به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، گسترش حملات یمن به تأسیسات نفتی و حیاتی عربستان، با توجه به تداوم بازدارندگی ضنعا و کاهش توانایی استراتژی نظامی عربستان برای تغییر موازنه قدرت، پیامدهای تشدید تنش بر امنیت، اقتصاد و آینده پروژههای سرمایهگذاری عربستان را دوباره در کانون توجه قرار داده است.
این معادله که یادآور تجربه هدف قرار دادن تأسیسات آرامکو در سال 2019 بود، به خطوط لوله نفت، تأسیسات صادراتی و تأسیسات استراتژیک نیز گسترش یافته و در نتیجه، پروژه تحول اقتصادی عربستان را با چالشهایی مواجه کرده است که فراتر از خسارات مستقیم، به مسئله ثبات و امنیت لازم برای جذب سرمایهگذاریها نیز کشیده میشود.
در همین حال گزارشها حاکی از آن است که مقامات سعودی به پناهگاههای مستحکم نقل مکان کردهاند و فعالیتهای اقتصادی و تفریحی به حالت تعلیق درآمده است.
عربستان در باتلاق تکراری یمن
در این زمینه ناصر قندیل، سردبیر روزنامه لبنانی البناء و تحلیلگر امور راهبردی منطقه در مقالهای به ابعاد این تحولات پرداخته و با اشاره به پیامدهای سنگین ادامه درگیریها برای اقتصاد عربستان نوشت: بعد از حملات یمن به تاسیسات آرامکو در سال 2019 ، توماس فریدمن، نویسنده و تئوریسن آمریکایی در روزنامه نیویورک تایمز در مقالهای با عنوان «محاسبات مجدد»، از مقامات سعودی خواسته بود که پس از شکست در اتکا به حمایت آمریکا و ناتوانی در تطبیق جنگ یمن با اجرای یک پروژه اقتصادی عظیم، استراتژی خود را مجدداً ارزیابی کنند.
امروز 7 سال از آن تجربه گذشته، اما عربستان سعودی تحت حکمرانی محمد بن سلمان، ولیعهد این کشور همان سیاستها را ادامه داده و و با عواقب بسیار بزرگتری نسبت به قبل روبرو شده است.
این در حالی است که در مرحله جدید، یمنیها حملات خود را در سراسر عربستان به شکل قابل توجهی گسترش دادهاند، از جمله تأسیسات آرامکو در ینبع، تأسیسات دمام و دفتر مرکزی این شرکت، تأسیسات نفتی در چندین شهر عربستان و فرودگاه بینالمللی ملک خالد در ریاض و سایر فرودگاههای این کشور که به طرز بیسابقهای حریم هوایی عربستان را خالی کرده است.
در همین حال منابع اقتصادی هشدار میدهند که ادامه تشدید تنشها، پروژه توسعه عربستان سعودی موسوم به «چشمانداز 2030» را در معرض خطر فزایندهای قرار داده است.
تداوم اصرار عربستان بر تکبر و غرور خود برای اعمال سلطه بر تصمیمات و حاکمیت یمن، عامل اصلی تشدید تنشها و به خطر انداختن پروژههای اقتصادی عربستان سعودی است. یمنیها هرگز به دنبال غصب خاک عربستان یا تجاوز به حاکمیت این کشور نبودهاند، بلکه خواستار حسن همجواری و ایجاد روابط مبتنی بر برابری و احترام متقابل بودند.
با این حال، عربستان سعودی تحت پوشش دفاع از آنچه «دولت مشروع در یمن» مینامید، به تجاوز خود علیه این کشور ادامه داد. این در حالی است که اساساً چیزی به نام دولت مشروع در یمن وجود ندارد و دوره انتقالی «عبدربه منصور هادی»، رئیسجمهور فراری یمن در سال 2014 به پایان رسید و قرار بود مرحله انتقالی راه را برای انتخابات ریاست جمهوری و پارلمانی هموار کند.
در این میان عربستان به جای حمایت از گفتگو میان یمنیها، به طرف مستقیم تجاوز علیه این کشور تبدیل شد و ادامه مداخله نظامی، محدودیتها بر رفت و آمد یمنیها و تعطیلی فرودگاهها و بنادر، این رویارویی را به سطحی رسانده است که دیگر نمیتوان با سازوکارهای قبلی آن را مهار کرد.
حفاظت از اقتصاد عربستان سعودی و سرمایهگذاری در آن، نیازمند امنیت و ثبات است و در حالی که تأسیسات عربستان سعودی همچنان در معرض تهدید حملات یمن هستند، امکان اجرای پروژههای حمل و نقل نفت، ساخت هتلها و زیرساختهای اصلی و برگزاری رویدادهای تفریحی زیر سوال میرود.
در همین راستا باید به اعلام تعلیق فعالیتها در بخش سرگرمی عربستان اشاره کنیم که آشکارکننده تناقض بین پروژه آزادسازی اقتصادی و جذب سرمایهگذاری از یک سو و ادامه جنگ علیه یمن از سوی دیگر است.
شکست تاکتیک تکراری عربستان در استفاده از مزدوران در یمن
در مورد درگیریهای زمینی میان نیروهای مسلح یمن با مزدوران وابسته به عربستان هم، مزدوران داخلی و خارجی که برای ورود به یمن آماده شده بودند، بودجه، سلاحهای پیشرفته، تخصص، آموزش و بازسازی دریافت کردند، اما عملکرد آنها در میدان نتوانست به اهدافشان برسد.
در اینجا با وجود اختلاف قابل توجه در منابع مالی و تسلیحاتی مزدوران وابسته به عربستان با نیروهای مسلح یمن، اما واقعیتهای میدانی حاکی از آن است که در اغلب موارد، مزدوران بعد از دریافت ضربات سنگین از یمنیها مجبور به فرار میشوند؛ به ویژه اینکه مزدوران انگیزهای جز پول برای جنگیدن ندارند و به همین خاطر حاضر نیستند جانشان را به خطر بیندازند.
این در حالی است که نیروهای صنعا در مناطق اشغالی یمن از حمایت مردمی شهروندان یمنی برخوردارند. همچنین یمنیها سابقه طولانی در مقاومت مقابل اشغالگران و متجاوزان دارند و عربستان باید این را بداند.
بهترین راه برای سعودیها این است که به مداخله در امور یمن و تحمیل هژمونی خود بر این کشور پایان داده و تجاوز و محاصره علیه این کشور را هم متوقف کنند.
فرسایش سیستم پدافندی عربستان و ناتوانی در محافظت از تاسیسات حیاتی
در اینجا لازم است به کاهش توانمندیهای پدافندی عربستان و دشواری مقابله با حملات یمن هم بپردازیم؛ جایی که موشکهای رهگیر موجود در زرادخانه نظامی عربستان به شکل قابل توجهی کاهش یافته و سیستم پدافندی این کشور قادر به مقابله موثر با حملات یمنیها نیست.
عربستان سعودی در سایه کاهش قابل توجه موشکهای رهگیر خود، چهل موشک پاتریوت از مصر و دوازده موشک از آلمان خریداری کرده است، علاوه بر تلاش برای تهیه موشکهای اضافی از امارات متحده عربی و سایر کشورها. اما حتی قرارداد هفت میلیارد دلاری عربستان سعودی با لاکهید مارتین برای تأمین جایگزینهای لازم کافی نیست.
این در حالی است که کمبود موشکهای سامانههای پدافند هوایی صرفاً محدود به عربستان سعودی نیست، بلکه به سایر کشورها نیز گسترش یافته و گزارشها حاکی از کمبود شدید این نوع موشکها در اوکراین و نیز زرادخانه رژیم صهیونیستی است؛ به طوری که آمریکا مجبور شده موشکهای رهگیر خود را از ژاپن و کره جنوبی برای پشتیبانی از نیروهای نظامی خود در منطقه، خارج کند.
این تحولات یک معضل استراتژیک ایجاد کرده است، زیرا محافظت از تأسیسات عربستان سعودی که در یک منطقه وسیع گسترش یافتهاند، مستلزم استقرار سامانههای پدافند هوایی در مکانهای متعدد و تأمین ذخایر کافی موشکهای رهگیر برای آنهاست.
در همین حال با توجه به پراکندگی گسترده تأسیسات نفتی، فرودگاهها، خطوط لوله نفت و زیرساختهای انرژی، متمرکز کردن سامانههای موجود در اطراف کاخهای سلطنتی و تعداد محدودی از تأسیسات حیاتی، حفاظت جامعی برای عربستان فراهم نمیشود.
از طرف دیگر، استراتژی یمنیها در پرتاب موشکها به شکل متوالی و استفاده از روشهای فنی که سامانه پاتریوت را گیج میکند، موجب موفقیت حملات یمن میشود.
بنابراین، ادامه رویارویی، کارایی قابلیتهای یمنیها و ذخایر موشکی آنها را افزایش میدهد، در حالی که همزمان اثربخشی پدافندهای سعودی و موجودی موشکهای رهگیر آنها را کاهش میدهد.
در این شرایط، تلاشها برای دستیابی به سامانههای دفاعی از کشورهای دیگر، از جمله پاکستان، ترکیه، آلمان، فرانسه و انگلیس ، برای رژیم سعودی بیفایده خواهد بود.
تشدید نگرانی سرمایهگذاران بعد از فرار مقامات سعودی به پناهگاه
اخیرا گزارشهای مطبوعات آمریکایی از جمله روزنامه وال استریت ژورنال نشان میدهد که وزرا و مقامات سعودی به پناهگاههای مستحکم رفتهاند و محمد بن سلمان هم دائما بین پناهگاهها جابجا میشود.
این گزارشها منعکسکننده میزان نگرانیهای امنیتی همراه با تشدید حملات بوده و سوالاتی را در مورد توانایی عربستان سعودی در ارائه ضمانتهای لازم به سرمایهگذاران در حالی که جنگ ادامه دارد، به وجود میآورد.
روشن است که سرمایهگذاری بدون امنیت نمیتواند رونق بگیرد و پروژههای بزرگ هتلداری، اماکن تفریحی و خطوط لوله نفت نیاز به محیطی پایدار دارند، در حالی که درگیریها این پروژهها را آسیبپذیر کرده است.
عربستان سعودی فرصتهای اقتصادی و منابع طبیعی داشت که سرمایهگذاران را جذب میکرد، اما درگیر شدن در یک جنگ گسترده با یمن، چشمانداز پروژه تحول اقتصادی سعودی را تضعیف کرده و تصویر عربستان را به عنوان یک محیط امن برای سرمایهگذاری به خطر انداخته است.
از قمار نظامی تا التماس برای آتش بس
در سایه تحولات موجود، درگیری میان عربستان و یمن وارد مرحلهای شده که عربستان دیگر نمیتواند روی تحقق اهدافی که جنگ را به خاطر آن آغاز کرد، حساب کند؛ به ویژه اینکه حملات مداوم یمن به مواضع حیاتی عربستان، گزینههای این کشور را محدود کرده است.
به همین دلیل است که طی هفتههای گذشته همزمان با تشدید حملات یمنیها، عربستان تلاشهای خود را برای متقاعد کردن صنعا جهت برقراری آتشبس افزایش داده و به میانجیهای منطقهای و بینالمللی متوسل شده است.
در پایان باید بگوییم یمن توانست معادلات خود را از طریق موشکها، پهپادها و حملاتی که اهداف حساسی را در عمق عربستان سعودی هدف قرار داد، تحمیل کند و ادامه این رویارویی دیگر تضمینی برای دستیابی ریاض به اهدافش نیست، چرا که مرحله بعدی به سمت جستجوی راهحلی خواهد بود که به مخمصه ایجاد شده توسط جنگ پایان دهد.
انتهای پیام/