به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مراجعه به ساحران، کاهنان، پیشگوها و دعانویسها سابقهای طولانی در تاریخ جوامع بشری دارد. انگیزه افراد برای مراجعه به این اشخاص متفاوت است؛ عدهای از سر کنجکاوی میخواهند از آینده خود باخبر شوند، برخی برای حل مشکلات خانوادگی، گشوده شدن بخت ازدواج یا جلب محبت دیگری به آنها پناه میبرند و گروهی دیگر تصور میکنند سحر و طلسمی در زندگیشان ایجاد شده و برای باطل کردن آن به دنبال راه چاره میگردند.
در مواردی نیز هدف، آسیب زدن به دیگران و برهم زدن زندگی خانوادگی یا روابط اجتماعی آنهاست. قرآن کریم در آیه 102 سوره بقره به رواج سحر در میان مردم بابل اشاره میکند و درباره کسانی میگوید که از آنچه بر هاروت و ماروت نازل شده بود، اموری میآموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی میانداختند: «فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ»؛ یعنی از آن دو چیزهایی میآموختند که بهوسیله آن میان مرد و همسرش جدایی میافکندند. این آیه نشان میدهد که ادعای استفاده از سحر برای آسیب زدن به روابط انسانی، پدیدهای تازه نیست؛ هرچند وجود چنین ادعاهایی به معنای تأیید درستی هر مورد یا پذیرش ادعاهای ساحران و دعانویسان نیست.
در این میان، باید میان آموزههای دینی، دعاهای معتبر و ادعیه مأثور از یکسو و خرافات، کلاهبرداری و ادعاهای بیاساس درباره طلسم و نیروهای پنهان از سوی دیگر تفاوت گذاشت. برخی دعانویسان با القای این تصور که زندگی فرد گرفتار سحر، طلسم یا دخالت موجودات نامرئی شده است، ترس و اضطراب او را تشدید میکنند و سپس برای باز کردن گرهی که خود در ذهن او ساختهاند، مبالغ هنگفتی مطالبه میکنند.
گاهی نیز با نوشتن اوراد نامفهوم، استفاده از نمادهای ناشناخته یا تجویز آویختن نوشتههایی به گردن، وابستگی روانی و مالی افراد را به خود افزایش میدهند.
در سنت اسلامی، درباره سحر و ارتباط آن با شیاطین هشدارهایی وجود دارد که لازم است به آنها توجه شود؛ چون نمونههایی که اکنون وجود دارد، در زمان پیامبر اکرم و اهل بیت وحی علیهمالسلام رخ میداد و ایشان نهی میکردند از اینکه افراد بخواهند به ساحر و کاهنی رجوع کنند.
خطر این جریان تنها در احتمال سوءاستفاده مالی خلاصه نمیشود؛ ترساندن افراد، تخریب اعتماد میان همسران، متهم کردن بیدلیل اطرافیان به سحر کردن و جایگزین کردن خرافات بهجای حل منطقی مشکلات، میتواند پیامدهای جدی خانوادگی و روانی داشته باشد. کسی که بهدلیل اختلاف زناشویی، تأخیر در ازدواج، شکست کاری یا مشکلات زندگی به دعانویس مراجعه میکند، ممکن است بهجای پیگیری علت واقعی مشکل، گرفتار چرخهای از ترس، اتهامزنی و پرداخت پول شود. ازاینرو، پناه بردن به دعاهای معتبر، توکل به خداوند و بهرهگیری از راهکارهای عقلانی و تخصصی برای حل مشکلات، مسیری مطمئنتر است. باید مراقب بود که نام دین و مفاهیمی مانند سحر و طلسم، ابزاری برای سلطه بر افراد آسیبپذیر نشود؛ زیرا گاه زیانبارترین طلسم، نه نوشتهای مرموز، بلکه ترسی است که یک شیاد در ذهن انسان میکارد و او را از اعتماد به عقل، ایمان و توانایی حل مشکلاتش محروم میکند و ترس هم برادر مرگ است.
در روایات اهلبیت علیهمالسلام، مراجعه به پیشگویان و ساحران تنها یک رفتار نادرست یا خرافی معرفی نشده، بلکه با تعابیر بسیار تندی از آن نهی شده است. امام صادق علیهالسلام منجمان، کاهنان و ساحران را بهشدت نکوهش کردهاند؛ این هشدار نشان میدهد که ادعاهای مربوط به کشف غیب و دستکاری سرنوشت انسانها، نباید بهعنوان راهی عادی برای حل مشکلات زندگی پذیرفته شود (شیخ صدوق، الخصال، ج 1، ص 296). پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله نیز از مراجعه به عرّاف نهی کرده و درباره کسی که نزد او برود و سخنانش را تصدیق کند، فرمودهاند که از آنچه خداوند بر محمد نازل کرده است، بیزاری جسته است (شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 6). عرّاف در این روایات به کسی گفته میشود که مدعی آگاهی از امور پنهان است و برای مثال، از محل اشیای گمشده یا دزدیدهشده خبر میدهد. بنابراین، مراجعه به افرادی که با ادعای آگاهی از اسرار پنهان، آینده اشخاص یا علت مشکلات زندگی، برای خود مرجعیت و قدرتی ویژه میسازند، با هشدارهای صریح روایی روبهروست.
امام صادق علیهالسلام در روایت دیگری فرمودهاند کسی که به کهانت بپردازد یا برای او کهانت انجام شود، از دین محمد صلی الله علیه وآله بیزاری جسته است (شیخ صدوق، الخصال، ج 1، ص 19). اهمیت این روایت در آن است که مسئله تنها به شخصی که ادعای پیشگویی میکند محدود نمیشود، بلکه مراجعهکننده و کسی را هم که برای او چنین کاری انجام میشود، دربرمیگیرد. از این منظر، باز کردن سر کتاب برای کشف آینده، تشخیص فردی که ادعا میشود سحر کرده است، پیدا کردن عامل اختلافات خانوادگی از راه پیشگویی یا تعیین سرنوشت ازدواج با مراجعه به مدعیان غیب، باید با جدیت مورد پرهیز قرار گیرد. البته باید میان پیشگویی و کهانت از یکسو و استخاره یا رجوع به متون دینی برای دریافت پند و راهنمایی از سوی دیگر تفاوت گذاشت؛ صرف استفاده از قرآن، بهتنهایی ماهیت یک عمل را مشروع نمیکند. اگر کسی با نام قرآن، ادعای قطعی درباره غیب مطرح کند یا دیگران را به اتهامهای بیاساس متهم سازد، نمیتوان کار او را صرفاً به دلیل استفاده از قرآن، دینی و معتبر دانست.
در مقابل این جریان، روایات اهلبیت علیهمالسلام میان دعا و تعویذ مشروع با اوراد ناشناخته و اعمال مشکوک تفاوت میگذارند. امام صادق علیهالسلام درباره استفاده از تعویذ برای چشمزخم، تب، دنداندرد و موارد مشابه فرمودهاند که این کار اشکالی ندارد، مشروط بر اینکه شخص بداند چه میگوید و چیزی را که نمیشناسد، وارد دعا و تعویذ خود نکند ( طب الأئمه، ص 48). این روایت معیار مهمی برای تشخیص دعاهای قابل اعتماد از نوشتههای مبهم و مشکوک به دست میدهد: دعا نباید پوششی برای ادعاهای نامعلوم، کلمات ناشناخته یا سوءاستفاده از اعتقادات مردم باشد. در روایت دیگری نیز امام صادق علیهالسلام فرمودهاند که بسیاری از تمیمهها، یعنی اشیا و نوشتههایی که برای محافظت یا دفع بلا به افراد آویخته میشوند، شرکآلودند ( طب الأئمه، ص 48). مقصود این نیست که هر نوشته یا دعای آویختهشدهای الزاماً شرک است؛ بلکه باید محتوای آن، اعتقاد شخص به اثرگذاری آن و میزان اتکای او به خداوند بررسی شود. نسبت دادن قدرت مستقل به اشیا، مهرهها، طلسمها یا نوشتههایی که مبنای معتبری ندارند، میتواند انسان را از توکل صحیح دور کند و به وابستگی به خرافات بکشاند.
ازاینرو، باید میان توسل به خداوند از راه دعاهای معتبر و مراجعه به مدعیانی که با وعده گشایش بخت، باز کردن طلسم، بازگرداندن محبت یا کشف اسرار زندگی درآمد کسب میکنند، مرزی روشن کشید. درست از کار درآمدن برخی گفتههای یک پیشگو نیز بهتنهایی دلیل بر صحت روش او نیست؛ زیرا ممکن است از اطلاعات قبلی، حدس، شناخت رفتار انسانها یا تصادف استفاده کرده باشد و حتی در روایات آمده که این کار توسط شیاطین جنی که به بخشی از غیب دسترسی دارند انجام شود. پس حتی نباید فریب صحت غیبگویی را خورد.
پیامبر صلیاللهعلیهوآله در این باره میفرماید شیاطین بهصورت پنهانی به سخنان آسمانی گوش میسپارند و گاهی چیزی از آن را دریافت میکنند و نزد کاهنان میبرند. کاهنان نیز مطالبی به آن میافزایند یا از آن کم میکنند؛ ازاینرو، گاهی سخنشان اشتباه از آب درمیآید و گاهی درست از آب درمیآید. (دعائم الإسلام، ج2، ص143)
همچنین نمیتوان هر مشکل خانوادگی، بیماری، شکست کاری یا اختلافی را به سحر و دخالت موجودات نامرئی نسبت داد. چنین نسبتهایی، بهویژه وقتی بدون دلیل مطرح شوند، ممکن است آرامش خانواده را از بین ببرند و زمینه بدگمانی و دشمنی را فراهم کنند. راه درست آن است که افراد به دعاهای شناختهشده و معتبر، مشورت با افراد آگاه و بررسی واقعی علت مشکلات تکیه کنند و در برابر کسانی که با ایجاد ترس و ادعای برخورداری از قدرتهای پنهان پول مطالبه میکنند، هوشیار باشند. دینداری به معنای پذیرفتن هر ادعایی با ظاهر مذهبی نیست، بلکه پایبندی به معیارهای دینی، عقل و پرهیز از خرافات است.
انتهایپیام/