزه خوشحال میشوند و احساس میکنند که انتقام گرفتهاند، اما آیا واقعاً یک طرف پیروز اینگونه رفتار میکند؟ نه اینطور نیست.
وضعیتی که امروز صهیونیستها گرفتار آن شدهاند و برای تثبیت یک تصویر پیروزی دست و پا میزنند، مهمترین دستاورد تاریخ درگیری فلسطینیان و صهیونیستهاست و دستاوردی است که توسط مردم و مقاومت در غزه رقم خورد؛ کسانی که سالها و ماهها بدون وقفه فکر کردند، برنامهریزی کردند و آموزش دیدند و با تمام توان خود آماده شدند و سپس سحرگاه یک روز از خواب بیدار شدند و حماسهای را رقم زدند که داستان آن نسل به نسل منتقل میشود.
در آن روز، جهان ماهیت واقعی صهیونیسم را دید: نظامیانی که مانند یک موش وحشت زده فرار میکردند و شهرک نشینانی که مجبور شدند از سنگر پشت دیوار آهنین بیرون بیایند و طعمه شوند. این تصویر واقعی از حقانیت مقاومت است؛ مقاومتی که نسل طوفان الاقصی بر پایه آن بنا شد.
امروز درست است که بعد از یک نبرد طولانی، جامعه مقاومت بهای سنگینی داده و خسته شده، اما ابتکار عمل باید در دست مقاومت بماند و بیشترین وظیفهای که این جامعه دارد، پیروزی در نبرد آگاهی است، در مقابل دشمنی که همچنان میخواهد آن را تسلیم کند.
انتهای پیام/